نقد روان شناختی شخصیت اصلی رمان مارون بر اساس رویکرد آدلر

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_172

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در رمان نویسی، شخصیت پردازی عمیق و چندبعدی نقشی کلیدی در باورپذیری اثر دارد. نظریه ی آلفرد آدلر با تاکید بر احساس حقارت و تلاش برای جبران آن از طریق سبک زندگی و اهداف خیالی، چارچوبی موثر برای تحلیل روانی شخصیت ها فراهم می کند. این رویکرد به نویسنده امکان می دهد تا رویدادهای داستان را بر پایه ی منطق درونی شخصیت ها پیش ببرد. رمان به عنوان قالبی گسترده، ظرفیت بالایی برای پرداخت به شخصیت ها دارد و می توان آن را از منظر روان شناسی بررسی کرد. آدلر که از بنیان گذاران روان شناسی فردی است، دیدگاهی منسجم درباره ی انگیزه ها و تحولات شخصیت ارائه داده است. نوشتار حاضر با تکیه بر آرای آدلر، شخصیت زلیخا در رمان مارون اثر بلقیس سلیمانی را به روش توصیفی–تحلیلی بررسی می کند. نتایج پژوهش نشان می دهد زلیخا در سراسر داستان در پی جبران احساس حقارت و رسیدن به کمال است و رفتارها و تصمیمات او در راستای این هدف معنا می یابند. مفاهیمی چون جنبه ی اجتماعی بودن، سبک زندگی و خود خلاق که از اصول بنیادین نظریه آدلر هستند، در شخصیت زلیخا حضوری پررنگ دارند.

نویسندگان

فاطمه سلیمانی

دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات فارسی