اشتغال زنان و پارادوکس توانمندسازی؛ شواهدی از فقر زمانی، کاهش فراغت و نابرابری در فعالیت بدنی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_076
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: افزایش مشارکت زنان در بازار کار در دهه های اخیر غالبا به عنوان شاخصی از توانمندسازی، استقلال اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی تلقی شده است. با این حال پژوهش های متعددی نشان می دهد که در بستر تداوم هنجارهای جنسیتی نابرابرو تقسیم ناعادلانه کار خانگی و مراقبتی، اشتغال زنان می تواند به بار مضاعف و فقر زمانی منجر شود و دسترسی آنان به اوقات فراغت و فعالیت بدنی را محدود سازد (Basu et al., ۲۰۲۵; Afrin et al., ۲۰۲۱). اوقات فراغت به ویژه در قالب فعالیت بدنی اوقات فراغت، نقش اساسی در سلامت جسمی و روانی، پیشگیری از بیماری های مزمن، بهبود کیفیت خواب و کاهش فرسودگی شغلی دارد (Atoui et al., ۲۰۲۱). با این حال شواهد نشان می دهد که زنان شاغل به دلیل فشارهای شغلی، مسئولیت های خانوادگی، محدودیت های محیطی و انتظارات فرهنگی از فرصت های کمتری برای فراغت باکیفیت برخوردارند. از این رو هدف این مقاله مروری انتقادی پیوند میان اشتغال زنان، اوقات فراغت و فعالیت بدنی و تحلیل پیامدهای آن برای سلامت، کیفیت زندگی و بررسی توانمندسازی زنان شاغل است. روش تحقیق: این پژوهش یک مطالعه مروری نظام مند است که در پایگاه اطلاعاتی ScienceDirect بدون اعمال محدودیت زمانی انجام شد. جستجوی مقالات با استفاده از کلیدواژه های physical activity, working women, leisure time صورت گرفت. در مرحله نخست ۱۲۰ مقاله شناسایی شد، با اعمال فیلتر Open Access تعداد مقالات به ۱۹ مقاله کاهش یافت. سپس، پس از بررسی متن کامل مقالات و بر اساس معیارهای ورود شامل تمرکز بر زنان شاغل، پرداختن به اوقات فراغت و یا فعالیت بدنی و ارتباط با پیامدهای سلامت و کیفیت زندگی، ۳ مقاله حذف شد. در نهایت ۱۶ مقاله وارد فرآیند تحلیل شدند. تحلیل داده ها به صورت کیفی و با رویکرد تحلیلی-تفسیری انجام گرفت و یافته ها در محورهای مفهومی فقر زمانی، بار مضاعف، شیفت دوم، فعالیت بدنی فراغتی و غیر فراغتی، عوامل شغلی و فرهنگی، محیط ساخته شده و پیامدهای سلامت طبقه بندی شدند. یافته ها: یافته های این مرور نشان می دهد که اشتغال زنان در غیاب تغییر در تقسیم جنسیتی کار خانگی و حمایت های نهادی، اغلب با افزایش کل بار کاری و کاهش اوقات فراغت همراه است. مطالعه باسو و همکاران (۲۰۲۵) بر روی داده های پیمایش استفاده از زمان هند نشان داد که زنان شاغل اگرچه زمان کمتری صرف کار خانگی می کنند اما به دلیل افزودن کار مزدی، مجموع ساعات کار بیشتری نسبت به زنان غیر شاغل دارند. پیامد مستقیم این وضعیت کاهش معنادار زمان اوقات فراغت و خودمراقبتی، خواب، استراحت و فعالیت های اجتماعی و بروز فقر زمانی در میان زنان شاغل است؛ الگویی که در اغلب گروه های اجتماعی-اقتصادی مشاهده شد و نشان دهنده ماهیت ساختاری این نابرابری است (Basu et al., ۲۰۲۵). در حوزه فعالیت بدنی یافته ها نشان می دهد