نقد بنیان های اپیستمولوژیک علوم انسانی دیجیتال از منظر معرفت شناسی اسلامی
محل انتشار: اولین همایش علوم اسلامی و انسانی دیجیتال
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 31
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
DISAH01_050
تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405
چکیده مقاله:
علوم انسانی دیجیتال به عنوان شاخه ای نوظهور در تعامل میان فناوری های نوین و مطالعات انسانی، با سرعت چشمگیری در حال گسترش است و به تدریج در حال تثبیت خود به مثابه یک گفتمان معرفتی مستقل است. این گفتمان بر پایه پیش فرض هایی معرفت شناختی بنا شده که عمدتا برگرفته از سنت پوزیتیویستی، ابزارگرایانه و داده محور غرب مدرن هستند. پیش فرض هایی نظیر تقدم داده بر معنا، بی طرفی ابزار و امکان مدل سازی دیجیتال از ساختارهای شناختی انسان، در مرکز دستگاه نظری این حوزه قرار دارند. با این حال، پرسش اساسی آن است که این بنیان ها تا چه میزان قابل تعمیم به دیگر دستگاه های معرفتی، همچون معرفت شناسی اسلامی، هستند؟ مقاله حاضر با روش تحلیلی تطبیقی و با رجوع به منابع فلسفه اسلامی به ویژه در چارچوب حکمت متعالیه صدرایی به بررسی انتقادی بنیان های اپیستمولوژیک علوم انسانی دیجیتال می پردازد. در این چارچوب، علم نه بازنمایی داده محور، بلکه تحقق وجودی و حضوری نسبت میان عالم و معلوم تلقی می شود. اصولی چون علم حضوری، فاعلیت نفس وحدت علم و عالم و مراتب وجودی ادراک، با مبانی علوم انسانی دیجیتال در تعارض بنیادین اند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که علوم انسانی دیجیتال در وضعیت کنونی، از حیث معرفت شناسی، دچار کاستی هایی جدی در درک چیستی علم، نقش فاعل و اعتبار معناست؛ و بدون بازنگری در این مبانی، نمی توان آن را در منظومه فکری اسلامی به کار گرفت یا بومی سازی کرد. این مقاله ضمن نقد مبانی موجود، افق هایی برای بازساخت علوم انسانی دیجیتال بر پایه معرفت شناسی اسلامی و در قالب علوم انسانی اسلامی در بستر دیجیتال پیشنهاد می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان