تحلیل نقش قراردادهای اسپانسری در تقویت دیپلماسی ورزشی و قدرت نرم کشورها در رویدادهای بین المللی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_184
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: در سال های اخیر ورزش از یک پدیده رقابتی فراتر رفته و به عرصه ای برای کنش های ژئوپلیتیکی تعاملات فرهنگی و رقابت های اقتصادی میان کشورها تبدیل شده است. در این میان قراردادهای اسپانسری نقش مهمی در پیوند میان اقتصاد ورزش دیپلماسی عمومی و قدرت نرم ایفا می کنند و به ابزاری تبدیل شده اند که فراتر از حمایت مالی، در شکل دهی به تصویر بین المللی کشورها، انتقال ارزش های فرهنگی و ایجاد جذابیت سیاسی موثرند. الشیخی و همکاران (۲۰۲۵) بر اساس دیدگاه قدرت نرم جوزف نای، کشورها زمانی توانمندتر می شوند که بتوانند به جای اجبار یا تهدید از طریق جذابیت، فرهنگی، شیوه زندگی و نمادهای ورزشی مورد پذیرش جهانی بر دیگران تاثیر بگذارند (نای ۲۰۲۳). پژوهش ها نشان داده اند که سرمایه گذاری نظام مند و هدفمند شرکت های معتبر یک کشور در تیم ها، باشگاه ها و رویدادهای بین المللی می تواند موجب درونی سازی تصویر برند ملی در ذهن میلیون ها مخاطب جهانی و شکل گیری نوعی پیوستگی میان برند و ملت شود؛ پیوستگی ای که به مرور زمان در قالب تصویر ذهنی مثبت، هویت فرهنگی و نفوذ نرم بازنمایی شده و به تقویت دیپلماسی ورزشی منجر می شود. فاوری و همکاران (۲۰۲۵) منابع علمی اخیر نیز نشان می دهند که رویدادهای بزرگ مانند جام جهانی فوتبال، بازی های المپیک و مسابقات قهرمانی قاره ای نه تنها بستر رقابت ورزشی هستند بلکه میدان تولید معانی سیاسی و فرهنگی محسوب می شوند؛ زیرا بیشترین مخاطب جهانی را دارند و از طریق پوشش رسانه ای گسترده قدرت انتقال پیام های نمادین کشورها را چند برابر می کنند. بزابیه و همکاران (۲۰۲۵) با این حال تحلیل های موجود نشان می دهد که این شرکت ها و دولت ها از قدرت نمادین اسپانسری برای مدیریت برداشت های جهانی، تعدیل تنش های سیاسی، نفوذ در بازارهای جدید و ایجاد روابط فرهنگی پایدار بهره می گیرند. این واقعیت سبب شده است که مطالعه نقش قراردادهای اسپانسری در تقویت دیپلماسی ورزشی و قدرت نرم به یکی از موضوعات کلیدی در ادبیات جدید سیاست گذاری ورزش تبدیل شود. روش تحقیق: پژوهش حاضر با هدف تحلیل سازوکارها و پیامدهای اسپانسری در تقویت قدرت نرم کشورها انجام شد و برای این منظور از رویکرد کیفی-تحلیلی و روش تحلیل اسنادی بهره گرفته شد. در این مطالعه اسناد رسمی کمیته بین المللی المپیک، فیفا و سایر نهادهای بین المللی ورزش، گزارش های معتبر شرکت های اسپانسری، بزرگ قراردادهای تجاری منتخب و حدود پنجاه منبع علمی منتشر شده از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل داده ها با رویکرد تحلیل مضمون انجام شد؛ ابتدا مضامین مرتبط با قدرت نرم، دیپلماسی ورزشی، اقتصاد سیاسی ورزش و سازوکارهای اسپانسری استخراج شد و سپس این مضامین در تعامل با داده های استقرایی گسترش یافتند تا الگوی نهایی مفهوم پردازی شود. اعتبار تحلیل از طریق بازبینی همتایان و مثلث سازی منابع تقویت گردید. