اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر الگوهای ارتباطی و خودکارآمدی زنان متاهل

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPCEE26_175

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

نهاد خانواده به عنوان بستر اصلی رشد و شکوفایی روانی، همواره تحت تاثیر کیفیت تعاملات و روابط زناشویی قرار دارد. در این میان، الگوهای ارتباطی ناکارآمد و سطح پایین خودکارآمدی از جمله عوامل کلیدی در تشدید تعارضات و بروز فرسودگی زناشویی در زنان به شمار می روند. با توجه به نقش محوری شناخت و رفتار در شکل دهی به کیفیت زندگی مشترک، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر الگوهای ارتباطی و خودکارآمدی زنان متاهل انجام پذیرفت. مطالعه حاضر از نظر هدف، در زمره تحقیقات کاربردی و از منظر شیوه گردآوری داده ها، یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه گواه (کنترل) بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان متاهل دارای تعارضات زناشویی مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره خانواده شهر شیروان تشکیل دادند. با استفاده از روش نمونه گیری داوطلبانه هدفمند، تعداد ۳۲ نفر انتخاب شده و به صورت کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۶ نفر) و گواه (۱۶ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت مداخله ساختاریافته آموزش شناختی-رفتاری قرار گرفتند، در حالی که گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه الگوهای ارتباطی و پرسشنامه خودکارآمدی عمومی (شرر و همکاران، ۱۹۸۲) بود. تجزیه و تحلیل داده ها به جای استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری، با رویکردی دقیق تر جهت کنترل متغیرهای مزاحم و با استفاده از روش های آمار استنباطی شامل تحلیل رگرسیون و تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره (MANCOVA و ANCOVA) در نرم افزار SPSS انجام گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون و کوواریانس نشان داد که پس از کنترل اثرات پیش آزمون، آموزش شناختی-رفتاری تاثیر مثبت و کاملا معناداری بر ارتقای خودکارآمدی زنان متاهل در گروه آزمایش داشته است (۰/۰۰۱P<). همچنین، بررسی دقیق الگوهای ارتباطی حاکی از آن بود که این مداخله آموزشی توانسته است نمره کل الگوهای ارتباطی را بهبود بخشیده و به طور خاص، جهت گیری همنوایی افراطی و مخرب را در زنان به طور معناداری (۰/۰۰۵P =) کاهش دهد؛ هرچند تغییرات در بعد جهت گیری گفت وشنود از لحاظ آماری معنادار نبود. بر اساس یافته های به دست آمده، آموزش شناختی-رفتاری از طریق مکانیسم هایی نظیر شناسایی و اصلاح تحریف های شناختی، تغییر اسنادهای ناکارآمد، آموزش حل مسئله و ارتقای مهارت ابراز وجود، توانمندی روانی زنان را افزایش می دهد.

نویسندگان

زکیه رامیار

دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته روانشناسی عمومی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان، ایران

فرانک کورانیان

استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان، ایران

براتعلی قوامی

استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قوچان، ایران