سیمای معشوق در شعر حافظ

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18

فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_192

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف تحلیل سیمای پیچیده و چندلایه معشوق در غزلیات حافظ شیرازی و کشف سازوکارهای زبانی و فکری شکل دهنده به این ابهام برنامه ریزی شده انجام شده است. با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر رویکرد هرمنوتیکی، این فرضیه مورد بررسی قرار گرفت که معشوق حافظ، مفهومی ایستا و تک معنا نیست، بلکه پدیده ای پویا و مرکب است که در محل تقاطع سه گفتمان مستقل ولی مرتبط—غنایی (عشق زمینی)، عرفانی (سلوک معنوی) و رندی (حکمت عملی زندگی)—شکل گرفته است. یافته ها نشان می دهد حافظ با به کارگیری استادانه و نظام مند صنعت «ایهام» به عنوان موتور محرکه ابهام، سطوح معنایی مختلفی را هم زمان فعال می کند. در یک سطح، معشوق با زیبایی های حسی و روابط روان شناختی زمینی تصویر می شود؛ در سطحی دیگر، به نمادی از جمال الهی و غایت سلوک عرفانی تبدیل می گردد؛ و در سطحی سوم، در هیات ساقی-رهنمایی رندانه ظاهر می شود که دوگانه های مقدس/نامقدس و ظاهر/باطن را درمی نوردد. افزون بر این، تحلیل تطبیقی با سعدی و مولانا، واکاوی نقش خواننده در تکمیل معنا، و بررسی بافت تاریخی نشان می دهد که این ابهام، پاسخی هنرمندانه به شرایط پیچیده عصر حافظ و دریچه ای به ناخودآگاه جمعی بشری است. نتیجه نهایی آن است که این ابهام ساختاری، نه ضعف، بلکه جوهره هنر و اندیشه حافظ است که شعر او را به متنی «باز»، مقاوم در برابر گذر زمان و قادر به گفت وگو با مخاطبان متنوع در اعصار مختلف تبدیل کرده است. این پژوهش، سیمای معشوق را کلید فهم جهان بینی ضدجزم، انعطاف پذیر و عمیقا انسانی حافظ می داند.