مولفه های جریان سیال ذهن در رمان «سلوک» محمود دولت آبادی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 281

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLCSCONF24_067

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

رمان «سلوک» محمود دولت آبادی از نمونه های شاخص روایت ذهن محور در ادبیات داستانی معاصر فارسی است که در آن پیشروی روایت، بیش از آن که بر توالی علی–معلولی رخدادها استوار باشد، از منطق حرکت های پیوسته و گاه گسیخته ی آگاهی شخصیت ها تبعیت می کند. این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین مولفه های «جریان سیال ذهن» در سلوک، با روش توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر خوانش نزدیک متن انجام می شود. مسئله اصلی مقاله آن است که دولت آبادی با چه سازوکارهای زبانی و روایی، ذهنیت را به کانون سازمان دهنده ی روایت تبدیل می کند و این تکنیک چه نقشی در تولید معنا و شکل دهی تجربه روایی اثر دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد مولفه های محوری جریان سیال ذهن در سلوک عبارت اند از: تک گویی درونی و نزدیک کردن زبان روایت به گفتار ذهنی؛ تداعی آزاد و اتصال صحنه ها بر پایه همجواری های روانی به جای پیوندهای منطقی؛ گسست و آشفتگی زمانی در قالب رفت و برگشت های مکرر میان گذشته و حال و انواع زمان پریشی؛ چرخش کانون روایت و لغزش زاویه دید؛ پاره پاره سازی روایت همراه با جمله های ریتم مند و تکرارشونده؛ و سرانجام ابهام افکنی در مرز میان واقعیت بیرونی و واقعیت ذهنی. بر این اساس، مقاله نتیجه می گیرد که جریان سیال ذهن در سلوک صرفا یک شگرد فرمی نیست، بلکه سازوکاری برای بازنمایی بحران عاطفی و بی قراری سوژه و نیز صورت بندی تجربه هایی چون فقدان، تنهایی و زوال در سطح زبان و ساختار روایت است.

نویسندگان

حجت اله غ منیری

استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران. (نویسنده مسئول)

مهدی غفاری

دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد بروجرد، دانشگاه آزاد اسلامی، بروجرد، ایران.