بررسی تاثیر اصول مدیریت توسعه گرا بر گسترش استعدادیابی ورزشی در فعالیت های ورزشی در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65
فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_192
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: استعداد یکی از مهم ترین عوامل تعیین کننده موفقیت ورزشی است و به توانایی طبیعی یا اکتسابی فرد برای یادگیری سریع تر و اجرای بهتر مهارت ها اشاره دارد. تفاوت های فردی در سرعت رشد مهارتی، ظرفیت جسمانی و ویژگی های روانی مبنای شکل گیری فرایند استعدادیابی در ورزش محسوب می شود (ابراهیمی و همکاران، ۱۴۰۲). استعدادیابی در ورزش فرایندی نظام مند برای شناسایی کودکانی است که احتمال می رود در آینده در رشته ای خاص عملکرد بالاتری داشته باشند. این فرایند بر مجموعه ای از ارزیابی های جسمانی، روان شناختی و مهارتی متکی است و هدف آن پیش بینی توان بالقوه و هدایت فرد به مسیر مناسب رشدی است (Larkin & Reeves, ۲۰۱۸; Baker et al., ۲۰۱۹). مدارس به عنوان گسترده ترین محیط تربیتی کشور ظرفیت مهمی برای شناسایی و پرورش استعدادهای ورزشی دارند. با این حال، استعدادیابی مدرسه ای با چالش هایی مانند کمبود زیرساخت، نبود نگاه بلندمدت، نا آشنایی معلمان با روش های علمی و ضعف تعامل با خانواده ها روبه رو است (مظفری و همکاران، ۱۴۰۲). این چالش ها ضرورت بهره گیری از رویکردهای مدیریتی نوین را برجسته می کند. یکی از این رویکردها مدیریت توسعه گرا است که با تاکید بر برنامه ریزی بلندمدت، توسعه سرمایه انسانی، مشارکت جویی و بهبود مستمر می تواند زمینه ارتقای کیفیت استعدادیابی در مدارس را فراهم سازد. از منظر مدیریت توسعه گرا، توسعه نقش و توانمندسازی معلمان تربیت بدنی، ایجاد فرهنگ مدرسه ای حمایت گر از ورزش و سرمایه گذاری در زیرساخت ها از ارکان اصلی موفقیت در استعدادیابی مدرسه ای است. پژوهش های بین المللی نیز تاکید می کنند که محیط های آموزشی با رویکرد سیستمی و مشارکتی بستر موثرتری برای رشد استعدادهای ورزشی ایجاد می کنند (Henriksen et al., ۲۰۲۰). بنابراین، به کارگیری اصول مدیریت توسعه گرا می تواند چشم اندازی راهبردی برای بهبود فرایند شناسایی و پرورش استعدادهای ورزشی در مدارس ارائه کند و به ارتقای کیفیت توسعه ورزش دانش آموزی منجر شود. روش تحقیق: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی است و با رویکرد کمی انجام شده است. جامعه آماری شامل معلمان تربیت بدنی، مربیان ورزش و کارشناسان تربیت بدنی بود و بر اساس جدول مورگان ۲۸۴ نفر با نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته با روایی تایید شده و پایایی مناسب (آلفای کرونباخ ۰.۸۷ و ۰.۹۱) بود. تحلیل داده ها با آمار توصیفی و استنباطی در SPSS۲۱ انجام شد و پس از بررسی نرمال بودن داده ها، از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه استفاده گردید. یافته ها: آزمون نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنف تایید شد. ضریب همبستگی پیرسون بین مدیریت توسعه گرا و استعدادیابی ورزشی مثبت و معنی دار (۰.۶۸، p<۰.۰۱) بود که نشان دهنده رابطه قوی میان این دو متغیر است. تمامی مولفه های مدیریت توسعه گرا با استعدادیابی ورزشی و ابعاد آن رابطه مثبت و معنی داری داشتند. بیشترین تاثیر مربوط به توانمندسازی منابع انسانی بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که چهار مولفه توانمندسازی منابع انسانی، یادگیری سازمانی، برنامه ریزی توسعه و مشارکت جویی به ترتیب وارد مدل شدند و در مجموع ۵۳ درصد از تغییرات استعدادیابی ورزشی را پیش بینی کردند. نتیجه گیری: به کارگیری اصول مدیریت توسعه گرا نقش مهمی در ارتقای کیفیت و اثربخشی استعدادیابی ورزشی در مدارس دارد. توانمندسازی معلمان تربیت بدنی کلیدی ترین عامل است که ارتقای آن از طریق آموزش تخصصی، توسعه حرفه ای و فرصت های یادگیری مستمر امکان پذیر است. همچنین، برنامه ریزی بلندمدت و یکپارچه همراه با مشارکت ذینفعان برای استمرار و اثربخشی فرآیند استعدادیابی ضروری است. یادگیری سازمانی و فرهنگ اشتراک دانش هم باید در مدارس تقویت شود. در مجموع، استعدادیابی ورزشی در مدارس فرایندی چندبعدی است که موفقیت آن در گرو رویکرد سیستماتیک و توسعه محور است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
احمد رضا صورتی مرنی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه تهران (نویسنده مسئول)
مژگان رحمانی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت برنامه ریزی آموزش عالی دانشگاه علم و فرهنگ