حکمرانی در مدیریت ورزش استان خوزستان چالش ها فرصت ها و مدل پیشنهادی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 35

فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SASM10_050

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

حکمرانی در مدیریت ورزش به عنوان یکی از ارکان کلیدی توسعه پایدار ورزشی در دهه اخیر جایگاه ویژه ای در سیاست گذاری عمومی، مدیریت دولتی و توسعه منطقه ای یافته است. در جوامع معاصر مفهوم حکمرانی ورزشی از مرزهای اداری و سازمانی فراتر رفته و به شبکه ای پیچیده از روابط میان دولت، بخش خصوصی، رسانه ها، نهادهای مدنی و جامعه ی محلی تبدیل شده است. این شبکه ها تعیین کننده ی نحوه ی تصمیم گیری، تخصیص منابع و تعامل میان ذی نفعان ورزشی اند، به ویژه در استان هایی با شرایط خاص اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مانند خوزستان. حکمرانی مناسب در ورزش نه تنها ابزاری برای توسعه ی انسانی و سلامت اجتماعی است بلکه وسیله ای موثر برای ایجاد انسجام اجتماعی، کاهش نابرابری ها و ارتقای سرمایه اجتماعی محسوب می شود. با وجود ظرفیت بالای ورزشی خوزستان، ضعف در ساختارهای مدیریتی و سیاست گذاری های ناکارآمد باعث شده است که این استان نتواند از توان بالقوه ی خود در حوزه ی ورزش بهره برداری کامل کند. مسئله ی اصلی این پژوهش نبود الگوی بومی و کارآمد حکمرانی در مدیریت ورزش استان خوزستان است. بررسی های مقدماتی نشان داد که به رغم برخورداری از ورزشکاران نخبه، باشگاه های قدیمی و فرهنگ فعال ورزشی در میان شهروندان، سازوکارهای تصمیم گیری و سیاست گذاری در سطح استانی دچار تمرکزگرایی، ناهماهنگی نهادی و ضعف در پاسخگویی هستند. علاوه بر این، ناکارآمدی در تفویض اختیار از سطح ملی به استانی، کمبود چارچوب های شفاف برای تعامل میان اداره کل ورزش و جوانان با نهادهای محلی و خصوصی و فقدان سیاست های حمایتی پایدار مانع از تحقق حکمرانی مطلوب در ورزش خوزستان شده است. در چنین شرایطی، طراحی مدلی مبتنی بر اصول حکمرانی خوب نظیر شفافیت، مشارکت، کارایی، پاسخگویی و عدالت که با شرایط ساختاری و فرهنگی استان سازگار باشد ضرورت علمی و کاربردی تلقی می شود. این پژوهش با هدف تبیین ابعاد حکمرانی در مدیریت ورزش خوزستان، تحلیل چالش ها و فرصت های موجود و ارائه ی مدلی پیشنهادی برای ارتقای عملکرد حکمرانی با رویکردی ترکیبی (کیفی-کمی) اجرا شده است. روش کیفی در مرحله ی نخست بر مبنای تحلیل مضمون و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از خبرگان حوزه های مدیریت ورزشی، سیاست گذاری استانی، فعالان باشگاهی و نهادهای مدنی ورزشی انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید تا ابعاد مفهومی حکمرانی ورزش در بستر خوزستان استخراج شود. سپس در مرحله ی دوم، با بهره گیری از روش پیمایشی و طراحی پرسشنامه مبتنی بر یافته های کیفی، داده های کمی از ۴۰۰ نفر از مدیران ورزشی، کارشناسان، مربیان و اعضای هیات های ورزشی استان گردآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه توسط گروهی از صاحب نظران تایید و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ ۰.۹۱ ارزیابی گردید. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار SmartPLS و آزمون روابط میان متغیرهای ابعاد حکمرانی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که حکمرانی ورزش در خوزستان تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل چندبعدی است که می توان آنها را در چهار محور اصلی طبقه بندی کرد؛ نهادی، ساختاری، فرهنگی و اقتصادی. در بعد نهادی، مهم ترین چالش ها شامل ضعف هماهنگی بین نهادهای ذی ربط؛ اداره کل ورزش، هیئت ها، شهرداری ها، آموزش و پرورش و فدراسیون ها و نبود رویکرد یکپارچه ی سیاست گذاری شناسایی شد. در بعد ساختاری، تمرکز تصمیم گیری در سطح ملی، بوروکراسی پیچیده، فقدان نظام نظارتی شفاف و نبود ساختارهای ارزیابی عملکرد محلی از موانع عمده حکمرانی کارآمد تلقی