آینده نگاری برند ملی وزنه برداری ایران: طراحی مدل حکمرانی برند برای ارتقای تصویر جهانی تا المپیک ۲۰۳۲

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SASM10_104

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مقدمه: وزنه برداری ایران به عنوان یکی از مهمترین رشته های مدال آور کشور همواره نقش برجسته ای در شکل دهی به هویت ورزشی ملی و ارتقای دیپلماسی ورزشی ایران در رقابتهای بین المللی داشته است (مرادی و همکاران ۱۴۰۲). با این حال تحولات پرشتاب محیط جهانی ورزش، پیچیدگی ساختار حکمرانی فدراسیون های بین المللی، تغییر انتظارات افکار عمومی جهانی، رقابت شدید کشورها در حوزه برندسازی ورزشی، ظهور رسانه های دیجیتال و حساسیت فزاینده نسبت به موضوعاتی همچون شفافیت، پاکی، اخلاق حرفه ای و مدیریت ریسک (هیو و همکاران ۱۴۰۳) ضرورت نگاهی آینده محور به برند ملی وزنه برداری ایران را بیش از پیش آشکار ساخته است. در سال های اخیر چالش هایی نظیر ناپایداری مدیریتی، ضعف در یکپارچگی روایت های برند، محدود بودن دیپلماسی رسانه ای، تهدیدهای ناشی از پرونده های دوپینگ، افول جایگاه ایران در برخی رویدادهای جهانی، ناکارآمدی نظام ارتباط با ذینفعان و نبود ساختار حکمرانی برند منسجم سبب شده است که تصویر جهانی وزنه برداری ایران دچار نوسان شده و نیاز به بازسازی راهبردی داشته باشد (شربت زاده و همکاران ۱۴۰۴). بنابراین آینده نگاری استراتژیک به عنوان رویکردی برای تحلیل روندهای کلیدی، شناسایی پیشران های تغییر، پیش بینی عدم قطعیت های بحرانی و طراحی مسیرهای ممکن می تواند بنیانی جهت ترسیم چشم انداز مطلوب و برنامه ریزی برای شکوفایی برند ملی وزنه برداری تا المپیک ۲۰۳۲ ایجاد کند. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل حکمرانی برند ملی وزنه برداری ایران با رویکرد آینده نگاری استراتژیک و ارائه چارچوبی علمی برای ارتقای تصویر جهانی این رشته است. روش تحقیق: پژوهش در سه مرحله انجام شده است؛ مرحله اول شامل انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۲۳ تن از خبرگان حوزه ورزش، حکمرانی، رسانه، دیپلماسی ورزشی و بازاریابی بین المللی بود که داده ها از طریق تحلیل مضمون استخراج و طبقه بندی شدند. مرحله دوم بر آینده نگاری متمرکز بود و در آن از روش هایی همچون تحلیل پیشران ها، تحلیل عدم قطعیت های بحرانی، ساخت سناریو و نقشه برداری آینده برند استفاده شد. در مرحله سوم جهت اعتبارسنجی مدل نهایی حکمرانی برند از مدلسازی ساختاری تفسیری و تحلیل معادلات ساختاری استفاده شد و داده های کمی از طریق پرسشنامه از ۱۸۰ نفر از ذینفعان حوزه وزنه برداری جمع آوری گردید. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برند وزنه برداری ایران در وضعیت دوگانه ای قرار دارد؛ از یک سو سرمایه نمادین بزرگی شامل سابقه طلایی مدال آوران، هویت فرهنگی تاریخی و چهره های ملی محبوب در اختیار دارد و از سوی دیگر با چالش هایی چون ضعف در روایت سازی، نبود نظام مدیریت تصویر، کاهش تعاملات رسانه ای موثر، فقدان یک پلتفرم دیجیتال منسجم، ناکارآمدی در مدیریت داده ها، نبود استراتژی ارتباطات بین المللی، پراکندگی در فعالیت های تبلیغاتی و تهدیدهای مرتبط با دوپینگ مواجه است. تحلیل پیشران ها ده عامل کلیدی را به عنوان عناصر اثرگذار بر آینده برند شناسایی کرد: حکمرانی شفاف و پاسخگو، مدیریت ریسک و کنترل دوپینگ، تحول دیجیتال و رسانه های نوین، توسعه سرمایه انسانی، کیفیت تعاملات بین المللی، تقویت دیپلماسی ورزشی، روایت سازی هویتی، استعدادیابی و نخبه پروری، علمی تامین مالی پایدار و توسعه اسپانسری و مدیریت روابط با جامعه هواداران و افکار عمومی جهانی. تحلیل سناریوها نشان داد که آینده برند ملی وزنه برداری ایران می تواند در سه مسیر متفاوت قرار گیرد؛ در سناریوی مطلوب با اتکا به حکمرانی شفاف، ارتقای مدیریت رسانه، به کارگیری فناوری های نوین، کنترل موثر دوپینگ و توسعه تعاملات جهانی می توان شاهد شکوفایی دوباره برند ایران در مسیر المپیک ۲۰۳۲ بود؛ در سناریوی تعادل نسبی، اصلاحات محدود و بهبودهای جزئی موجب تثبیت نسبی وضعیت می شود؛ اما در سناریوی افول استمرار ضعف های مدیریتی، بحران های رسانه ای و عدم کنترل ریسک ها می تواند به کاهش جایگاه جهانی ایران منجر گردد. مدل نهایی حکمرانی برند که از طریق روش ISM به دست آمد، شامل پنج سطح است: سطح راهبردی کلان که مبنای آن شفافیت، پاسخگویی، سیاست گذاری آینده محور و پایبندی به استانداردهای جهانی است؛ سطح مدیریتی تعاملی که به مدیریت شبکه ذینفعان، دیپلماسی ورزشی و مشارکت های فرامرزی می پردازد؛ سطح فنی عملیاتی شامل مدیریت داده، هویت بصری، ارتباطات دیجیتال و رسانه حرفه ای؛ سطح توسعه سرمایه انسانی که شامل ارتقای مربیان، ارتقای سواد رسانه ای ورزشکاران و تربیت سفیران برند است؛ و سطح اجتماعی هویتی که روایت سازی، مدیریت افکار عمومی و تعامل با هواداران را دربر می گیرد. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش بیانگر آن است که آینده برند ملی وزنه برداری ایران در گرو ایجاد یک نظام حکمرانی برند یکپارچه، داده محور و آینده نگر است. این مدل می تواند با جهت دهی به سیاست گذاری های کلان، اصلاح ساختارهای مدیریتی، تقویت تعاملات رسانه ای جهانی، بازسازی اعتماد بین المللی، توسعه ارتباطات دیجیتال، مدیریت ریسک های بحرانی و تقویت سرمایه انسانی، مسیر دستیابی به تصویر جهانی مطلوب در افق المپیک ۲۰۳۲ را ترسیم کند. جایگاه آینده نگاری در این مدل نه یک ابزار تکمیلی، بلکه یک ضرورت بنیادین برای شکل دهی به آینده برند است. بنابراین الگوی ارائه شده به عنوان نقشه راهی معتبر برای مدیران فدراسیون، کمیته ملی المپیک و سیاست گذاران ورزش ایران می تواند مبنای تحول و شکوفایی دوباره برند ملی وزنه برداری در سطح جهانی قرار گیرد.

کلیدواژه ها:

برند ، ملی وزنه برداری ایران ، حکمرانی برند

نویسندگان

بهنام میرزایی شافع

دانشجوی دکترای مدیریت ورزشی واحد همدان دانشگاه آزاد اسلامی همدان ایران

سیروس احمدی

گروه تربیت بدنی واحد همدان دانشگاه آزاد اسلامی همدان ایران (نویسنده مسئول)

رسول نظری

گروه مدیریت ورزشی واحد اصفهان (خوراسگان) دانشگاه آزاد اسلامی، اصفهان، ایران

مجید سلیمانی

گروه تربیت بدنی واحد ملایر دانشگاه آزاد اسلامی ملایر ایران

آزاده سید عالی نژاد

گروه تربیت بدنی واحد همدان دانشگاه آزاد اسلامی همدان ایران