سیاست جنایی در مواجهه با جرایم مبتنی بر هوش مصنوعی تحلیل جرم شناختی و مطالعه تطبیقی ایران و اتحادیه اروپا
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 17
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
LAWBCNF10_028
تاریخ نمایه سازی: 29 مرداد 1405
چکیده مقاله:
گسترش شتابان فناوری های مبتنی بر هوش مصنوعی به ویژه سامانه های یادگیری ماشین مدل های مولد و الگوریتم های خودکار تصمیم گیری در سال های اخیر موجب تحول در الگوهای بزهکاری و شکل گیری گونه ای از بزهکاری فناورانه پیشرفته شده است. گزارش های یوروپل (۲۰۲۳) و اینترپل (۲۰۲۴) نشان می دهد که استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در ارتکاب جرایمی همچون کلاهبرداری های کلان، مقیاس تولید محتوای جعلی عمیق Deepak با اهداف اخاذی یا بی ثبات سازی اجتماعی، حملات سایبری خودکار و دستکاری الگوریتمی بازارهای مالی به طور معناداری افزایش یافته است. این تحولات چالش های بنیادینی برای نظام های سیاست جنایی ایجاد کرده و کارآمدی رویکردهای سنتی جرم انگاری را با تردید مواجه ساخته است. ادبیات جرم شناسی فناوری (۲۰۱۳, Wall ۲۰۰۷, Yar, ۲۰۱۸; McGuire & Dowling) نشان می دهد که بزهکاری سایبری واجد ویژگی هایی همچون فراملی بودن، ناشناس ماندگی، مقیاس پذیری و خودکارسازی است. با ورود هوش مصنوعی، این ویژگی ها تشدید شده و به تعبیر نظریه جامعه مخاطره اولریش بک سطح مخاطرات ساختاری افزایش یافته است. با وجود رشد ادبیات بین المللی درباره تنظیم گری هوش مصنوعی، شکاف پژوهشی قابل توجهی در خصوص تحلیل جرم شناختی سیاست جنایی کشورهای در حال توسعه - به ویژه ایران - در مواجهه با جرایم مبتنی بر هوش مصنوعی وجود دارد. پژوهش حاضر با رویکردی جرم شناختی و در چارچوب تحلیل تطبیقی سیاست جنایی ایران را با الگوی تنظیم گری ریسک محور اتحادیه اروپا - به ویژه مقررات AI Act (۲۰۲۴) و سازوکارهای مکمل آن در چارچوب GDPR - مقایسه می کند. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی مبتنی بر تحلیل اسناد تقنینی، رویه های تنظیم گری و ادبیات علمی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ است. یافته ها نشان می دهد که سیاست جنایی ایران عمدتا بر جرم انگاری پسینی در قالب قانون جرایم رایانه ای و قواعد سنتی مسئولیت کیفری استوار است؛ در حالی که اتحادیه اروپا با اتخاذ رویکرد پیشگیرانه مبتنی بر طبقه بندی ریسک سامانه های هوش مصنوعی، مسئولیت پذیری توسعه دهندگان، نظارت نهادی چند سطحی و سازوکارهای انطباق (compliance mechanisms)، الگویی تنظیم گرایانه و پیش دستانه را دنبال می کند. بر اساس نتایج پژوهش، گذار از سیاست جنایی واکنشی به مدل سیاست جنایی فناورانه پیشگیرانه که تلفیقی از پیشگیری وضعی، تنظیم گری ریسک محور و بازتعریف مسئولیت کیفری در بستر سامانه های هوشمند است، ضرورتی اجتناب ناپذیر برای نظام حقوقی ایران محسوب می شود. مقاله حاضر ضمن ارائه چارچوبی نظری برای فهم جرم شناختی جرایم مبتنی بر هوش مصنوعی، مدلی پیشنهادی برای اصلاح سیاست جنایی ایران ارائه می دهد که می تواند مبنای اصلاحات تقنینی آینده قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
هوش مصنوعی ، جرایم مبتنی بر هوش مصنوعی ، سیاست جنایی ، تنظیم گری ریسک محور ، جامعه مخاطره ، اتحادیه اروپا ، قانون هوش مصنوعی
نویسندگان
محمد صالح قاسم خانی بهاء آبادی
دانشجوی ارشد رشته حقوق کیفری و جرم شناسی عضو هیات علمی دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی یزد ایران