بررسی شخصیت شناسی زنان در رمان آنا کارنینا اثر لئو تولستوی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_095

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

زمینه تحقیق: رمان آنا کارنینا اثر لئو تولستوی، فراتر از یک داستان عاشقانه و تراژیک، بازتابی عمیق از وضعیت زنان در جامعه روسیه قرن نوزدهم است. از آنجا که خوانش صرفا توصیفی از شخصیت های زن نمی تواند ابعاد پنهان کشمکش های آنان را آشکار سازد، این پژوهش ضرورت می یابد. هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل شخصیت شناسی زنان - آنا، کیتی و دالی - از منظر روان شناختی، جامعه شناختی و ادبی انجام شد. همچنین این پژوهش در پی آن است که نشان دهد تحلیل شخصیت های زن در رمان، امکان فهم بهتر جایگاه زنان در جامعه و بازتاب نگرش انسانی و اجتماعی نویسنده را فراهم می آورد و مخاطب را به بازاندیشی درباره آزادی، اخلاق و تعامل فرد با جامعه دعوت می کند. روش تحقیق: این پژوهش با بهره گیری از چهارچوب نظری تلفیقی روان شناسی انسان گرا (آرای کارل راجرز و ابراهام مزلو) و جامعه شناسی جنسیت (مفاهیم «ساختار فرصت های جنسیتی» و «نقش های جنسیتی به مثابه محدودیت نهادی») به تحلیل شخصیت های سه گانه می پردازد. نتایج: یافته ها نشان می دهد که این سه شخصیت نه تنها بازتاب نقش های اجتماعی سنتی، بلکه نمایانگر تجربه های متنوع زنانه در بستر یک جامعه مردسالار هستند. آنا، کیتی و دالی هر یک در جستجوی معنا و هویت فردی اند و تعامل میان خواست ها و انگیزه های درونی با محدودیت ها و هنجارهای اجتماعی، مسیر زندگی و سرنوشت آنان را شکل می دهد. تولستوی با ارائه این شخصیت ها، زنان را موجوداتی پیچیده، چندلایه و دارای عاملیت به تصویر می کشد و نه صرفا بازتاب ارزش های اخلاقی زمانه، بلکه بازنمایی واقعیت انسانی و اجتماعی زنان را نشان می دهد. نتایج همچنین نشان می دهد که آنا نماد «شکست در خودشکوفایی» در غیاب پذیرش بی قید و شرط اجتماعی، کیتی الگوی «شرط زدایی از ارزش» و بازتعریف نقش ها از درون، و دالی تجسم «قربانی خاموش ساختار فرصت های جنسیتی» است. به این ترتیب، آنا کارنینا نه تنها یک اثر ادبی کلاسیک، بلکه گفتمانی پایدار درباره زن، اختیار و هویت انسانی است. این رویکرد نظری نشان می دهد که تولستوی، یک قرن پیش از صورتبندی این نظریه ها، با نبوغ هنری خود شبکه ی پیچیده ای از عاملیت، هنجار و سرکوب را در بستر جامعه ی اشرافی روسیه به تصویر کشیده است.