تحلیل ساختار سیاستگذاری و پیامدهای آن بر حکمرانی سازمانهای ورزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_100
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه ورزش در جوامع معاصر به یکی از عرصه های کلیدی حکمرانی عمومی تبدیل شده است؛ عرصه ای که تصمیمات سیاستی آن پیامدهای گسترده ای برای سلامت سرمایه اجتماعی و مشروعیت نهادی به همراه دارد. در این چارچوب، سازمانهای ورزشی به عنوان نهادهای محوری در نظام ورزش مسئولیت سیاست گذاری، هدایت، اجرا و نظارت بر برنامه ها و فعالیت های ورزشی را بر عهده دارند و کیفیت اداره و حکمرانی آنها میتواند به طور مستقیم بر کارآمدی نظام ورزش اثرگذار باشد (Bayle, ۲۰۲۴). ادبیات نوین مدیریت ورزش نشان می دهد که بخش قابل توجهی از ناکارآمدی ها و چالش های سازمان های ورزشی، نه صرفا ناشی از ضعف های اجرایی یا مدیریتی بلکه ریشه دار در ساختارهای سیاست گذاری و حکمرانی حاکم بر این سازمان هاست (Hums et al., ۲۰۲۳). سیاست گذاری ورزشی به مجموعه ای از تصمیمات، خط مشی ها و جهت گیری های رسمی اطلاق می شود که مسیر توسعه ورزش را در سطوح سازمانی و ملی تعیین می کند و شامل مولفه هایی نظیر شفافیت فرآیندهای تصمیم گیری، انسجام سیاست ها، میزان مشارکت ذینفعان و کارآمدی سازوکارهای نظارتی است (Girginov, ۲۰۲۳). در مقابل، حکمرانی سازمانی مفهومی فراتر از مدیریت سنتی بوده و بر اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی، عدالت، مشارکت و اثر بخشی تاکید دارد (Till, ۲۰۲۵). پژوهش های اخیر به طور فزاینده ای نشان داده اند که سیاست گذاری و حکمرانی در سازمان های ورزشی در یک رابطه تعاملی و ساختاری قرار دارند و کیفیت سیاست گذاری می تواند به عنوان یکی از پیشران های اصلی تحقق یا تضعیف حکمرانی مطلوب عمل کند (Thompson et al., ۲۰۲۳). مرورهای نظام مند و مطالعات انتقادی در حوزه حکمرانی ورزش نشان می دهد که اگرچه اصول حکمرانی خوب به خوبی شناسایی شده اند، اما تحقق عملی آنها در بسیاری از سازمان های ورزشی با چالش هایی نظیر تمرکز تصمیم گیری، ضعف سیاست گذاری مشارکتی و ناکارآمدی نظام های نظارتی مواجه است (Geeraert & van Eekeren, ۲۰۲۲). با وجود این، بخش قابل توجهی از پژوهش های پیشین عمدتا به توصیف یا سنجش پیامدهای حکمرانی پرداخته و نقش ساختار سیاست گذاری را به عنوان متغیر تبیینی حکمرانی سازمانی به صورت تجربی و نظام مند مورد بررسی قرار نداده اند. این خلا پژوهشی به ویژه در زمینه ارائه شواهد کاربردی برای طراحی سیاست عمومی ورزش مشهود است. بر این اساس، نوآوری پژوهش حاضر در تمرکز صریح بر تحلیل ساختار سیاست گذاری به عنوان پیشران نهادی حکمرانی سازمانی و تبیین پیامدهای آن برای اصلاح سیاست های کلان ورزش نهفته است. روش شناسی پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی-تحلیلی است که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارشناسان سازمان های ورزشی بود که به طور مستقیم در فرآیندهای سیاست گذاری، مدیریت و تصمیم گیری سازمانی مشارکت دارند. نمونه گیری به روش در دسترس انجام شد. داده ها از طریق پرسشنامه ای مبتنی بر ادبیات نظری حکمرانی و سیاست گذاری ورزشی گردآوری گردید. ابزار پژوهش شامل دو بخش اصلی بود (۱) ابعاد ساختار سیاست گذاری سازمانی شامل شفافیت سیاست ها، مشارکت ذینفعان، انسجام سیاست ها و سازوکارهای نظارتی؛ و (۲) ابعاد حکمرانی سازمانی شامل پاسخگویی، شفافیت، عدالت سازمانی و اثر بخشی مدیریتی. روایی محتوایی ابزار با نظر خبرگان مدیریت ورزشی تایید شد و پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در سطح قابل قبول ارزیابی گردید. تحلیل داده ها با بهره گیری از آمار توصیفی و آزمون های استنباطی به ویژه همبستگی پیرسون انجام شد و سطح معناداری آزمون ها ۰.