که تمرکز صرف بر فعالیت بدنی اوقات فراغت تصویر ناقصی از الگوی تحرک زنان شاغل ارائه می دهد. پژوهش هوانگ و همکاران (۲۰۲۳) با معرفی مفهوم شیفت دوم نشان داد که بخش قابل توجهی از فعالیت بدنی زنان شاغل، به ویژه زنان شاغل در مشاغل حرفه ای در ساعات عصرگاهی و در قالب کارهای خانگی و مراقبتی انباشته می شود. این فعالیت بدنی اگرچه از نظر کمی بالاتر از مردان است، اما به دلیل قطعه قطعه بودن و پیوند با مسئولیت های خانگی، لزوما مزایای سلامت مشابه فعالیت بدنی فراغتی را به همراه ندارد و حتی می تواند با استرس و فرسودگی همراه باشد (Huang et al., ۲۰۲۳). یافته های مطالعات فرهنگی-شغلی نیز نشان می دهد که فشارهای شغلی و فرهنگ "همیشه در دسترس بودن" نقش مهمی در محدودسازی اوقات فراغت زنان شاغل دارد. مطالعه آستوتی و همکاران (۲۰۲۵) بر روی مدرسان زن اندونزیایی نشان داد که تحصیلات و بهره وری بالاتر اگرچه با درآمد بیشتر همراه است اما به طور غیر مستقیم به کاهش زمان فراغت منجر می شود. با این حال، حمایت های خانوادگی، انعطاف پذیری شغلی و زمینه های فرهنگی می تواند اثرات منفی این فشار را تعدیل کند (Astuty et al., ۲۰۲۵). در بعد محیط ساخته شده شواهد نشان می دهد که دسترسی عینی و ادراک شده به امکانات تفریحی و ورزشی، نقش مهمی در فعالیت بدنی فراغتی زنان شاغل دارد. مطالعات چندملیتی نشان داده اند که دسترسی به تسهیلات تفریحی خصوصی و نزدیکی به پارک ها به ویژه در زنان با مشارکت بیشتر در فعالیت بدنی اوقات فراغت غیر پیاده روی مرتبط است (Cerin et al., ۲۰۱۸). همچنین پژوهش گیدلو و همکاران (۲۰۱۹) نشان داد که اثر ویژگی های عینی محیط محله تنها در صورتی به افزایش فعالیت بدنی منجر می شود که محیط از سوی زنان امن و قابل استفاده ادراک شود (Gidlow et al., ۲۰۱۲). یافته ها همچنین بر ارتباط دوسویه فعالیت بدنی و خواب تاکید دارند. مرور نظام مند و فراتحلیل آتویی و همکاران (۲۰۲۱) نشان داد که فعالیت بدنی می تواند کیفیت خواب را بهبود بخشد، در حالی که کم خوابی به کاهش فعالیت بدنی روز بعد منجر می شود؛ چرخه ای که در شرایط فقر زمانی زنان شاغل تشدید می گردد (Atoui et al., ۲۰۲۱). نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام مند نشان می دهد که اشتغال زنان به تنهایی تضمینی برای توانمندسازی نیست و بدون توجه به اوقات فراغت، فعالیت بدنی و ساختارهای تنظیم کننده زمان می تواند به بازتولید نابرابری های جنسیتی در سلامت و کیفیت زندگی منجر شود. از منظر مدیریت ورزشی، سیاست های ارتقای فعالیت بدنی زنان شاغل باید رویکردی چندبعدی اتخاذ کنند که همزمان به شرایط شغلی، تقسیم کار خانگی، محیط ساخته شده و زمینه های فرهنگی توجه داشته باشد. به رسمیت شناختن فراغت به عنوان حق اجتماعی، شرط اساسی ارتقای سلامت و توانمندسازی پایدار زنان شاغل است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
راضیه جعفری
دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس (نویسنده مسئول)
محمد احسانی
استاد تمام گروه مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس