ورزش، تنوع و شمول مرور دامنهای سیاستگذاری و تجربه افراد +LGBTQ در ادبیات جهانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
فایل این مقاله در 6 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_077
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه ورزش به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی، اثر گذار همواره نقشی فراتر از فعالیت بدنی صرف داشته و در بازتاب و بازتولید هنجارهای فرهنگی، جنسیتی و هویتی جوامع ایفای نقش کرده است (۲۰۲۴, Pringle). هدف این مطالعه قضاوت ارزشی، جانبداری هنجاری یا ترویج یک موضع خاص در قبال افراد دگرباش جنسی در ورزش نیست بلکه ارائه روایتی تحلیلی از دیدگاه ها و سیاست هایی است که در ادبیات علمی و تجربه های سیاستگذاری خارج از ایران در این زمینه شکل گرفته اند. پژوهش های بین المللی نشان می دهند که پرداختن به این پدیده در ورزش عمدتا در چارچوب هایی چون شمول اجتماعی، مدیریت تنوع، کاهش تبعیض و ارتقای مشارکت پایدار صورت بندی شده است (۲۰۰۵, Whit et al.). بررسی این تجربه ها می تواند مبنایی برای تامل درباره پیامدهای پرداختن یا نادیده گرفتن این گروه ها در بستر ورزش ایران فراهم آورد بدون آنکه لزوما نسخه ای تجویزی ارائه شود. روش شناسی این پژوهش به بررسی جامع مطالعات مرتبط با جامعه LGBTQ+ در حوزه ورزش و تربیت بدنی طی بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۱۵ مه ۲۰۲۵ پرداخته است. گردآوری داده ها به صورت نظام مند و با تمرکز بر پایگاه داده Scopus انجام شد؛ دامنه پژوهش به مقالات پژوهشی و مروری منتشر شده به زبان انگلیسی محدود شد. جستجوی اولیه منجر به بازیابی ۳۲۹۷ مقاله شد. بعد از مرحله غربالگری اولیه و ثانویه در نهایت ۴۸۵ مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. روش تحلیل داده ها در این مرور تحلیل تماتیک-توصیفی است. یافته ها: توزیع زمانی مطالعات حاکی از رشد شتابان تولید دانش در سال های ۲۰۲۱-۲۰۲۵ (۳۸۹ مقاله) در مقایسه با دوره های پیشین است؛ امری که بیانگر انتقال این موضوع از حاشیه به متن سیاستگذاری و مدیریت ورزش است. از نظر روش شناختی بدنه پژوهش ها عمدتا پژوهشی تجربی (۳۸۱ مقاله) و با غلبه رویکردهای کمی (۱۴۸ مطالعه) و کیفی (۲۱۸ مطالعه) است و در کنار آن، مرورهای نقادانه، سیستماتیک و ساختارمند نیز سهم قابل توجهی دارند (۲۰۲۵, Saenz Macana et al.). این تنوع روش ها نشان می دهد که مسئله دگرباشان در ورزش نه تنها به عنوان یک پدیده آماری بلکه به مثابه تجربه ای اجتماعی، فرهنگی و هویتی مطالعه شده است (۲۰۲۵, Xiang et al.). تحلیل داده ها غالبا با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تماتیک انجام شده و امکان شناسایی الگوهای نهادی، طرد تبعیض ساختاری و سیاست های شمول گرا را فراهم کرده است (۲۰۲۵, Wong). تمرکز اصلی مطالعات ورزشکاران جوان، نوجوانان، ترنس ها و ورزشکاران آماتور و حرفه ای بوده است؛ گروه هایی که بیشترین تعارض را با هنجارهای دگرجنس گرایانه ورزش تجربه می کنند (۲۰۲۴, Voth & Yi). از نظر جغرافیایی پژوهش ها عمدتا در آمریکای شمالی، اروپا و استرالیا انجام شده و سهم کشورهای جنوب جهانی بسیار محدود است، تنها یک مطالعه از ایران، امری که بازتابی از نابرابری قدرت در تولید دانش و سیاستگذاری ورزشی جهانی محسوب می شود (۲۰۲۴, Schweizer et al.). بر یافته ها نشان می دهد حوزه آموزش بیش از هر چیز بر نقش سیاست های اجرایی، برنامه های درسی شمول گرا و آموزش ذی نفعان در کاهش تبعیض و ایجاد فضاهای امن برای دانش آموزان و ورزشکاران LGBTQ+ تاکید دارد (۲۰۲۵, Simeon & Sparks). در حوزه بازنمایی و رسانه های ورزشی رسانه ها همزمان می توانند بازتولیدکننده کلیشه های دگرجنس گرا یا ابزار مشروعیت بخشی و عادی سازی هویت های دگرباش باشند