طراحی مدل چارچوبهای حکمرانی داده محور در سیاست گذاری ورزشی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SASM10_041

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مقدمه در دنیای امروز سازمانهای ورزشی با محیطهای پیچیده و پویا مواجه هستند که تغییرات سریع، فناوری رقابت فزاینده و تحولات اجتماعی فشار زیادی بر آنها وارد می کند. در چنین شرایطی گذار از سیاست گذاری های مبتنی بر شهود به سمت تصمیم گیری موثر مبتنی بر شواهد به عنوان یک عامل کلیدی در ارتقای عملکرد و پایداری نظام ورزش محسوب می شود. سیاست گذاری داده محور که تاثیرات عمیقی بر فرآیندهای تنظیم گری و مقررات گذاری دارد به پارادایم جدیدی در مدیریت ورزشی تبدیل شده است و نیازمند نگاهی انتقادی به مدل های رایج مانند دیدگاه OECD می باشد (باتو، ۲۰۲۵). مطالعات اخیر نشان می دهد که استفاده از هوش مصنوعی می تواند حکمرانی را متحول کرده و با ایجاد انعطاف پذیری و همسویی با نیازهای روز، عملکرد کلی سازمانهای ورزشی را تقویت کند (هشام و همکاران، ۲۰۲۴). با این حال پیاده سازی این چارچوب ها در بستر منحصر به فرد سازمانهای ورزشی که بسیاری از آنها ماهیت غیرانتفاعی دارند با چالش های نظری و عملی خاصی روبروست (شارما و همکاران، ۲۰۲۴). بنابراین مکانیسم دقیق طراحی و استقرار یک مدل کارآمد که هم ملاحظات فناورانه و هم ساختار خاص ورزش را در بر بگیرد، هنوز به طور کامل مشخص نشده و پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی برای چارچوب های حکمرانی داده محور در سیاست گذاری ورزشی بر اساس دیدگاه خبرگان انجام شده است. روش تحقیق این پژوهش از نوع تحقیق کیفی با رویکرد پدیدارشناسی است. برای جمع آوری داده ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان حوزه سیاست گذاری ورزش، متخصصان حکمرانی داده و مدیران ارشد ورزشی کشور بود. نمونه گیری با استفاده از روش هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و در نهایت با ۱۵ نفر از خبرگان مصاحبه به عمل آمد. داده های حاصل از مصاحبه ها پس از پیاده سازی با استفاده از روش تحلیل مضمون تماتیک و با کمک نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند تا مضامین اصلی و فرعی مرتبط با طراحی مدل چارچوب های حکمرانی داده محور شناسایی و استخراج گردند. یافته ها تحلیل مضمون مصاحبه ها منجر به شناسایی سه مضمون اصلی برای طراحی یک چارچوب کارآمد حکمرانی داده محور در سیاست گذاری ورزشی شد: مضمون اصلی اول تدوین مقررات و تنظیم گری انتقادی است. به باور خبرگان استفاده از داده ها به طور مستقیم بر قوانین و مقررات تاثیر می گذارد و پیش شرط اصلی تدوین سیاست هایی است که با نگاهی نقادانه، از بروز تمرکز قدرت و تضعیف حقوق ذی نفعان جلوگیری کند. اکثر مصاحبه شوندگان تاکید داشتند که سیاست گذاری داده محور باید به صورت مستمر مورد بازبینی قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که به جای بهبود به ابزاری برای کنترل تبدیل نشده است. مضمون اصلی دوم یکپارچه سازی نظام مند هوش مصنوعی شناسایی شد. این مضمون بر لزوم یکپارچه سازی هوشمندانه فناوری های نوین در فرآیندهای سیاست گذاری تاکید دارد. خبرگان معتقد بودند که هوش مصنوعی می تواند ابزاری قدرتمند برای تحلیل کلان داده ها و بهبود تصمیم گیری باشد، اما این تحول باید به صورت نظام مند و بر اساس یک بازبینی دقیق از کاربردهای ممکن صورت گیرد تا از اتلاف منابع و بروز خطاهای پیش بینی نشده جلوگیری شود. مضمون اصلی سوم بومی سازی چارچوب های راهبری متناسب با ورزش بود. خبرگان به شدت بر این باور بودند که کپی برداری صرف از مدل های حکمرانی شرکتی برای سازمان های ورزشی به ویژه آن هایی که ماهیت غیرانتفاعی دارند رویکردی شکست خورده است. به گفته آن ها چارچوب های نظری باید با در نظر گرفتن ذی نفعان متعدد و اهداف اجتماعی، ورزشی کاربردی و بومی سازی شود تا بتوانند موثر واقع گردند. این سه مضمون در کنار یکدیگر شالوده اصلی مدل مفهومی پژوهش را تشکیل می دهند. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان داد که طراحی یک مدل کارآمد برای حکمرانی داده محور در سیاست گذاری ورزشی نیازمند نگاهی یکپارچه است که بر سه رکن اصلی استوار است: تنظیم گری انتقادی و مبتنی بر مقررات، یکپارچه سازی نظام مند هوش مصنوعی، و بومی سازی چارچوب های حاکمیتی متناسب با ساختار منحصر به فرد ورزش. این یافته ها دارای پیامدهای نظری و عملی مهمی هستند. از منظر نظری این مطالعه با ارائه مدلی کیفی مبتنی بر دیدگاه خبرگان، مباحث کلان سیاست گذاری داده محور و تاثیر آن بر مقررات (باتو، ۲۰۲۵) را با کاربردهای خاص هوش مصنوعی (هشام و همکاران، ۲۰۲۴) و الزامات حاکمیتی سازمان های ورزشی (شارما و همکاران، ۲۰۲۴) پیوند می دهد. از منظر کاربردی مدیران و سیاست گذاران ورزشی می توانند از این مدل به عنوان نقشه راهی برای تدوین استراتژی های داده محور خود استفاده کنند. نتایج پژوهش تاکید می کند که سرمایه گذاری بر روی فناوری باید با توسعه همزمان سیاست های شفاف و تطبیق ساختارهای حاکمیتی همراه باشد. بنابراین توصیه می شود سازمان های ورزشی کمیته های راهبری داده تشکیل داده و پیش از هرگونه سرمایه گذاری فناورانه چارچوب های نظری و کاربردی خود را متناسب با بافت ورزش تدوین نمایند.

نویسندگان

علی ترکمن

دانشگاه آزاد اسلامی، واحد همدان، همدان، ایران

مجید سلیمانی

گروه تربیت بدنی، واحد ملایر، دانشگاه آزاد اسلامی، ملایر، ایران