مسئولیت اجتماعی و پایداری نهادهای ورزش سنتی مطالعه ای با رویکرد نظریه داده بنیاد درباره زورخانه
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_040
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه در رویکردهای نوین مدیریت ورزشی، ورزش به عنوان نهادی اجتماعی با کارکردهایی فراتر از فعالیت جسمانی و رقابت قهرمانی مورد توجه قرار گرفته است، مفاهیمی نظیر مسئولیت اجتماعی، سرمایه اجتماعی، پایداری فرهنگی و بازتولید هویت جمعی جایگاهی محوری در تحلیل های نظری و سیاست گذاری های معاصر یافته اند. در این چارچوب نهادهای ورزشی سنتی و بومی، علی رغم برخورداری از پیشینه تاریخی عمیق و ظرفیت های فرهنگی گسترده کمتر در قالب چارچوب های مدیریتی و نهادی مورد مطالعه قرار گرفته اند. یکی از این نهادهای برجسته در بستر ورزش ایران زورخانه است که تاریخی طولانی در پیوند با ارزش های اخلاقی، تربیت اجتماعی، همبستگی فرهنگی و بازتولید هویت پهلوانی دارد. با این حال تحولات اجتماعی، تغییر سبک زندگی، گسترش ورزش های مدرن و چالش های سیاست گذاری، پایداری نهادی و تداوم کارکردهای اجتماعی زورخانه ها را با پیچیدگی های جدیدی مواجه ساخته است. پژوهش حاضر با هدف تبیین سازوکارهای اجتماعی، فرهنگی و مدیریتی موثر بر پایداری زورخانه را نه صرفا به مثابه یک میراث فرهنگی بلکه به عنوان یک نهاد اجتماعی فرهنگی فعال در تولید سرمایه اجتماعی و ایفای مسئولیت اجتماعی مورد بررسی قرار می دهد. شهر کرمانشاه به واسطه پیشینه تاریخی در فرهنگ پهلوانی بستری منحصر به فرد برای تحلیل این پدیده فراهم ساخته است. روش تحقیق این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و با استفاده از رویکرد نظریه داده بنیاد نظام مند مبتنی بر الگوی اشتراوس و کوربین انجام شده است (۱۹۹۸,Strauss & Corbin). انتخاب این رویکرد به دلیل ماهیت اکتشافی موضوع و ضرورت فهم عمیق تجربه زیسته کنشگران زورخانه صورت گرفت. میدان پژوهش شامل زورخانه های فعال و نیمه فعال شهر کرمانشاه بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و سپس نظری انجام شد. مشارکت کنندگان شامل پهلوانان، مرشدان، پیشکسوتان، ورزشکاران باستانی و آگاهان فرهنگی-اجتماعی بودند. در مجموع ۱۷ مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته انجام گرفت (Creswell ۲۰۱۳, Flick ۲۰۱۸). اشباع نظری در مصاحبه چهاردهم حاصل شد، با این حال مصاحبه ها به منظور اطمینان از کفایت مفهومی ادامه یافت. مدت زمان مصاحبه ها بین ۴۵ تا ۹۰ دقیقه متغیر بود. داده ها همزمان با گردآوری طی سه مرحله کدگذاری، بازمحوری و انتخابی تحلیل شدند. در نهایت، ۱۹۳ کد باز، ۴۷ مفهوم، ۱۳ مقوله فرعی و ۵ مقوله محوری استخراج گردید. به منظور افزایش اعتبار پژوهش از معیارهای اعتمادپذیری شامل اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت اتکا و تاییدپذیری استفاده شد. بازبینی مشارکت کنندگان، مستندسازی فرایند تحلیل و حضور طولانی مدت در میدان از جمله راهبردهای به کار رفته بودند. یافته ها تحلیل داده ها منجر به استخراج یک مقوله هسته ای با عنوان زورخانه به مثابه میدان بازتولید سرمایه اجتماعی و هویت پهلوانی شد. یافته ها نشان داد زورخانه در کرمانشاه صرفا یک فضای ورزشی نیست بلکه نهادی اجتماعی فرهنگی چندبعدی است که کارکردهای هویتی، فرهنگی و اجتماعی گسترده ای دارد. پنج مقوله محوری پژوهش عبارت اند از: ۱- زورخانه به مثابه نهاد هویت ساز: زورخانه بستری برای بازتولید هویت پهلوانی، انتقال ارزش های اخلاقی و تثبیت حافظه فرهنگی است. مشارکت کنندگان زورخانه را فضایی برای شکل گیری منش اجتماعی، تربیت اخلاقی و جامعه پذیری ارزشی توصیف کردند. ۲- ساختار آیینی-نمادین زورخانه: آیین ها، مناسک و نمادهای زورخانه نقش اساسی در تولید معنا و انسجام فرهنگی دارند (Bourdieu ۱۹۸۶; Halbwachs ۱۹۹۲). عناصر نمادین نظیر ضرب، مرشد، گود و اشعار حماسی به عنوان سازوکارهای فرهنگی بازتولید هویت عمل می کنند. فرآیندهای جامعه پذیری و انتقال ارزشی زورخانه بستری غیررسمی برای آموزش اخلاق، الگوسازی رفتاری و انتقال بین نسلی ارزش هاست. روابط مرشد-شاگرد، یادگیری مشاهده ای و تجربه زیسته از مهم ترین سازوکارهای جامعه پذیری شناسایی شدند. ۳- سرمایه اجتماعی و کارکردهای انسجام بخش زورخانه: نقشی کلیدی در تقویت اعتماد، همبستگی اجتماعی محلی و منزلت اجتماعی کنشگران دارد. شبکه ای از روابط مبتنی بر احترام، اخلاق و اعتماد در این میدان اجتماعی شکل می گیرد. ۴- چالش ها و دگرگونی های معاصر: تحولات اجتماعی، تغییر سبک زندگی، کاهش مشارکت نسل جوان و محدودیت های حمایتی نهادی به عنوان مهم ترین چالش های پایداری زورخانه ها شناسایی شدند. در مجموع، یافته ها نشان داد زورخانه نهادی چندکارکردی است که همزمان نقش های فرهنگی، اجتماعی و هویتی ایفا می کند. نتیجه گیری پژوهش حاضر نشان داد زورخانه را می توان به عنوان یک نهاد اجتماعی-فرهنگی پویا تحلیل کرد که در تولید سرمایه اجتماعی، بازتولید هویت پهلوانی و تحقق مسئولیت اجتماعی ورزش نقش دارد. زورخانه نه تنها فضایی برای فعالیت بدنی بلکه میدان اجتماعی تولید معنا، هنجارهای اخلاقی و روابط مبتنی بر اعتماد است. با این حال استمرار این کارکردها مستلزم بازتعریف نهادی، نوآوری مدیریتی و حمایت سیاستی است. نتایج پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در جایگاه زورخانه در نظام مدیریت ورزشی، تقویت پیوند میان سیاست های فرهنگی و ورزشی و بهره گیری از ظرفیت های اجتماعی زورخانه در توسعه فرهنگی و اجتماعی شهرها تاکید دارد. از منظر مسئولیت اجتماعی و پایداری زورخانه نمونه ای کم نظیر از پیوند ورزش با ارزش های اخلاقی و فرهنگی محسوب می شود. توجه راهبردی به این نهاد می تواند به تقویت سرمایه اجتماعی، پایداری فرهنگی و تنوع نهادی در نظام ورزش کمک نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کیوان مرادیان
گروه علوم ورزشی و تندرستی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، تهران، ایران