سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران و تاثیر آن بر نظم جهانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSTCONF18_042

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

سیاست «فشار حداکثری» یکی از مهم ترین راهبردهای دولت دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی ایران بود که پس از خروج یکجانبه ایالات متحده از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۸ به اجرا درآمد. این سیاست با هدف اعمال شدیدترین تحریم های اقتصادی، مالی و نفتی علیه ایران طراحی شد تا از طریق افزایش فشارهای اقتصادی، تغییراتی در رفتار سیاسی، هسته ای و منطقه ای ایران ایجاد کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف سیاست فشار حداکثری و تحلیل تاثیرات آن بر نظم جهانی انجام شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای، اسناد رسمی، مقالات علمی فارسی، انگلیسی و عربی و گزارش های معتبر بین المللی گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سیاست فشار حداکثری اگرچه موجب کاهش قابل توجه صادرات نفت، محدود شدن دسترسی ایران به نظام مالی بین المللی، افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی شد، اما نتوانست اهداف اصلی آمریکا در زمینه تغییر بنیادین سیاست های داخلی و خارجی ایران را محقق سازد. در مقابل، این سیاست زمینه ساز تقویت راهبرد مقاومت اقتصادی، توسعه همکاری های راهبردی ایران با چین و روسیه و گسترش تعاملات منطقه ای تهران شد. همچنین خروج آمریکا از برجام و اعمال تحریم های یکجانبه موجب تضعیف اصل چندجانبه گرایی، کاهش اعتبار توافقات بین المللی و افزایش شکاف میان آمریکا و متحدان اروپایی گردید. نتایج پژوهش نشان می دهد که سیاست فشار حداکثری نه تنها پیامدهای گسترده ای برای روابط ایران و آمریکا به همراه داشت، بلکه بر ساختار قدرت در نظام بین الملل نیز تاثیرگذار بود و روند گذار از نظم تک قطبی به نظم چندقطبی را تسریع کرد. از این رو، تجربه فشار حداکثری علیه ایران بیانگر محدودیت های استفاده صرف از ابزار تحریم در تحقق اهداف ژئوپلیتیکی و ضرورت توجه به راهکارهای دیپلماتیک در مدیریت بحران های بین المللی است.

نویسندگان

عباس بوربور

ارشد روانشناسی مثبت گرای اسلامی دانشگاه پیام نور