و این بازنمایی ها بر نگرش عمومی و تصمیمات سیاستی اثر مستقیم دارند (Brody, ۲۰۲۵). شواهد حوزه تبعیض، آزار و طرد سیستماتیک از استمرار همجنس هراسی، ترنس هراسی و خشونت نمادین و فیزیکی در سطوح مدرسه ای، باشگاهی و حرفه ای حکایت دارد که اغلب ریشه در هنجارهای مردسالارانه و فقدان پاسخ نهادی دارد (۲۰۲۵, Martinez-Merino et al.). در حوزه توسعه اجتماعی و ورزش برای تغییر اجتماعی یافته ها نشان می دهد برنامه ها و رویدادهای ورزشی می توانند به کاهش انگ، افزایش سرمایه اجتماعی و تغییر نگرش عمومی نسبت به LGBTQ کمک کنند هرچند اثربخشی آنها وابسته به حمایت نهادی پایدار است (۲۰۲۲, Mock et al.). مطالعات حوزه جامعه، سیاست و هواداران بر نقش گفتمان های سیاسی، ملی گرایی و رفتار هواداران در شکل دهی تجربه زیسته ورزشکاران دگرباش تاکید دارند و مقاومت فرهنگی را مانعی اساسی برای شمول گرایی می دانند (۲۰۲۴, Grodecki et al.). یافته های حوزه سلامت روان و جسم نشان می دهد تبعیض ورزشی با افزایش اضطراب، افسردگی و نارضایتی بدنی مرتبط است در حالی که محیط های شمول گرا نقش حفاظتی معناداری ایفا می کنند (۲۰۲۵, Romano & Rich). در حوزه سیاست گذاری، قوانین و حقوق، پژوهش ها نشان می دهند پذیرش دگرباشان اغلب با اهدافی چون افزایش مشروعیت اجتماعی، همسویی با گفتمان حقوق بشر، مدیریت ریسک حقوقی و افزایش مخاطبان و ارتقای تصویر برند سازمانی صورت می گیرد (۲۰۲۵, Rech). در مقابل، طرد یا مقاومت نهادی ریشه در هنجارهای مردسالارانه، هژمونی دگرجنس گرایی و فشارهای فرهنگی-سیاسی دارد به ویژه در ورزش های رقابتی و مردانه محور (۲۰۱۸, Spaaij et al.). حوزه مشارکت و دسترسی نشان می دهد موانع ساختاری و فضاهای ناامن مشارکت پایدار LGBTQ+ را محدود می کند اما اصلاح قوانین و حمایت مدیریتی می تواند این مشارکت را افزایش دهد (۲۰۲۳, Cho). مطالعات تقاطع پذیری نیز نشان می دهد تجربه ورزش برای افراد LGBTQ تحت تاثیر همزمان جنسیت، نژاد، طبقه و موقعیت جغرافیایی است و سیاست های تک بعدی کارایی محدودی دارند (۲۰۲۴, Kaja et al.). نهایتا، حوزه تجارب فردی نشان می دهد ورزش فضایی دوگانه است که هم می تواند محل پنهان کاری هویتی و هم بستری برای ابراز هویت، آشکارسازی و هویت یابی باشد و این تجربه به طور مستقیم به رویکرد مدیران و سیاست گذاران وابسته است (۲۰۲۵, Sansbury & Hayfield). نتیجه گیری: برآیند این مرور نشان می دهد که سیاست گذاری های مرتبط با افراد دگرباش جنسی در ورزش در سطح بین المللی پیامدهایی فراتر از خود ورزش داشته و بر سلامت روان، احساس تعلق اجتماعی و الگوهای مشارکت ورزشی تاثیر گذاشته اند (۲۰۲۴, Cunningham et al.). شواهد نشان می دهد که هرجا این سیاست ها صرفا به صورت صوری و بدون اصلاح ساختارها و فرهنگ سازمانی اجرا شده اند نتوانسته اند به کاهش پایدار تبعیض و طرد منجر شوند، در مقابل رویکردهای مبتنی بر تغییر نهادی و حساس به بافت فرهنگی، اثربخشی بیشتری در بهبود تجربه گروه های به حاشیه رانده شده داشته اند (۲۰۲۳, Naess). در بستر ایران نادیده گرفتن این گروه ها در عرصه ورزش می تواند به تشدید نامرئی سازی اجتماعی، کاهش مشارکت ایمن و افزایش آسیب های روانی منجر شود در حالی که پرداختن شتاب زده و غیرزمینه مند نیز ممکن است پیامدهای ناخواسته فرهنگی و مدیریتی به همراه داشته باشد. از این رو، مواجهه علمی محتاطانه و مبتنی بر شواهد با این پدیده نه به عنوان موضع گیری، ارزشی بلکه به مثابه بخشی از واقعیت اجتماعی ورزش می تواند به تصمیم گیری واقع بینانه تر مدیران و سیاست گذاران ورزشی کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
راضیه جعفری
دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس
رسول نوروزی سید حسینی
دانشیار مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس