متناسب سازی راهبرد دوسوتوانی برای بهبود فرایند خط مشی گذاری عمومی: مطالعه ای دلالت پژوهانه

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44

فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ISAPA01_152

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405

چکیده مقاله:

نظام های خط مشی گذاری عمومی در مواجهه با مسائل بدخیم و محیط های متلاطم، غالبا میان دوگانه تصلب بوروکراتیک (بهره برداری افراطی) و تجربه گری واکنشی (اکتشاف شتاب زده) گرفتارند. هدف این پژوهش واکاوی و متناسب سازی دلالت های راهبرد دوسوتوانی سازمانی برای بهبود فرایند خط مشی گذاری عمومی است. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، کیفی و توسعه ای-کاربردی بوده و با کاربست روش شناسی «دلالت پژوهی نظام مند» انجام شده است. در این راستا، ادبیات راهبرد دوسوتوانی به عنوان ماخذ صادرکننده ایده و مدل چرخه خط مشی گذاری عمومی به عنوان ماخذ وام گیرنده مبنای نمونه گیری نظری و تحلیل مفهومی قرار گرفتند. یافته های پژوهش استدلال می کند که استقراض مکانیکی مفاهیم بازار به عرصه عمومی یک خطای معرفت شناختی است. بر این اساس، هفت سهم یاری کلیدی شامل توازن بهره برداری و اکتشاف، تفکیک ساختاری، دوسوتوانی زمینه ای، توالی زمانی، یادگیری سیاستی، نوآوری باز نهادی و تاب آوری نهادی احصا و با مراحل چرخه خط مشی متناسب سازی شدند. نتایج نشان می دهد تحقق دوسوتوانی در عرصه حکمرانی مستلزم گذار از دستورکارگذاری واکنشی به رصد پیش دستانه، طراحی ماژولار خط مشی ها، استقرار خطوط اجرایی دوگانه و ارتقای ارزیابی به یادگیری دوحلقه ای است. در نهایت، بازطراحی معماری حاکمیت نیازمند سازوکارهایی نظیر بودجه ریزی ماموریت محور و محیط های آزمایشی تنظیم گری (سندباکس ها) است تا دیالکتیک میان حفظ حاکمیت قانون و ظرفیت انطباق پذیری نهادی در برابر تکانه های نوپدید به درستی مدیریت شود.

کلیدواژه ها: