بازنمایی زن در رمان گلنار و آیینه اثر محمداعظم رهنورد زریاب و فیروزه اثر جلال اکرامی؛ مطالعه ای تطبیقی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 6

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ADABICONF09_065

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

بازنمایی جایگاه زن در ادبیات داستانی معاصر افغانستان و تاجیکستان یکی از مهم ترین عرصه های بررسی تحولات اجتماعی و فرهنگی این دو سرزمین است. ادبیات، به ویژه رمان، بستری برای بازتاب ساختارهای قدرت، ستم جنسیتی، و تلاش زنان برای بازیابی هویت فردی و اجتماعی خویش به شمار می رود. در این مقاله با رویکرد جامعه شناسی ادبی و نقد فمینیستی، به تحلیل تطبیقی دو رمان گلنار و آیینه اثر محمداعظم رهنورد زریاب از افغانستان و فیروزه اثر جلال اکرامی از تاجیکستان پرداخته شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که هر دو نویسنده، زن را در بستر جامعه ای مردسالار و گرفتار در محدودیت های تاریخی و سیاسی ترسیم می کنند؛ اما شیوه مواجهه و نوع کنش زن در این دو رمان متفاوت است. در گلنار و آیینه، زن در جست وجوی رهایی فردی و معنوی است و از خلال درد، فقر و محرومیت، به خودآگاهی می رسد؛ در حالی که در فیروزه، زن به عنوان نماد ملت و مقاومت جمعی در برابر نظام استبدادی و فروپاشی ارزش های اجتماعی تصویر می شود. تفاوت زمینه های فرهنگی افغانستان و تاجیکستان و تاثیر مستقیم تحولات سیاسی در شکل گیری شخصیت زن، در هر دو اثر مشهود است. با این حال، هر دو نویسنده کوشیده اند تا چهره ای انسانی، آگاه و فعال از زن ارائه دهند که برخلاف کلیشه های سنتی، خودآفرین و اندیشمند است.

نویسندگان

آیات کنعان

استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشکدهء ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه دمشق، دمشق، سوریه