شخصیت و شخصیت پردازی در نمایشنامه فعل محمد رضایی راد
محل انتشار: نهمین همایش بین المللی زبان و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ADABICONF09_212
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
زمینه و هدف این مقاله با تکیه بر نمایشنامه ی فعل محمد رضایی راد، به بررسی شخصیت و شخصیت پردازی در این اثر می پردازد. زمینه ی بحث از آنجا آغاز می شود که در درام معاصر، شخصیت تنها یک عنصر روایی نیست، بلکه کانون تولید معنا و بازتاب دهنده ی نسبت انسان با زبان، کنش و هویت است. در آثار رضایی راد، زبان از سطح ابزار بیان فراتر می رود و خود به نیرویی سازنده در شکل گیری شخصیت ها تبدیل می شود؛ به گونه ای که شخصیت ها در پیوند با مفاهیمی چون «فعل»، «اسم»، حضور و غیاب، و هویت زبانی تعریف می شوند. هدف این پژوهش، تبیین این نکته است که رضایی راد چگونه از ظرفیت های زبان و عناصر نمایشی برای ساخت شخصیت های چندلایه بهره می گیرد و این شیوه چه تاثیری بر پیشبرد روایت دارد. پرسش های اصلی مقاله بر انواع شخصیت ها، شیوه های شخصیت پردازی، و بسامد انواع شخصیت در این نمایشنامه متمرکز است. بر این اساس، فرض می شود که در اثر، شخصیت های اصلی، فرعی، پویا، ایستا، ساده و جامع حضور دارند و شخصیت پردازی هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم انجام می شود، هرچند غلبه با شیوه ی غیرمستقیم است. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه ی کتابخانه ای است. داده ها با اتکا به متن نمایشنامه و با بهره گیری از مبانی نظری شخصیت پردازی، به ویژه از منظر گفت وگو، کنش، محیط و نام گذاری تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد که در فعل، شخصیت پردازی اغلب غیرمستقیم و نمایشی است. فرهاد کاتب و لیلا آرش دو شخصیت محوری و پویا هستند که هویتشان در روند روایت و در تعامل با زبان، عشق و بحران شکل می گیرد. در مقابل، شخصیت هایی مانند سیمین افراشته، پریسا، آرش، گل خانم و ترانه علایی بیشتر نقش های فرعی، میانجی یا ایستا دارند و برای پیشبرد تعارض و روشن کردن ابعاد شخصیت های اصلی به کار می روند. رضایی راد از طریق کنش های معنادار، دیالوگ های فلسفی، فضاسازی مدرسه و نام گذاری های هدفمند، شخصیت را از حالت توصیفی به سطحی زنده، متحرک و دلالت مند می برد. نتیجه گیری، می توان گفت رضایی راد در این نمایشنامه شخصیت را به ابزاری برای پیشبرد داستان، آشکارسازی بحران هویت، و بازنمایی رابطه ی زبان و زیست انسانی تبدیل می کند. دستاورد عملی این مقاله آن است که الگویی تحلیلی برای خوانش نمایشنامه های زبان محور فراهم می سازد و می تواند در نقد ادبی، آموزش ادبیات نمایشی و تحلیل شخصیت در آثار معاصر فارسی به کار آید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمدرضا علی محمد زاده
گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، ایران
پروانه عادل زاده
گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، ایران
کامران پاشایی فخری
گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی تبریز، ایران