نقش سیاست گذاری دولتی در توسعه ورزش همگانی و حرفه ای: یک مطالعه مروری تحلیلی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_030
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: سیاست گذاری دولتی یکی از مهم ترین ابزارهای هدایت و توسعه نظام های ورزشی در جوامع مختلف به شمار می رود. دولتها از طریق تدوین قوانین، تخصیص منابع، ایجاد نهادهای اجرایی و تعیین اولویت های راهبردی نقش تعیین کننده ای در گسترش ورزش همگانی و پیشرفت ورزش حرفه ای ایفا می کنند. با این حال شواهد پژوهشی نشان می دهد که سیاست گذاری ورزشی صرفا یک فرآیند فنی و از بالا به پایین، نیست بلکه در بستر تعاملات پیچیده میان دولت، جامعه، نهادهای مدنی و ذی نفعان مختلف شکل می گیرد. در بسیاری از کشورها ناکارآمدی سیاست های ورزشی نه ناشی از فقدان برنامه بلکه نتیجه فاصله میان سیاست های رسمی و نیازها و واقعیت های اجتماعی است. مطالعات حوزه حکمرانی عمومی نشان می دهد که سیاست های متمرکز و بوروکراتیک در صورتی که مشارکت معنادار ذی نفعان را نادیده بگیرند با کاهش اثر بخشی و افت اعتماد عمومی مواجه می شوند. پژوهش های انجام شده در زمینه حکمرانی منابع عمومی نشان داده است که پیچیدگی رویه های اداری و حذف صدای جوامع محلی، مانع انتقال دانش زیسته به فرآیند سیاست گذاری می شود و در نهایت به تصمیم هایی منجر می گردد که با نیازهای واقعی جامعه همخوانی ندارند (ولاک ۲۰۲۶). این الگو در حوزه ورزش نیز قابل مشاهده است؛ جایی که سیاست های کلان ورزشی بدون توجه کافی به زمینه های اجتماعی و فرهنگی در عمل با مقاومت اجتماعی یا عدم تحقق اهداف مواجه می شوند. در سال های اخیر، رویکردهای نوین سیاست گذاری بر مفاهیمی نظیر حکمرانی مشارکتی، همترازی اجتماعی و بازنگری مستمر سیاست ها تاکید داشته اند. مطالعات انجام شده در حوزه حکمرانی علم و فناوری نشان می دهد که سیاست های موفق آن هایی هستند که میان اهداف دولت و ارزش های اجتماعی تعادل برقرار کرده و امکان دریافت بازخورد از ذی نفعان را فراهم می کنند (ون دروی و همکاران ۲۰۲۶). در نظام های ورزشی نیز توسعه پایدار ورزش همگانی و حرفه ای مستلزم چنین نگاهی است؛ نگاهی که سیاست گذاری را فرآیندی پویا و تعاملی یداند نه مجموعه ای از دستورالعمل های ایستا. بر این اساس، مقاله حاضر با هدف مرور و تلفیق مطالعات اخیر به نقش سیاست گذاری دولتی در توسعه ورزش همگانی و حرفه ای می پردازد و تلاش می کند با استفاده از یافته های بین رشته ای، الزامات و چالش های سیاست گذاری موثر در این حوزه را تبیین کند. بررسی روش تحقیق: این پژوهش با رویکرد کیفی و بر پایه مرور نظام مند ادبیات پژوهشی انجام شده است. جستجوی مقالات در پایگاه های داده معتبر بین المللی از جمله اسکوپوس، گوگل اسکالر و اس اس آرن انجام گرفت. برای استخراج مطالعات مرتبط از کلیدواژه هایی نظیر سیاست گذاری ورزشی، حکمرانی عمومی، نقش دولت، مشارکت اجتماعی و حکمرانی نهادی استفاده شد. تمرکز اصلی بر پژوهش های منتشر شده در سال های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ بود تا جدیدترین تحولات نظری و تجربی در این حوزه شناسایی شود. پس از غربالگری اولیه و حذف مطالعات غیرمرتبط، مجموعه ای از مقالات منتخب که به نقش دولت، سازوکارهای سیاست گذاری و مشارکت ذی نفعان پرداخته بودند برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل موضوعی بررسی و به صورت تطبیقی تلفیق شدند تا الگوهای مشترک و پیامدهای سیاستی مرتبط با توسعه ورزش همگانی و حرفه ای استخراج گردد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل مطالعات منتخب نشان می دهد که نقش سیاست گذاری دولتی در توسعه ورزش همگانی و حرفه ای را می توان در سه محور اصلی تبیین کرد: نخست، چالش های سیاست گذاری متمرکز و شکاف میان دولت و جامعه است. پژوهش ها نشان می دهد که سیاست های ورزشی زمانی با کاهش اثر بخشی مواجه می شوند که فرآیند تصمیم گیری به صورت متمرکز و بدون مشارکت واقعی ذی نفعان انجام گیرد. در چنین شرایطی دانش محلی و تجربه زیسته گروه های هدف به سیاست ها منتقل نمی شود و در نتیجه برنامه های ورزش همگانی یا مسیرهای توسعه ورزش حرفه ای با استقبال محدود مواجه می گردد (ولاک، ۲۰۲۶). دوم، اهمیت حکمرانی مشارکتی و همترازی اجتماعی در سیاست گذاری ورزشی مورد تاکید قرار دارد. مطالعات اخیر نشان می دهد که هم راستاسازی اهداف دولت با ارزش ها و انتظارات جامعه می تواند مشروعیت و کارآمدی سیاست ها را افزایش دهد. در این چارچوب شفافیت تصمیم گیری، مشارکت ذی نفعان و ارزیابی مستمر سیاست ها به عنوان عناصر کلیدی حکمرانی موثر مطرح می شوند (ون دروی و همکاران ۲۰۲۶). در حوزه ورزش چنین رویکردی می تواند به طراحی سیاست هایی منجر شود که هم مشارکت عمومی را تقویت کند و هم زیرساخت های ورزش حرفه ای را به صورت پایدار توسعه دهد. سوم، نقش دولت در ایجاد توازن میان اهداف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ورزش مورد توجه است. سیاست های مرتبط با ورزش حرفه ای معمولا بر موفقیت های رقابتی و دستاوردهای اقتصادی تمرکز دارند، در حالی که ورزش همگانی بیشتر با سلامت عمومی و انسجام اجتماعی پیوند خورده است. یافته ها نشان می دهد که تمرکز یک جانبه بر هر یک از این ابعاد می تواند به تضعیف بعد دیگر منجر شود. از این رو سیاست گذاری دولتی موثر نیازمند نگاهی جامع است که توسعه ورزش همگانی و حرفه ای را به عنوان اجزای مکمل یک نظام واحد در نظر بگیرد. نتیجه گیری: مرور یافته های این مقاله مروری نشان می دهد که سیاست گذاری دولتی نقشی محوری در توسعه ورزش همگانی و حرفه ای دارد، اما موفقیت آن به کیفیت حکمرانی و میزان مشارکت ذی نفعان وابسته است. سیاست هایی که صرفا به صورت متمرکز و از بالا به پایین تدوین می شوند و به زمینه های اجتماعی و فرهنگی توجه ندارند در عمل نمی توانند به توسعه پایدار ورزش منجر شوند. بر اساس نتایج مطالعات، حرکت به سمت حکمرانی مشارکتی، افزایش شفافیت در فرآیند تصمیم گیری و ارزیابی مستمر سیاست ها از الزامات اساسی توسعه ورزش در جوامع معاصر است. دولتها می توانند با ایجاد سازوکارهای مشارکت عمومی، تلفیق اهداف اجتماعی و اقتصادی و توجه همزمان به ورزش همگانی و حرفه ای نقش موثرتری در ارتقای نظام های ورزشی ایفا کنند. در نهایت، پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با تمرکز بر الگوهای بومی سیاست گذاری ورزشی به بررسی تجربی اثرات حکمرانی مشارکتی در توسعه ورزش همگانی و حرفه ای بپردازند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد امین مبرهن بارکوسرائی
دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس (نویسنده مسئول)
محمد مهیار قنبری زاده
دانشجو کارشناسی ارشد مدیریت ورزشی دانشگاه تربیت مدرس