ارائه الگوی بومی تاب آوری راهبردی باشگاه های ورزشی ایران در شرایط بحران با رویکرد هوش مصنوعی و پایداری اقتصادی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SASM10_242

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: باشگاه های ورزشی به عنوان بازیگران کلیدی نظام ورزش حرفه ای در دهه اخیر با مجموعه ای از بحران های پیچیده و نوظهور مواجه شده اند که بقای سازمانی و پایداری اقتصادی آنها را به طور جدی تهدید کرده است (وارموس و همکاران، ۲۰۲۴). بحران هایی نظیر پاندمی کرونا، تحریم های اقتصادی، نوسانات شدید ارزی، کاهش منابع درآمدی پایدار و تحولات شتابان فناورانه، ساختارهای سنتی مدیریت باشگاه های ورزشی ایران را با چالش های بنیادین مواجه ساخته است. در چنین شرایطی صرف اتکا به راهبردهای کوتاه مدت یا واکنشی پاسخگوی محیط پرتلاطم و غیرقابل پیش بینی کنونی نیست و نیاز به رویکردهای راهبردی و آینده نگر بیش از پیش احساس می شود. در این میان مفهوم تاب آوری راهبردی به عنوان توانایی سازمان برای پیش بینی، انطباق و بازیابی در مواجهه با بحران ها، جایگاه ویژه ای در ادبیات مدیریت پیدا کرده است (سریواستاوا و همکاران، ۲۰۲۵). تاب آوری راهبردی فراتر از مقاومت صرف در برابر شوک ها بوده و بر یادگیری سازمانی، انعطاف پذیری ساختاری و تصمیم گیری هوشمند در شرایط عدم قطعیت تاکید دارد. هم زمان پیشرفت های فناورانه به ویژه در حوزه هوش مصنوعی فرصت های جدیدی را برای مدیریت ریسک، تحلیل داده های پیچیده و پشتیبانی از تصمیم گیری راهبردی فراهم آورده است (زریوح و عماره، ۲۰۲۵). با وجود این، بررسی ادبیات پژوهشی نشان می دهد که در ایران نقش هوش مصنوعی در ارتقای تاب آوری راهبردی باشگاه های ورزشی به ویژه با تمرکز بر پایداری اقتصادی کمتر به صورت نظام مند و بومی مورد مطالعه قرار گرفته است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هوش مصنوعی در ارتقای تاب آوری راهبردی باشگاه های ورزشی ایران در مواجهه با بحران های نوظهور و ارائه الگوی بومی مدیریت ریسک و پایداری اقتصادی انجام شده است. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی-توسعه ای، از نظر ماهیت کیفی و از حیث رویکرد استقرایی است. با توجه به ماهیت اکتشافی موضوع و فقدان الگوهای بومی در این حوزه، راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد انتخاب شد. این رویکرد امکان استخراج مفاهیم و روابط نظری را مستقیما از داده های میدانی فراهم می سازد و برای طراحی الگوهای مدیریتی در بسترهای پیچیده و نوظهور مناسب است. جامعه مشارکت کنندگان شامل مدیران عامل و اجرایی باشگاه های ورزشی، کارشناسان و متخصصان هوش مصنوعی در حوزه مدیریت و سیاست گذاران ورزشی بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق با ۱۵ نفر از خبرگان گردآوری گردید. فرآیند جمع آوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها مطابق با مراحل سه گانه نظریه داده بنیاد شامل کدگذاری، بازمحوری و انتخابی انجام شد. برای افزایش روایی و پایایی از بازبینی همتایان، بازگشت به مشارکت کنندگان و ثبت دقیق مراحل تحلیل استفاده گردید. یافته ها: تحلیل داده های کیفی منجر به شناسایی ۴۵۰ کد اولیه شد که پس از حذف موارد تکراری و ادغام مفاهیم مشابه به ۲۳۵ مفهوم نهایی تقلیل یافت. این مفاهیم در مرحله بعد در قالب ۲۰ مقوله فرعی سازماندهی شدند و نهایتا در چارچوب مدل پارادایمی نظریه داده بنیاد قرار گرفتند. در راستای نتایج پژوهش، تاب آوری راهبردی باشگاه های ورزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به عنوان پدیده محوری پژوهش شناسایی شد. شرایط علی موثر بر این پدیده شامل چالش های نهادی و مدیریتی، ضعف زیرساخت های فناورانه، اختلال در تصمیم گیری داده محور، وابستگی به منابع مالی ناپایدار و فقدان نظام مدیریت ریسک هوشمند بود. این شرایط در بستری از نااطمینانی اقتصادی، فشارهای محیطی و محدودیت های ساختاری تشدید می شوند. در واکنش به این شرایط، راهبردهایی نظیر تصمیم گیری داده محور، بهره گیری از هوش مصنوعی در پیش بینی و تحلیل ریسک، توسعه شایستگی های مدیریتی دیجیتال و یکپارچه سازی داده های مالی و عملکردی شناسایی شد. پیامدهای اجرای این راهبردها شامل بهبود پایداری اقتصادی، افزایش بهره وری مدیریتی، کاهش آسیب پذیری در برابر بحران ها، ارتقای انعطاف پذیری سازمانی و تقویت تاب آوری راهبردی باشگاه ها است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و نظریه داده بنیاد موفق به ارائه الگوی بومی تاب آوری راهبردی باشگاه های ورزشی ایران با تاکید بر نقش هوش مصنوعی شد. یافته ها نشان داد که هوش مصنوعی می تواند به عنوان یک توانمندساز راهبردی در مدیریت ریسک، پشتیبانی از تصمیم گیری داده محور و ارتقای پایداری اقتصادی باشگاه های ورزشی ایفای نقش کند. الگوی ارائه شده نشان می دهد که تاب آوری راهبردی باشگاه ها صرفا حاصل منابع مالی یا واکنش های مقطعی نیست، بلکه نتیجه تعامل نظام مند میان ساختارهای مدیریتی، فناوری های هوشمند و راهبردهای داده محور است. از منظر کاربردی، این الگو می تواند به عنوان چارچوبی عملی برای سیاست گذاری، برنامه ریزی و مدیریت بحران در باشگاه های ورزشی ایران مورد استفاده قرار گیرد و زمینه ساز حرکت به سوی حکمرانی هوشمند و پایدار در ورزش حرفه ای شود. همچنین نتایج این پژوهش می تواند مبنایی برای مطالعات کمی و توسعه مدل های تصمیم گیری پیشرفته در پژوهش های آینده فراهم آورد.

نویسندگان

علی حبیبی

کاندیدای دکتری مدیریت ورزشی دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران (نویسنده مسئول)

فاطمه سادات حسینی

دانشجوی ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران