طراحی مدل حکمرانی منابع انسانی نخبه در ادارات ورزش و جوانان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 24

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SASM10_082

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

ادارات ورزش و جوانان به عنوان بازوی اجرایی سیاست های ورزش کشور برای تحقق ماموریت هایی مانند توسعه ورزش همگانی و قهرمانی، مدیریت استعداد و پشتیبانی از برنامه های نخبگانی بیش از هر زمان دیگر متکی به سرمایه انسانی نخبه هستند. با این حال جذب و نگهداشت نخبگان در ساختارهای اداری معمولا با چالش هایی مانند محدودیت های ساختاری، مسیرهای ارتقای شغلی کم انعطاف و ضعف سازوکارهای انگیزشی مواجه است؛ مسئله ای که نهایتا کیفیت حکمرانی و اثربخشی برنامه های توسعه ورزش را کاهش می دهد. ادبیات توسعه ورزش نخبه نشان می دهد که موفقیت در مسیر نخبگی صرفا به منابع مالی یا امکانات سخت افزاری محدود نیست بلکه به هماهنگی نهادی، سیاست ها و شبکه ذی نفعان متکی است (چاروی و همکاران ۲۰۲۶ و اسمیت، ۲۰۲۲). همچنین مطالعات مرتبط با حکمرانی و سازماندهی نهادهای ورزشی نشان می دهد که کیفیت حکمرانی و چگونگی سازماندهی منابع انسانی می تواند بر خروجی های عملکردی و موفقیت ورزش نخبه اثرگذار باشد (ایزونوانه و اویومی ۲۰۲۴). در همین راستا، شواهد پژوهشی بر اهمیت ابعاد اجتماعی پایداری ورزش نخبه و نقش سیاست ها و همکاری ها در تداوم مسیر نخبگی تاکید دارد (اسچابرینگ و همکاران ۲۰۲۵). از این رو پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل حکمرانی منابع انسانی نخبه در ادارات ورزش و جوانان انجام شد تا چارچوبی عملیاتی برای جذب، نگهداشت، توانمندسازی و به کارگیری موثر نخبگان ارائه شود. روش شناسی این پژوهش با رویکرد کیفی و راهبرد نظریه داده بنیاد (گراندد تئوری) مبتنی بر الگوی اشتراوس و کوربین انجام شد. مشارکت کنندگان شامل مدیران ستادی و استانی ادارات ورزش و جوانان، خبرگان مدیریت منابع انسانی، مدیران و کارشناسان حوزه استعداد و ورزش نخبه و تعدادی از نیروهای نخبه شاغل یا همکار با ادارات بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند و نظری انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته گردآوری گردید مجموعا ۱۸ نفر و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها با کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با روش مقایسه مستمر انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته ها از بازبینی مشارکت کنندگان، یادداشت های تحلیلی و بررسی همزمان داده ها و کدها استفاده گردید. یافته ها تحلیل داده ها به شکل گیری پدیده محوری حکمرانی یکپارچه استعدادهای نخبه در ادارات ورزش و جوانان انجامید که در قالب یک مدل پارادایمی تبیین شد. در سطح شرایط علی، ابهام در تعریف نخبه و معیارهای جذب، ناهمخوانی نظام گزینش با شایستگی های مورد نیاز ورزش، غلبه نگاه اداری بر نگاه تخصصی و ضعف مسیرهای رشد و ارتقای مبتنی بر عملکرد به عنوان محرک های اصلی مسئله شناسایی شد. در سطح شرایط زمینه ای ساختار سلسله مراتبی، محدودیت منابع مالی و انگیزشی، نابرابری امکانات بین استان ها و کمبود زیرساخت های داده محور منابع انسانی نقش تعیین کننده ای در تداوم شکاف حکمرانی نخبگان داشت. شرایط مداخله گر نیز شامل فشارهای محیطی و انتظارات افکار عمومی از نتایج ورزش، نوسان سیاست ها و تغییرات مدیریتی و تعدد ذی نفعان (فدراسیون ها، هیئت ها، مدارس و دانشگاه ها، بخش خصوصی، خانواده ها) بود که می توانست مسیر جذب و نگهداشت نخبگان را تسهیل یا تضعیف کند. در بخش راهبردها چهار خوشه راهبردی استخراج شد: نخست استانداردسازی و شفاف سازی تعریف عملیاتی نخبه، تدوین شایستگی های کلیدی، طراحی نظام جذب رقابتی و شفاف؛ دوم توسعه مسیر شغلی و انگیزش، مسیر رشد مبتنی بر عملکرد، بسته های انگیزشی ترکیبی، فرصت های یادگیری و ماموریت های پروژه ای؛ سوم حکمرانی شبکه ای و مشارکتی (ایجاد شبکه همکاری با دانشگاه ها، فدراسیون ها و بخش خصوصی و هم ترازی سیاست های استانی و ملی)؛ چهارم داده محوری و پاسخگویی (سامانه اطلاعات منابع انسانی، ارزیابی عملکرد مبتنی بر خروجی و گزارش دهی شفاف). پیامدهای مورد انتظار اجرای مدل شامل افزایش توان جذب و ماندگاری نخبگان، بهبود کیفیت تصمیم گیری و اجرای برنامه های ورزش نخبه، کاهش ریزش و فرسودگی نیروهای کلیدی و تقویت عدالت سازمانی و اعتماد ذی نفعان بود. بحث و نتیجه گیری مدل استخراج شده نشان می دهد مسئله نخبگان در ادارات ورزش و جوانان صرفا کمبود نیرو نیست بلکه ضعف حکمرانی منابع انسانی است؛ یعنی نبود قواعد شفاف برای تعریف و جذب نخبه، فقدان مسیر رشد مبتنی بر عملکرد و ناتوانی در ایجاد شبکه های همکاری و نظام پاسخگویی. بر این اساس پیشنهاد می شود ادارات ورزش و جوانان: (۱) چارچوب شایستگی نخبگان را با معیارهای قابل سنجش تدوین و مبنای جذب و ارتقا قرار دهند؛ (۲) مسیر شغلی پروژه محور برای نخبگان طراحی کنند تا خروجی محوری جایگزین صرف سابقه محوری شود؛ (۳) سامانه داده محور منابع انسانی برای رصد جذب، نگهداشت، عملکرد و آموزش ایجاد کنند؛ و (۴) با رویکرد حکمرانی شبکه ای همکاری رسمی با دانشگاه ها، فدراسیون ها و بخش خصوصی را برای تامین و توسعه نخبگان نهادینه سازند. اجرای این بسته می تواند همزمان کیفیت حکمرانی اداری و اثربخشی توسعه ورزش نخبه را ارتقا دهد.

کلیدواژه ها:

حکمرانی منابع انسانی ، جذب و نگهداشت نخبگان ، ادارات ورزش و جوانان ، مدیریت استعداد ، ورزش نخبه

نویسندگان

مهسا قصاب زاده

دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی کرمان، ایران

محسن منوچهری نژاد

استادیار گروه مدیریت ورزشی دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

مینا حکاک زاده

گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی واحد کرمان، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمان، ایران