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که قراردادهای اسپانسری نخست نقش مهمی در تولید سرمایه نمادین کشورها دارند. حضور برجسته یک شرکت ملی در رویدادهای نمادین با مخاطبان جهانی به ویژه در ورزش هایی مانند فوتبال، بسکتبال یا المپیک، نه تنها منجر به افزایش شناخت از برند می شود بلکه کشور مبدا آن برند را به شکلی ناخودآگاه در ذهن مخاطب جهانی جذاب، مدرن، توانمند و قابل اعتماد جلوه می دهد. این بازنمایی نمادین نوعی سرمایه فرهنگی-سیاسی ایجاد می کند که اساس قدرت نرم یک کشور محسوب می شود. دومین یافته نشان داد که اسپانسری از طریق پوشش رسانه ای گسترده توانایی کشورها در توزیع پیام های فرهنگی را چند برابر می کند؛ رنگ ها، نمادها، شعارها و روایت های فرهنگی اسپانسر در طول رویدادهای بین المللی به صورت مکرر در معرض دید میلیون ها نفر قرار می گیرند و به این ترتیب برند ملی به بخشی از تجربه احساسی مخاطب جهانی تبدیل می شود. این تجربه رسانه ای ظرفیت زیادی برای تقویت دیپلماسی عمومی دارد زیرا پیام ها به صورت غیرمستقیم و بدون مقاومت سیاسی انتقال می یابند. سومین یافته به نقش اسپانسری به عنوان محرک تعاملات دیپلماتیک اشاره دارد؛ بررسی موارد مختلف نشان داد که قراردادهای اسپانسری اغلب منجر به شکل گیری روابط رسمی و غیررسمی میان دولت ها، شرکت ها، کنفدراسیون های ورزشی و سرمایه گذاران می شوند. این روابط از طریق امضای تفاهم نامه های تجاری، حمایت از توسعه ورزش در کشورهای دیگر، همکاری های فرهنگی یا مشارکت در پروژه های مشترک ایجاد می شوند و در برخی موارد حتی به کاهش تنش های سیاسی یا ایجاد کانال های ارتباطی پایدار کمک کرده اند. این نشان می دهد که اسپانسری تنها یک قرارداد اقتصادی نیست بلکه مکانیسمی برای توسعه شبکه های ارتباطی جهانی است. چهارمین یافته پژوهش بر تاثیر قراردادهای اسپانسری بر ژئوپلیتیک ورزش تمرکز داشت. نتایج نشان داد کشورهایی که با برنامه ریزی کلان و در چارچوب راهبرد ملی به حوزه اسپانسری بین المللی وارد شده اند توانسته اند جایگاه خود را در ساختار قدرت ورزش جهانی تقویت کنند؛ نمونه هایی مانند ورود کشورهای آسیایی به مالکیت باشگاه های اروپایی یا حمایت آن ها از رویدادهای جهانی موجب افزایش نفوذ سیاسی این کشورها در نهادهای بین المللی ورزش شده و قدرت چانه زنی آنان را تقویت کرده است. پنجمین یافته پژوهش نشان داد که اسپانسری سبب گسترش روابط فرهنگی میان کشورها می شود؛ مخاطبان جهانی از طریق مواجهه با پیام های تبلیغی که منعکس کننده ارزش های فرهنگی یک ملت است نسبت به آن کشور احساس نزدیکی، جذابیت یا اعتماد بیشتری پیدا می کنند. از این منظر اسپانسری به ایجاد پل های فرهنگی میان ملل کمک کرده و نقش موثری در گسترش سرمایه اجتماعی جهانی دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد قراردادهای اسپانسری ورزشی ابزار کلیدی در تقویت قدرت نرم و دیپلماسی ورزشی کشورها محسوب می شوند. این قراردادها از طریق ایجاد سرمایه نمادین، بازنمایی رسانه ای گسترده، توسعه روابط دیپلماتیک و ایجاد پیوندهای فرهنگی به ارتقای تصویر بین المللی کشورها کمک می کنند. بر اساس یافته ها کشورهایی که از راهبرد هماهنگ و یکپارچه در حوزه اسپانسری، دیپلماسی عمومی و رسانه بهره می گیرند قادرند جایگاه خود را در عرصه ژئوپلیتیک ورزش تقویت کرده و قدرت نرم خود را افزایش دهند. بنابراین، سیاست گذاران ورزشی لازم است نگاه خود را از اسپانسری به عنوان یک ابزار صرفا مالی فراتر برده و آن را به عنوان ابزار راهبردی در مدیریت روابط خارجی، ارتقای تصویر بین المللی و توسعه دیپلماسی ورزشی مورد توجه قرار دهند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد فیروزی
دانشجوی دکترای مدیریت ورزشی واحد همدان دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
مجید سلیمانی
گروه تربیت بدنی واحد ملایر دانشگاه آزاد اسلامی ملایر ایران