طراحی الگوی پیوست فرهنگی تربیت بدنی مدارس با رویکرد محیطهای دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43
فایل این مقاله در 5 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_042
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه تحولات فرهنگی و فناوری در دهه های اخیر محیطهای تربیتی و آموزشی را با تغییرات عمیق مواجه ساخته است و برنامه های تربیت بدنی مدارس نیز از این دگرگونیها مستثنا نیستند. تربیت بدنی دیگر صرفا به توسعه مهارتهای جسمانی محدود نمی شود، بلکه به عنوان بستری برای پرورش ارزشهای فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی دانش آموزان شناخته می شود (بیسا، ۲۰۲۳). پژوهشها نشان می دهد که برنامه های تربیت بدنی می توانند در شکل دهی هویت اجتماعی، توسعه مهارتهای زندگی و ارتقای مشارکت دانش آموزان در فعالیتهای سالم نقش موثری ایفا کنند و جیانگ و فنگ (۲۰۲۴) در این میان عوامل فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی به عنوان عناصر کلیدی در شکل گیری فرهنگ ورزشی و رفتارهای حرکتی دانش آموزان شناخته می شوند (خان و همکاران، ۲۰۲۴). از سوی دیگر گسترش محیطهای دیجیتال و رسانه ای الگوهای یادگیری، ارتباط و شکل گیری هویت دانش آموزان را دگرگون کرده و آموزش را از یک فضای صرفا فیزیکی به بستری ترکیبی از تعاملات حضوری و مجازی تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، طراحی برنامه های آموزشی بدون توجه به ابعاد فرهنگی و ارزشهای اجتماعی می تواند به گسست میان محتوای آموزشی و هویت فرهنگی دانش آموزان منجر شود. مطالعات اخیر نشان می دهد که اثر بخشی محیطهای یادگیری دیجیتال وابسته به ادغام عناصر فرهنگی در ساختار برنامه های آموزشی و بهره گیری از فناوری برای انتقال ارزشها و هنجارهای اجتماعی است (ساین و همکاران، ۲۰۲۵). همچنین هم راستاسازی برنامه های تربیت بدنی با اهداف توسعه پایدار، سواد حرکتی و مدل های نوین آموزشی می تواند به ارتقای کیفیت تجربه یادگیری، افزایش مشارکت دانش آموزان و تقویت ابعاد فرهنگی فعالیت های ورزشی منجر شود (فرناندز ریو و ایگلسیاسه، ۲۰۲۴). با این حال در نظام تربیت بدنی مدارس چارچوب منسجمی برای پیوند ابعاد فرهنگی با ظرفیتهای محیطهای دیجیتال وجود ندارد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی پیوست فرهنگی تربیت بدنی مدارس با رویکرد محیطهای دیجیتال انجام شد. روش شناسی این پژوهش با رویکرد کیفی مدل اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان حوزه تربیت بدنی، سیاست گذاران آموزشی، مدیران مدارس و اساتید دانشگاهی مرتبط با حوزه فرهنگ تربیت بدنی و فناوری های آموزشی بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و بر اساس معیار تخصص و تجربه اجرایی انجام شد و گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در مجموع، ۲۰ مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته با مشارکت کنندگان انجام گرفت. داده ها پس از پیاده سازی کامل با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای شامل کدگذاری، باز محوری و انتخابی تحلیل شدند. برای افزایش اعتبار، پژوهش از راهبردهای مقایسه مستمر داده ها، بازبینی مشارکت کنندگان و کنترل همتایان استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از ۲۰ مصاحبه نشان داد که پیوست فرهنگی تربیت بدنی مدارس در محیط های دیجیتال پدیده ای چند سطحی و متاثر از عوامل فرهنگی، فناورانه و سازمانی است. در بخش شرایط علی، عواملی مانند گسترش رسانه های دیجیتال، تغییر الگوهای ارتباطی دانش آموزان، نیاز به تقویت هویت فرهنگی در فضای مجازی و ضرورت هم راستاسازی برنامه های تربیت بدنی با تحولات اجتماعی به عنوان محرک های اصلی شکل گیری پیوست فرهنگی شناسایی شدند. در بخش شرایط زمینه ای، عواملی همچون سیاست های فرهنگی آموزش و پرورش، زیرساخت های دیجیتال مدارس، سواد رسانه ای معلمان، فرهنگ سازمانی حمایت کننده و مشارکت خانواده ها و جامعه محلی به عنوان بسترهای موثر مطرح شدند. همچنین در بخش شرایط مداخله گر چالش هایی مانند شکاف دیجیتال، محدودیت منابع، مقاومت فرهنگی در برابر نوآوری، نبود محتوای بومی و ضعف هماهنگی میان نهادهای فرهنگی و آموزشی شناسایی شد. راهبردهای اصلی پیوست فرهنگی در محیط های دیجیتال شامل تولید محتوای فرهنگی ورزشی بومی، توانمندسازی معلمان در حوزه سواد دیجیتال، توسعه برنامه های مشارکتی خانواده محور، یکپارچه سازی ارزش های فرهنگی در فعالیت های ورزشی آنلاین و طراحی نظام ارزیابی فرهنگی در برنامه های تربیت بدنی بود. پیامدهای اجرای این راهبردها شامل تقویت هویت فرهنگی دانش آموزان، افزایش مشارکت در فعالیت های تربیت بدنی، ارتقای سواد حرکتی و رسانه ای، بهبود تعامل مدرسه و خانواده و افزایش اثر بخشی برنامه های سلامت محور مدارس بود. در مجموع، الگوی نهایی پژوهش نشان داد که پیوست فرهنگی تربیت بدنی در محیط های دیجیتال نیازمند هم افزایی میان سیاست های فرهنگی، زیرساخت های فناورانه، توانمندی های حرفه ای معلمان و مشارکت ذینفعان آموزشی است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که پیوست فرهنگی در برنامه های تربیت بدنی مدارس در عصر محیط های دیجیتال به عنوان یک ضرورت راهبردی مطرح است. الگوی ارائه شده بیانگر آن است که تحقق این پیوست نیازمند رویکردی یکپارچه است که در آن فرهنگ، فناوری و آموزش به صورت هم افزا عمل کنند. این یافته ها با پژوهش هایی که بر نقش تربیت بدنی در توسعه مهارت های زندگی، هویت اجتماعی و ارزش های فرهنگی تاکید دارند همسو است (بیسا، ۲۰۲۳). همچنین نتایج نشان داد که بدون تقویت سواد دیجیتال معلمان، تولید محتوای بومی و ایجاد تعامل میان مدرسه، خانواده و جامعه، اجرای پیوست فرهنگی با چالش های جدی مواجه خواهد شد. این موضوع اهمیت سیاست گذاری هماهنگ و فراهم سازی زیرساخت های مناسب را برجسته می سازد. در مجموع، الگوی پیشنهادی می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای مدیران و سیاست گذاران آموزش و پرورش مورد استفاده قرار گیرد تا از طریق هم راستاسازی برنامه های تربیت بدنی با ارزش های فرهنگی و ظرفیت های محیط های دیجیتال زمینه ارتقای مشارکت دانش آموزان، تقویت هویت فرهنگی و بهبود پیامدهای سلامت محور در مدارس فراهم شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سعید امیریان
دانشجوی دکترای مدیریت ورزشی، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران
مجید سلیمانی
گروه تربیت بدنی، واحد ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی، ملایر، ایران
عادل افکار
گروه تربیت بدنی، واحد ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی، ملایر، ایران (نویسنده مسئول)