گردید. بعد فرهنگی به ضعف اعتماد میان مدیران و ذی نفعان، نگاه سیاسی به مدیریت ورزش و کم توجهی به مشارکت اجتماعی-محلی اشاره داشت. بعد اقتصادی نیز بیانگر ناکافی بودن منابع مالی، ضعف در جذب سرمایه گذاری بخش خصوصی و نبود چارچوب پایدار تامین مالی برای فعالیت های ورزشی استانی بود. در مقابل این چالش ها، فرصت های قابل توجهی نیز شناسایی گردید؛ از جمله وجود نیروی انسانی متخصص و انگیزه مند در سطح استان، جایگاه تاریخی ورزش در هویت اجتماعی خوزستان، ظرفیت بالای سرمایه اجتماعی در میان اقوام و گروه های محلی و پتانسیل موجود برای همکاری میان نهادهای عمومی و خصوصی در توسعه زیرساخت های ورزشی. تحلیل کمی پژوهش نشان داد که متغیرهای «مشارکت ذی نفعان» و «شفافیت تصمیم گیری» بیشترین اثر مستقیم را بر بهبود عملکرد حکمرانی دارند. همچنین مشخص شد که تفویض اختیار موثر به سطوح محلی و ایجاد سازوکار «پاسخگویی نهادی» نقش میانجی در رابطه ی بین ساختارهای رسمی و کیفیت حکمرانی ایفا می کنند. یکی از یافته های مهم پژوهش این بود که شاخص های حکمرانی مطلوب در خوزستان نمی توانند صرفا از مدل های استاندارد جهانی نظیر IOC Governance Principles یا OECD Guidelines تقلید شوند، بلکه باید با در نظر گرفتن ویژگی های بومی، ساختار اجتماعی چندفرهنگی و شرایط اقتصادی منطقه بازطراحی شوند. تحلیل مدل ساختاری نشان داد که برای تحقق حکمرانی کارآمد، لازم است سه محور کلیدی مورد توجه سیاست گذاران قرار گیرد: (۱) بازمهندسی ساختار تصمیم گیری با رویکرد شبکه ای و چندسطحی، به گونه ای که اختیارات اجرایی مناسبی به سازمان های محلی و هیئت های شهرستانی تفویض گردد؛ (۲) نهادینه سازی فرهنگ پاسخگویی از طریق شفاف سازی اطلاعات مالی، گزارش دهی عمومی عملکرد و ایجاد نظام ارزیابی مبتنی بر شاخص های حکمرانی؛ و (۳) تقویت همکاری میان بخش عمومی، خصوصی و جامعه مدنی به منظور پایداری مالی پروژه های ورزشی و توسعه ی زیرساخت ها. در بخش طراحی مدل نهایی، با ترکیب داده های کیفی و کمی، مدلی مفهومی تحت عنوان مدل حکمرانی مشارکتی-بومی ورزش خوزستان تدوین شد. این مدل شامل پنج بعد کلیدی است: (الف) رهبری مشارکتی و شبکه ای بین نهادهای حاکمیتی و غیردولتی؛ (ب) شفافیت در سیاست گذاری و تخصیص منابع؛ (ج) پاسخگویی دوطرفه میان مدیران و ذی نفعان؛ (د) تمرکززدایی و تقویت تصمیم گیری محلی؛ و (ه) ارتقای عدالت فضایی در توزیع امکانات ورزشی. اعتبار مدل از طریق تحلیل عاملی تاییدی تایید شد (RMSEA=۰.۰۴۶، CFI=۰.۹۴) که نشان دهنده ی برازش مناسب میان داده های تجربی و ساختار نظری است. نتایج کلی پژوهش تاکید دارد که تحقق حکمرانی مطلوب در ورزش خوزستان مستلزم گذار از الگوی سنتی مدیریت بخشی و دستوری به الگوی شبکه ای و مشارکتی است. این تغییر نیازمند اصلاحات نهادی، آموزش مدیران در حوزه ی حکمرانی و ارتقای سطح تعامل بین دولت، فدراسیون ها، بخش خصوصی، دانشگاه ها و جامعه ی مدنی است. همچنین نیاز به سیاست های حمایتی پایدار برای افزایش سرمایه گذاری بخش خصوصی در ورزش، اصلاح قوانین مالیاتی مرتبط با فعالیت های ورزشی و گسترش سامانه های اطلاعاتی شفاف احساس می شود. در جمع بندی این تحقیق، با ارائه تصویری جامع از چالش ها و پتانسیل های حکمرانی ورزش در خوزستان، گامی علمی و کاربردی در جهت بهبود نظام مدیریت ورزشی ایران برداشته شده است. مدل پیشنهادی نه تنها می تواند به تصمیم گیری های موثر و پاسخگو در سطح استانی کمک کند بلکه به عنوان الگویی آزمایشی برای سایر استان های کشور نیز قابل تعمیم است. بر اساس یافته ها، ارتقای حکمرانی ورزش در خوزستان نیازمند نگاه تلفیقی میان سیاست گذاری عمومی، مدیریت استراتژیک و توسعه ی محلی است؛ نگاهی که در آن ورزش نه صرفا به عنوان یک فعالیت جسمانی بلکه به منزله ی سازوکاری برای تقویت انسجام اجتماعی، عدالت منطقه ای و سلامت همگانی دیده می شود.

نویسندگان

مرتضی حسین پور

کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه پیام نور واحد تهران جنوب (نویسنده مسئول)