۰۵ در نظر گرفته شد. یافته ها یافته های پژوهش نشان داد که وضعیت کلی ساختار سیاست گذاری و حکمرانی سازمانی در سازمان های ورزشی در سطحی متوسط قرار دارد که بیانگر وجود همزمان ظرفیت های بهبود و چالش های ساختاری است. در میان ابعاد ساختار سیاست گذاری، مشارکت ذی نفعان پایین ترین میانگین را به خود اختصاص داد که نشان دهنده محدود بودن فرآیندهای مشارکتی و غلبه رویکردهای متمرکز و بالا به پایین در سیاست گذاری سازمان های ورزشی است. سایر ابعاد سیاست گذاری از جمله شفافیت سیاست ها، انسجام سیاست ها و سازوکارهای نظارتی در سطح متوسط ارزیابی شدند. در حوزه حکمرانی سازمانی نیز نتایج نشان داد که اگرچه پاسخگویی سازمانی نسبت به سایر ابعاد وضعیت مطلوب تری دارد، اما عدالت سازمانی در سطحی پایین تر قرار گرفته است که می تواند بیانگر ضعف در رویه های تصمیم گیری، تخصیص منابع و کنترل های نهادی باشد. نتایج تحلیل های استنباطی حاکی از وجود رابطه ای مثبت و معنادار با شدت متوسط به بالا بین ساختار سیاست گذاری و حکمرانی سازمانی بود؛ به گونه ای که بهبود کیفیت ساختار سیاست گذاری با ارتقای معنادار سطح حکمرانی سازمانی همراه است. این الگو نشان می دهد که ضعف های سیاست گذاری سازمانی نه تنها پیامدهای مدیریتی بلکه تبعات نهادی و سیاسی برای حکمرانی ورزش در سطح کلان به همراه دارد. نتیجه گیری نوآوری و دلالت های سیاستی نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که سیاست گذاری و حکمرانی سازمانی در سازمان های ورزشی دو مقوله مستقل و منفک نیستند بلکه در یک رابطه نهادی و تعاملی قرار دارند و کیفیت سیاست گذاری می تواند نقش تعیین کننده ای در تحقق حکمرانی مطلوب ایفا کند. نوآوری اصلی این پژوهش در ارائه شواهد تجربی از نقش ساختار سیاست گذاری به عنوان پیشران حکمرانی سازمانی و انتقال تحلیل حکمرانی از سطح توصیفی به سطح سیاست محور است. این یافته ها با نتایج پژوهش های (Balet, ۲۰۲۴; Thompson, ۲۰۲۳; Hums, ۲۰۲۳) در حوزه حکمرانی ورزش همسو و هم راستا است که بر نقش محوری سیاست گذاری در شکل دهی به ساختارهای حکمرانی تاکید دارند. همچنین ضعف مشارکت ذینفعان و عدالت سازمانی مشاهده شده در این پژوهش، با نتایج مطالعاتی هم راستا است که ناکارآمدی سیاست گذاری مشارکتی و ضعف نظام های نظارتی را از چالش های مشترک سازمان های ورزشی در سطوح ملی و بین المللی می دانند (Geeraert & van Eekeren, ۲۰۲۲; Girginov, ۲۰۲۳). از منظر سیاست گذاری عمومی ورزش یافته های این مطالعه نشان می دهد که اصلاح حکمرانی سازمان های ورزشی بدون بازنگری ساختاری در فرآیندهای سیاست گذاری امکان پذیر نیست. حرکت به سمت سیاست گذاری شفاف، مشارکتی و مبتنی بر پاسخگویی می تواند به عنوان یک راهبرد سیاستی کلیدی زمینه ارتقای حکمرانی سازمانی، افزایش مشروعیت نهادی و تقویت اعتماد ذی نفعان را فراهم آورد. نتایج حاصل از این تحلیل می تواند سیاست گذاران ورزشی را در بازطراحی سازوکارهای تصمیم گیری، توزیع اختیارات و تقویت نظارت نهادی در سازمان های ورزشی یاری رساند. افزون بر این، با پر کردن خلا تجربی موجود، یافته های پژوهش حاضر مبنایی معتبر برای طراحی و اصلاح سیاست های کلان ورزش و هدایت پژوهش های آتی به سوی مطالعات ترکیبی، نهادی و سیاست محور در حوزه حکمرانی ورزشی فراهم می آورد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه دهقان
دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی دانشکده علوم ورزشی دانشگاه خوارزمی