تحلیل چندصدایی و تقابل گفتمان سلطنت و پهلوانی در شاهنامه با رویکرد باختینی در داستان پادشاهی بهمن و مرگ رستم

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_115

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

شاهنامه فردوسی، افزون بر جایگاه حماسی و ادبی خود، متنی مناسب برای بررسی تقابل نیروهای اجتماعی، سیاسی و ارزشی است. در این میان، داستان «پادشاهی بهمن و مرگ رستم» از برجسته ترین بخش هایی است که در آن رویارویی نهاد سلطنت و نهاد پهلوانی به صورتی آشکار و تراژیک بازنمایی می شود. مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که فردوسی چگونه از طریق سازمان دهی صداها، گفتارها و آگاهی های گوناگون، تقابل گفتمان سلطنت و پهلوانی را در این بخش از شاهنامه صورت بندی می کند. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر رویکرد باختینی انجام شده است و داده های آن به شیوه کتابخانه ای و بر اساس متن شاهنامه گردآوری شده اند. چارچوب نظری پژوهش بر مفاهیمی چون چندصدایی، گفتگومندی، ناهم زبانی و گفتار دوآوا استوار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این بخش از شاهنامه ساختاری تک صدایی و بسته ندارد، بلکه عرصه رویارویی و تعامل گفتمان های رقیب است. در این میان، رستم، زال و فرامرز نمایندگان گفتمان پهلوانی اند؛ گفتمانی که بر وفاداری، مردانگی، دفاع از سرزمین و منزلت اخلاقی تکیه دارد. در برابر، شغاد، شاه کابل و بهمن در سطوحی متفاوت نماینده گفتمان سلطنت و منطق قدرت اند؛ گفتمانی که با نیرنگ، کین خواهی، حذف رقیب و بازتعریف گذشته در پی تثبیت اقتدار خویش است. همچنین، حضور شخصیت هایی چون پشوتن سبب می شود که متن در افق تک گویی سلطنتی بسته نشود و امکان بازگشت گفتگومندی و چالش درونی در درون ساختار قدرت نیز فراهم آید. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که فردوسی در این داستان، تقابل سلطنت و پهلوانی را از سطح تعارض شخصیت ها فراتر می برد و آن را به رویارویی دو منطق گفتمانی و ارزشی بدل می سازد؛ رویارویی ای که در آن، با وجود غلبه ظاهری قدرت سیاسی، مشروعیت اخلاقی و حافظه تاریخی همچنان در جانب گفتمان پهلوانی باقی می ماند.

نویسندگان