کارکرد صنایع بدیع در ایجاد لحن طنز و هجو در اشعار عبید زاکانی و انوری
محل انتشار: نهمین همایش بین المللی زبان و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ADABICONF09_201
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با رویکردی بلاغت محور و با روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی مکانیسم های تبدیل صنایع بدیع از آرایه های زیباشناختی به ابزارهای کارآمد در تولید گفتمان طنز و هجو می پردازد. با تمرکز بر دیوان اشعار عبید زاکانی و انوری ابیوردی به عنوان دو الگوی برجسته ادبیات انتقادی فارسی، این مطالعه نشان می دهد که چگونه صنایعی چون اغراق، تضاد، ایهام، وارونه سازی و تشبیهات نامتعارف، در بافت موقعیتی خاص، از حوزه زیبایی شناسی صرف خارج شده و به سازوکارهایی برای نقد اجتماعی، هجو سیاسی و طنز فلسفی بدل می شوند. یافته ها حاکی از آن است که اغراق در نزد انوری، با بزرگنمایی فراتر از مرزهای باورپذیری، به ابزاری برای بی اعتبارسازی هویت اجتماعی مخاطبان هجو تبدیل می شود، حال آنکه همین صنعت در دست عبید، با خلق ابرواقعیت های طنزآمیز، به عاملی برای عریان سازی تناقضات جامعه خود مبدل می گردد. همچنین، صنعت ایهام در اشعار عبید، با ایجاد ابهام های چندلایه، افزون بر کارکرد طنزآمیز، به کنایه های عمیق فلسفی و اجتماعی منجر می شود، درحالی که تضاد در شعر انوری، با برجسته سازی پارادوکس های حاکم بر روابط قدرت، مستقیما در خدمت هجو نظام اجتماعی قرار می گیرد. این تحقیق به این نتیجه رهنمون می شود که درک کامل گفتمان طنز و هجو در ادبیات کلاسیک فارسی، بدون تحلیل نقش محوری و کاربردی صنایع بدیع در تولید معانی انتقادی، ناتمام و ناکافی خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامرضا هاتفی اردکانی
استادیار گروه آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، یزد، ایران.
محمد عرفان اسلامی
دانشجوی کارشناسی آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان، یزد، ایران.