حمایت حقوقی از کودکان مبتلا به اختلالات عصبی-رشدی در پرتو اصل عدم تبعیض

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 47

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

IJCONF24_105

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

تحولات اخیر در علوم اعصاب و شکل گیری حوزه عصب حقوق (Neurolaw) ضرورت بازاندیشی در برخی از اصول بنیادین حقوق کودک را آشکار ساخته است. در این میان، چگونگی حمایت حقوقی از کودکان دارای تفاوت های عصبی، از جمله مبتلایان به اختلال نقص توجه و بیش فعالی (ADHD)، اختلال طیف اوتیسم و اختلالات یادگیری، به یکی از چالش های نوظهور نظام های حقوقی تبدیل شده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش یافته های علوم اعصاب در بازتعریف اصل عدم تبعیض، تحلیل تعهدات دولت در تضمین حق آموزش، بازخوانی اصل مصلحت عالیه کودک و ارائه الگویی نوین برای حمایت از کودکان دارای تفاوت های عصبی انجام شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، اسناد بین المللی، رویه های تفسیری نهادهای حقوق بشری، مطالعات عصب حقوقی و مقررات حقوق ایران، به بررسی موضوع پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تفسیر پیشین از اصل عدم تبعیض و حق آموزش، به دلیل ابتنا بر الگوی شناختی غالب، پاسخگوی نیازهای حقوقی کودکان دارای تفاوت های عصبی نیست و تحقق برابری واقعی مستلزم شناسایی تنوع عصبی، سازگاری شناختی محیط های آموزشی، طراحی فراگیر و اتخاذ سیاست های مبتنی بر شواهد علمی است. همچنین، یافته ها بیانگر آن است که علوم اعصاب می تواند با ارائه معیارهای عینی تر، نقش موثری در تفسیر اصل مصلحت عالیه کودک و تصمیم گیری های حقوقی ایفا کند. در نهایت، پژوهش حاضر، نشان می دهد که با اتکا به ظرفیت های حقوق بین الملل، حقوق ایران و مبانی فقه اسلامی می توان چارچوبی منسجم برای حمایت موثرتر از کودکان دارای تفاوت های عصبی و تحقق عدالت آموزشی و حقوقی ارائه کرد.

نویسندگان

نگین جهان فر

کارشناسی ارشد دانشگاه امام صادق(ع) پردیس خواهران