نهادینه سازی شاخص های حکمرانی هوشمند و مطلوب در شرایط « عدم قطعیت » مطالعه موردی « ایران »

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

PSTCONF18_018

تاریخ نمایه سازی: 14 شهریور 1405

چکیده مقاله:

مفهوم « عدم قطعیت » در زمینه های مختلف با معانی متفاوتی به کار می رود. عدم قطعیت به معنای ناکافی بودن دانش، تاریخچه طولانی دارد. این مفهوم از زمانی که محققان بین ریسک و عدم قطعیت تمایز قائل شدند، تاریخچه جدید خود را آغاز کرد. کورنلیس ون دورسر بیان می دارد: «اکثر نوشته هایی که مربوط به ابعاد مختلف عدم قطعیت در سیاست گذاری هستند به وفاق جمعی رسیده اند. این ابعاد شامل ماهیت، موقعیت و سطح عدم قطعیت می باشد و نشان می دهد که با توجه به ماهیت عدم قطعیت یک تمایز عمومی بین عدم قطعیت معرفت شناختی، ناشی از ناقص بودن دانش و عدم قطعیت متغیر ناشی از تغییرات ذاتی در سیستم وجود دارد.» در دهه های اخیر، عدم قطعیت به یکی از چالش های اصلی مدیریت و حکمرانی در سطح بین المللی تبدیل شده است. این عدم قطعیت می تواند ناشی از تغییرات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد. ایران نیز به دلیل موقعیت جغرافیایی، تاریخچه سیاسی و تحولات سال های اخیر، یکی از کشورهایی است که با وضعیتی پیچیده و پویا مواجه شده است. در این شرایط، حکمرانی هوشمند به عنوان یک رویکرد مدیریتی جدید مطرح شده که به دنبال بهبود تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی در شرایط پرریسک است. حکمرانی هوشمند به عنوان یک رویکرد جدید در مدیریت امور عمومی، می تواند به عنوان یک راه حل برای مقابله با عدم قطعیت در حوزه های مختلف سیاسی و اجتماعی مطرح شود. حکمرانی مطلوب در شرایط « عدم قطعیت » که شامل بحران های اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی و اجتماعی می شود، نیازمند اتخاذ رویکردهایی انعطاف پذیر، استراتژی محور و مبتنی بر مشارکت است. نتایج نشان می دهد که عدم قطعیت می تواند کیفیت حکمرانی را کاهش دهد، اما استراتژی هایی مانند تقویت تاب آوری، تصمیم گیری مبتنی بر داده و ادغام رویکردهای یادگیری محور می تواند به بهبود عملکرد کمک کند. در ارتباط با وضعیت ایران، چالش ها و بحران هایی مانند نابرابری های اجتماعی، ضعف نهادها، تاثیر تحریم ها، نوسانات اقتصادی و نیز دو جنگ اخیر برجسته بوده است. مثال های موردی ایرانی شامل مدیریت بحران کووید-۱۹، تاثیر عدم قطعیت شاخص های حکمرانی بر توسعه پایدار و اشتغال و حکمرانی در شرایط تحریم ها نشان دهنده نیاز به مدل های بومی و انطباقی است. این مقاله با بررسی ادبیات موجود، تاثیر عدم قطعیت بر شاخص های حکمرانی مانند پاسخگویی، شفافیت، حاکمیت قانون، اثربخشی دولت، ثبات سیاسی و کنترل فساد را تحلیل می کند. اهمیت حکمرانی مطلوب در شرایط عدم قطعیت در آن است که حکومت هایی که به عدم قطعیت به عنوان فرصتی برای نوآوری نگاه می کنند، عملکرد بهتری دارند. این رویکرد شامل تقویت تاب آوری داخلی، تصمیم گیری استراتژیک به جای پیش بینی و افزایش مشارکت و شفافیت است. در سطح جهانی، تجربیات سنگاپور و برخی کشورهای اروپایی نشان دهنده موفقیت رویکردهای تطبیقی است، جایی که حکومت ها با تمرکز بر سناریوهای آینده و مدیریت ریسک، به پایداری رسیده اند. در این مقاله با هدف بررسی نحوه اعمال حکمرانی مطلوب و نیز بیان مفهوم حکمرانی هوشمند و تحلیل توانایی آن در مدیریت عدم قطعیت در ایران، از روش تحلیلی-توصیفی و نیز روش تحلیل محتوا برای بررسی منابع علمی استفاده شده است. داده های این مقاله از منابع علمی و گزارش های داخلی و نیز بین المللی در حوزه حکمرانی جمع آوری شده به نحوی که نتایج آن نشان می دهد حکمرانی هوشمند می تواند با بهره گیری از فناوری اطلاعات، شفافیت و مشارکت مردمی به بهبود تصمیم گیری و نهادینه سازی حکمرانی مطلوب در شرایط عدم قطعیت کمک کند. این مقاله پیشنهاد می کند که اجرای سیاست های حکمرانی هوشمند در ایران نیازمند تغییرات ساختاری و فرهنگی در سیستم سیاسی و اداری است.

نویسندگان

سعید پهلوان زاده رحیمی

کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس