شعر فارسی از افق جهان روایی تا انسداد گفت وگوی بینافرهنگی (تحلیلی تطبیقی بر چرایی ناتوانی شعر معاصر فارسی در جهانی شدن)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 32

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_122

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

شعر فارسی، در دوره کلاسیک، بی آن که متکی بر قدرت سیاسی یا سلطه استعماری باشد، به زبانی جهان روایی تبدیل شد؛ زبانی که توانست تجربه های عام انسانی چون خرد، رنج، عشق و سرنوشت را در قالب روایت و تمثیل بیان کند و بدین سان با مخاطب، فراتر از مرزهای فرهنگی گفت وگو نماید. مسئله این پژوهش، بررسی چرایی ناتوانی شعر معاصر فارسی در تداوم این افق جهان مدار و گفت وگوی بینافرهنگی است. پرسش اصلی آن است که چرا شعر معاصر، با وجود نوآوری های زبانی و زیبایی شناختی، از جهانی شدن بازمانده است؟ فرضیه تحقیق بر این است که این ناتوانی نه از ضعف تخیل، بلکه از انسداد افق خطاب و غلبه درون گرایی زبانی و تاریخی ناشی می شود. این مقاله با رویکرد تحلیل تطبیقی هرمنوتیکی ، در مقایسه میان شعر کلاسیک فارسی (از فردوسی تا حافظ) و شعر معاصر (از فروغ تا شاملو و براهنی)، به روش تحلیل متن و مقایسه بینافرهنگی از منظر ترجمه پذیری و ظرفیت خطاب جهانی بهره می گیرد. ابزار تحقیق شامل بررسی متنی، تحلیل معناشناختی و مقایسه نمونه های شعری از فارسی و سایر حوزه های ادبی جهان (عربی، آمریکای لاتین، شرق دور) است. نتیجه نشان می دهد شعر کلاسیک فارسی با تکیه بر روایت و مفاهیم مشترک انسانی، تجربه ای جهان شمول می سازد؛ در حالی که شعر معاصر با تمرکز بر زبان بسته، استعاره های محلی و ذهنیت سیاسی - تاریخی، افق گفت وگو را محدود کرده است. دستاورد این پژوهش، بازشناسی ضرورت بازگشت شعر فارسی به افق خطاب انسانی و احیای ظرفیت گفت وگوی بینافرهنگی در جهان امروز است.

نویسندگان

امیرحسین رضایی

دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پیام نور اهواز

سمیرا شفیعی

دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس