الگوهای غالب و شکاف های پژوهشی در مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای: ایران یک مرور نظام مند
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_232
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه در دهه اخیر مسئولیت اجتماعی در ورزش حرفه ای از یک فعالیت حاشیه ای و خیرخواهانه به یکی از ارکان حکمرانی و مشروعیت سازمان های ورزشی تبدیل شده است. حرفه ای شدن، تجاری سازی و جهانی شدن ورزش موجب افزایش نفوذ اقتصادی و فرهنگی باشگاه ها و فدراسیون ها شده و در نتیجه انتظارات ذی نفعان نسبت به پاسخگویی اجتماعی این نهادها افزایش یافته است. راو و بر همکاران (۲۰۱۹) مرورهای نظام مند بین المللی نشان می دهند که پژوهش های مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای عمدتا پیامدهای اجتماعی کوتاه مدت، تعامل با جامعه محلی و چارچوب های کلاسیک مسئولیت اجتماعی متمرکز بوده اند، در حالی که همچنان خلاهایی در حوزه، حکمرانی، ارزیابی اثر بخشی و بومی سازی مفاهیم وجود دارد (فیسر، ۲۰۲۴؛ کارلینی و همکاران، ۲۰۲۵). در ایران نیز با وجود رشد کمی مطالعات در این حوزه تحلیل یکپارچه ای از روندها، الگوهای غالب و شکاف های پژوهشی ارائه نشده است. از این رو هدف پژوهش حاضر شناسایی و تحلیل الگوهای غالب و شکاف های پژوهشی در مطالعات مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای ایران طی سال های ۱۳۹۴ تا ۱۴۰۴ است. روش تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و از نظر رویکرد کیفی است که با استفاده از روش فراترکیب و بر مبنای چارچوب سندلوسکی و باروسو انجام شد. جست وجوی نظام مند در پایگاه های معتبر علمی داخلی شامل Civilica، NoorMags، Magiran، SID صورت گرفت. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ارتباط مستقیم با مسئولیت اجتماعی در ورزش حرفه ای ایران، انتشار در بازه زمانی تعیین شده و برخورداری از چارچوب علمی مشخص، از میان ۵۸ مطالعه اولیه، ۱۰ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. داده ها به صورت خط به خط کدگذاری و از طریق مقایسه مستمر تحلیل شدند. به منظور تضمین اعتمادپذیری کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل انجام و ضریب کاپای کوهن (۰.۹۱) نشان دهنده سطح توافق عالی بود. این رویکرد امکان ارائه تفسیری یکپارچه از وضعیت دانش موجود و شناسایی خلاهای ساختاری در ادبیات داخلی را فراهم ساخت. یافته ها: نتایج فراترکیب نشان داد که ادبیات داخلی مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای ایران تحت تاثیر پنج الگوی غالب قرار دارد: (۱) غلبه رویکرد سازمان محور و تمرکز بر باشگاه ها و فدراسیون ها؛ (۲) اتکای مفهومی به ابعاد کلاسیک مسئولیت اجتماعی نظیر مدل کارول و استاندارد ISO ۲۶۰۰۰؛ (۳) تاکید بر پیامدهای رفتاری مانند نگرش، هویت تیمی و وفاداری هواداران (همسو با یافته های بخشنده و همکاران ۱۳۹۴، منتظری و همکاران ۱۳۹۸)؛ (۴) تمرکز موضوعی بر فوتبال حرفه ای؛ و (۵) گرایش اخیر به طراحی مدل های بومی در سطح نهادی (احمدی و همکاران ۱۴۰۳، یکه خان و همکاران ۱۴۰۳). این الگوها با روندهای گزارش شده در ادبیات بین المللی همخوانی دارند که نشان می دهد پژوهش های CSR در ورزش حرفه ای غالبا پیامدمحور و سازمان محور هستند (کارلینی، ۲۰۲۵). در مقابل، پنج شکاف اصلی نیز شناسایی شد: شکاف مفهومی (نبود تعریف بومی منسجم از مسئولیت اجتماعی متناسب با ساختار نهادی ورزش ایران)؛ شکاف روش شناختی (غلبه مطالعات کمی و کمبود پژوهش های تفسیری عمیق)؛ شکاف ذی نفعان (کم توجهی به نقش رسانه ها، اسپانسرها و جامعه محلی)؛ شکاف بافتی (غفلت از سایر رشته ها و ورزش زنان) و شکاف اجرایی-سیاستی (فقدان شاخص های ارزیابی و پیوند ضعیف میان پژوهش و حکمرانی ورزشی). این یافته ها با تاکید فیستر (۲۰۲۴) بر ضرورت توسعه رویکردهای زمینه مند و چندسطحی در تحلیل مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای هم راستا است. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که ادبیات مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای ایران علی رغم رشد کمی، همچنان از عدم انسجام مفهومی، تمرکز محدود بافتی و ضعف در پیوند با سیاست گذاری اجرایی رنج می برد. تداوم رویکرد پیامدمحور و سازمان محور بدون توجه به سطوح حکمرانی، سازوکارهای ارزیابی و مشارکت ذینفعان می تواند مانع از نهادینه سازی مسئولیت اجتماعی به عنوان یک راهبرد پایدار در ورزش حرفه ای شود. توسعه چارچوب های بومی متناسب با ساختار نهادی ایران، انجام مطالعات کیفی چندسطحی و تقویت ارتباط میان پژوهش دانشگاهی و نظام تصمیم گیری ورزشی از مهم ترین دلالت های این پژوهش است. این مطالعه با ارائه مدلی مفهومی از الگوهای غالب و شکاف های پژوهشی، زمینه نظری برای بازاندیشی در مسیر آینده تحقیقات مسئولیت اجتماعی ورزش حرفه ای در ایران فراهم می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرشته سمیعی
گروه آموزش تربیت بدنی دانشگاه فرهنگیان تهران، ایران
زهره رضایی
گروه علوم ورزشی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ملایر ملایر، ایران