تحلیل کارکرد موقعیت های جغرافیایی در روایت عاشقانه خسرو و شیرین نظامی گنجوی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LLCSCONF24_046

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

در ادبیات کلاسیک فارسی، مکان های جغرافیایی اغلب نقش پس زمینه ای ایفا می کنند، اما در منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی، این مکان ها کارکردی فراتر از بستر صرف رویدادها دارند و به عناصری روایی، استعاری و نمادین تبدیل می شوند. پژوهش حاضر می کوشد تا نقش موقعیت های جغرافیایی را در این منظومه، نه به مثابه ظرفی منفعل، بلکه به عنوان سازه هایی پویا و معناپرداز بررسی کند. روش پژوهش کتابخانه ای و تحلیلی‑توصیفی است. یافته ها نشان می دهد که هشت موقعیت کلیدی ارمنستان، بیستون، تیسفون (مدائن)، روم، قصر شیرین، چین، اصفهان و بزمگاه ها، هر یک لایه های معنایی مستقلی را بازتاب می دهند. بیستون تجسم گاه رنج و صداقت عشق فرهاد در برابر قدرت سیاسی خسرو است. ارمنستان به مثابه فضایی زنانه، هم نماد عدالت و وصال و هم نقدی بر جامعه مردسالار عصر نظامی به شمار می رود. تیسفون و روم به ترتیب مرکزیت سیاسی ایران و بیگانگی قدرت را بازنمایی می کنند که عشق را در چنبره مصلحت اندیشی حبس می کنند. قصر شیرین تجسم دل گیری فراق و بستر آشتی نهایی است. چین خاستگاه هنر و شخصیت هایی چون شاپور و فرهاد است و اصفهان با نقش آفرینی شکر، نماد هوس های زودگذر و عاملی برای تعمیق کشمکش های عاطفی محسوب می شود. در نتیجه نظامی با تبدیل جغرافیا به «زبان دوم روایت»، امکان خوانش چندسطحی (تاریخی، فلسفی، جنسیتی) از متن را فراهم ساخته است.

نویسندگان

فرود عبدالهی

دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه یاسوج، یاسوج، ایران

زهرا پوزشی

دانش آموخته کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز، شیراز، ایران