بررسی مکتب رئالیسم از دیدگاه فاطمه ی سیاح
محل انتشار: نهمین همایش بین المللی زبان و ادبیات فارسی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 10
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ADABICONF09_104
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
رئالیسم چشم انداز واقعی زندگی و امر ملموس و بیرون از ذهن است، هدف آن کشف واقعیات و روابط درونی ما بین یک پدیده و دیگر پدیده ها است. رئالیسم مکتبی است که از قرن هجدهم شروع شده و از پیشگامان آن می توان به بالزاک، چارلز دیکنز و ماکسیم گرکی و غیره اشاره کرد. دکتر فاطمه سیاح از جمله نظریه پردازان رئالیسم در ایران است که سال ها در این راستا به تحقیق و پژوهش پرداخته است. او از رئالیسم در تمام زمینه های اجتماعی از جمله زنان و فمنیسم به کار برده است. ما در این تحقیق و پژوهش سعی بر آن داریم تا رئالیسم را از منظر دکتر فاطمه سیاح بررسی کنیم و با نظرات و اندیشه های وی در باب این مکتب ادبی بیشتر آشنا شویم. مکتب رئالیسم اصطلاح رئالیسم از ریشه ی لغت (رس) به معنی چیز است. یعنی چیزگرایی یا شیئیت و بر مکتبی در ادبیات اطلاق می شود که تصویری از واقعیات چشم اندازهای زندگی می باشد. رئالیسم اصطلاحی است که از حوزه ی تفکرات فلسفی وارد نقد ادبی شده است. مقصود از رئال (حقیقت) وضع، شیء و حالتی است کاملا عینی و درست نقطه مقابل ذهنی یعنی رئالیسم با امری ملموس و بیرون از ذهن سروکار دارد؛ حقیقت هم گسترده است و هم نسبت به زمان و شرایط اجتماعی متغیر. هدف رئالیسم جستجو و بیان کیفیات واقعی هر چیز و روابط درونی مابین یک پدیده و دیگر پدیده هاست. رئالیسم واکنشی است به جهان و ادبیات دوره ی رمانتیسم و طبیعی است که این واکنش برخاسته از شرایط جامعه و گرایش های حاکم بر آن است. رمانتیسم به شعر متمایل است؛ اما رئالیسم داستان را و دقیق تر رمان را به عنوان قالب مطلوب خویش برگزیده است. عصر رئالیسم یک عصر انتقادی است؛ عصری است که در برابر برتری حساسیت ذهنی و نیروی تخیل، با سلاح آگاهی روشن بینانه به مقابله برمی خیزد. آگاهی در این عصر از اولویت برخوردار است. مکتب رئالیسم حاصل دو دوره است: ۱- رئالیسم قرن هجده که پیشگامان آن در انگلستان داتیل دوفو و هنری فیلوبنگ می باشند. ۲- رئالیسم قرن نوزدهم که پیشوایان آن در فرانسه بومارشه، مرسیه، بالزاک و در انگلستان چارلز دیکنز، هنری جیمز و در روسیه گونچاروف و ماکسیم گرکی بوده اند. ۳- رئالیسم محصول عمده ی قرن نوزدهم است. در این قرن انبوهی از تجربه های علمی و صنعتی و فکری به وجود آمد که نه تنها باعث رفاه و آسایش مادی و معنوی بشر نشد بلکه باعث جنگ و انقلاب، ویرانی و شکنجه و آزار و کشتار جمعی شد. در این قرن طبقه ی متوسط شهری به وجود آمد که اهل داد و ستد و تجارت بود و همه چیز را در ثروت و مال اندوزی می دید و این طبقه از خود راضی و متعصب و کوته فکر بودند و با ادبیات سر ناسازگاری داشتند. رئالیسم با اثر انتقادی «تاریخ منابع مسیحیت» اثر رنان، در برابر خوش بینی سیاسی ویکتور هوگو و لامارتین، نهیلیسم اجتماعی فلوبر و دیگران به میان آمد. رئالیسم در حقیقت پیروزی حقیقت واقع بر تخیل و هیجان است. اهمیت این مکتب در این است که مکتب های بعدی نتوانسته اند از قدر و اعتبار آن بکاهد و بنای رمان نویسی و ادبیات امروز جهان بر روی آن نهاده شده است. رئالیسم به منزله ی اصطلاحی نقادانه به منظور اشاره به متونی به کار می رود که در آنها بین متن و واقعیت ارتباط مستقیم و تنگاتنگ برقرار است. نمونه های رئالیسم را می توان در نوع هایی نظیر رمان های قرن نوزدهم، فیلم های هالیوود و داستان های عامیانه دید. رئالیسم هم نوع خاصی از نگارش متونی است که به طریق واقع گرایانه ارائه شده اند و هم نام جنبشی ادبی که در دوران رونق نخستین رمان ها یعنی سال های ۱۸۳۰ تا ۱۸۹۰ جریان داشته است. به عقیده ی بسیاری از محققان رئالیسم واژه ی هرزه است و بر هر چیز می چسبد و به همین دلیل است که انواع رئالیسم پدید آمده است. در رمان رئالیستی بر زمان و مکان و روایی و عاطفی تکیه دارد نه زمان تقویمی؛ رمان رئالیستی خصلتی انتقادی، مبارزه جویانه و پیشروانه دارد؛ و به نفی گذشته و اثبات حال و آینده می پردازد. رمان رئالیستی جزئی نگر است و جزئی نگرانه به هستی نگاه می کند؛ زیرا رئالیسم زاده ی دوره ی بورژوازی و سرمایه داری است و در این دوره است که انسان همه چیز را با نگاهی جزئی نگرانه می نگرد. داستان رئالیستی در پی نشان دادن واقعیت است و نه ارزش گذاری بر آنها. تعامل انسان و جامعه مهم ترین مسئله ی رئالیسم است. چنانکه در مدیر مدرسه تعامل راوی داستان با جامعه، پیرامون مسئله ی شخصیت و مسئله ی داستان است. رئالیسم از شخص می خواهد در برابر مصیبت ها و بدبختی های خود بر قبول حقایق خارجی و جستجوی علل و عوامل حقیقی این مصائب بپردازد و با توجه به این مسائل بود که بالزاک به فاسد بودن جامعه ی خود پرداخت و این عبارت را بر زبان آورد «اجتماع پاریس گرد محور شمش های طلا می چرخید». روح سودجویی در همه ی شئون زندگی دمیده شده بود و به گفته ی خود بالزاک پول نقش قانون گذار را در حیات اجتماعی و سیاسی بازی می کرد.
نویسندگان
رضا موسی زاده
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی گرایش تطبیقی- دانشگاه رازی کرمانشاه-ایران