هوشمندسازی برند با محوریت سازگاری سازمانی: تحلیل میانجی گری مزیت رقابتی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 28
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SASM10_020
تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405
چکیده مقاله:
مقدمه: در دنیای امروز سازمان ها با محیط های پیچیده و پویامواجه هستند که تغییرات سریع، فناوری، رقابت فزاینده و تحولات اجتماعی فشار زیادی بر آنها وارد می کند. در چنین شرایطی توانایی سازمان ها برای سازگاری موثر با محیط به عنوان یک عامل کلیدی در حفظ مزیت رقابتی و ارتقای عملکرد برند محسوب می شود (کاظمی و همکاران، ۲۰۲۴). برند هوشمند مفهومی نوین در حوزه مدیریت برند و بازاریابی است که شامل استفاده از فناوری داده های کلان و تحلیل های استراتژیک برای بهبود تعامل با مشتریان و تقویت تصویر برند می باشد (وانگ و همکاران، ۲۰۲۵). مطالعات اخیر نشان می دهد که سازگاری سازمانی می تواند با ایجاد انعطاف پذیری و همسویی با نیازهای بازار عملکرد برند را تقویت کند و سازمان را در موقعیت رقابتی بهتری قرار دهد (اوگو، ۲۰۲۵). با این حال مکانیسم دقیق این اثر هنوز به طور کامل در ادبیات پژوهشی مشخص نشده است. یکی از مسیرهای احتمالی نقش میانجی مزیت رقابتی است که می تواند رابطه بین سازگاری سازمانی و عملکرد برند هوشمند را توضیح دهد. مزیت رقابتی توانایی سازمان در ارائه ارزش متمایز به مشتریان و برتری نسبت به رقبا است و با ایجاد تمایز کیفیت خدمات و پاسخگویی به نیازهای بازار می تواند اثر سازگاری سازمانی را بر عملکرد برند تشدید کند. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر سازگاری سازمانی بر عملکرد برند هوشمند و نقش میانجی مزیت رقابتی انجام شده است. روش تحقیق: این پژوهش از نوع تحقیق کمی و توصیفی-تحلیلی است و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد استفاده شده است. جامعه آماری شامل، مدیران، کارشناسان بازاریابی و کارکنان شرکت های دارای برند هوشمند در صنایع مختلف کشور است. نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و بر اساس معیار کوکران تعیین شد و حجم نمونه ۳۵۰ نفر برآورد گردید. پرسشنامه ها دارای سه بخش اصلی شامل سازگاری سازمانی (کاظمی و همکاران ۲۰۲۴)، مزیت رقابتی (لی و همکاران ۲۰۰۶) و عملکرد برند هوشمند (وانگ و همکاران ۲۰۲۵) هستند که از مقیاس لیکرت پنج گانه برای سنجش پاسخ ها استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و SmartPLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که سازگاری سازمانی اثر مثبت و معناداری بر عملکرد برند هوشمند دارد. سازمان هایی که توانایی انعطاف پذیری، تطابق با تغییرات محیطی و پاسخ سریع به نیازهای بازار را دارند در تقویت تصویر برند، افزایش تعامل با مشتریان و بهبود تجربه مشتری موفق تر عمل می کنند. یافته ها همچنین نشان داد که مزیت رقابتی نقش میانجی موثری در این رابطه ایفا می کند. به عبارت دیگر، سازگاری سازمانی با ایجاد توانایی های متمایز، قابلیت پاسخگویی سریع و ارائه خدمات منحصر به فرد مزیت رقابتی را تقویت کرده و در نتیجه عملکرد برند هوشمند را افزایش می دهد. اثرات میانجی مزیت رقابتی در مدل SEM به طور معناداری تایید شد و نشان داد که بخش قابل توجهی از اثر سازگاری بر عملکرد برند از مسیر مزیت رقابتی عبور می کند. علاوه بر این، تحلیل های تکمیلی نشان داد که سازمان هایی که همزمان بر ایجاد نوآوری، استفاده از فناوری های هوشمند و همسویی با استراتژی های بازار تمرکز دارند، بیشترین بهره وری را از سازگاری سازمانی و مزیت رقابتی در بهبود عملکرد برند کسب می کنند. یافته ها همچنین بیانگر این بود که ارتباط مستقیم سازگاری با عملکرد برند در حضور مزیت رقابتی، قوی تر و تقویت می شود و این امر تاکید می کند که بدون ایجاد مزیت رقابتی اثر سازگاری بر برند ممکن است محدود باشد. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که سازگاری سازمانی به عنوان یک عامل کلیدی در بهبود عملکرد برند هوشمند عمل می کند و این اثر به طور قابل توجهی از طریق ایجاد و تقویت مزیت رقابتی میانجی گری می شود. این یافته ها دارای پیامدهای نظری و عملی مهمی هستند. از منظر نظری مطالعه نشان داد که مدل های سنتی عملکرد برند باید انعطاف پذیری سازمانی و مزیت رقابتی را به عنوان عوامل کلیدی میانجی در نظر بگیرند تا بتوانند تغییرات محیطی و فناوری را بهتر درک و مدیریت کنند. این نتیجه با نتایج اوگو (۲۰۲۵) و وانگ و همکاران (۲۰۲۵) همسو است. از منظر کاربردی مدیران سازمان ها می توانند با تقویت سازگاری سازمانی، سرمایه گذاری در توانمندی های متمایز و بهره گیری از فناوری های هوشمند عملکرد برند خود را بهبود بخشند و رقابت پذیری سازمان را افزایش دهند. علاوه بر این نتایج پژوهش تاکید می کند که ایجاد مزیت رقابتی پایدار و همسو با استراتژی سازمانی نقش حیاتی در بهره گیری کامل از اثرات مثبت سازگاری سازمانی بر عملکرد برند دارد، بنابراین توصیه می شود سازمان ها علاوه بر انعطاف پذیری و تطبیق با محیط، سرمایه گذاری در نوآوری، تحلیل داده های مشتریان و توسعه قابلیت های هوشمند برند را در دستور کار قرار دهند تا عملکرد برند هوشمند را به حداکثر برسانند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حمید عموریزی
گروه مدیریت ورزشی واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
مهدی کهندل
گروه مدیریت ورزشی واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
حسین عبدالملکی
گروه مدیریت ورزشی واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران
سید نعمت خلیفه
گروه مدیریت ورزشی واحد کرج دانشگاه آزاد اسلامی کرج، ایران