طراحی مدل عوامل بازدارنده توسعه صنعتی در تله نفرین منابع: واکاوی عقب ماندگی استان کهگیلویه و بویراحمد نسبت به استان های اصفهان و یزد
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30
فایل این مقاله در 31 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ISAPA01_140
تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405
چکیده مقاله:
پدیده «نفرین منابع» تبیین گر وضعیتی است که در آن مناطق برخوردار از ذخایر طبیعی، لزوما به شکوفایی اقتصادی دست نمی یابند. استان کهگیلویه و بویراحمد با وجود دارا بودن سهم قابل توجهی از منابع نفت، گاز و آب کشور، همچنان با چالش توسعه نیافتگی صنعتی و نرخ بالای بیکاری روبروست. این پژوهش با هدف طراحی مدل عوامل بازدارنده توسعه صنعتی در تله نفرین منابع و واکاوی علل عقب ماندگی استان کهگیلویه و بویراحمد در مقایسه با الگوهای موفق توسعه در استان های اصفهان و یزد انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی و استراتژی نظریه داده بنیاد انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۵ نفر از خبرگان و صاحب نظران حوزه توسعه و صنعت (اساتید دانشگاهی، مدیران ارشد و کارشناسان کلیدی سازمان های متولی صنعت و برنامه ریزی و همچنین کارآفرینان و فعالان برجسته بخش خصوصی) در استان های کهگیلویه و بویراحمد، اصفهان و یزد جمع آوری گردید. تحلیل داده ها از طریق کدگذاری و استخراج مقوله های اصلی و فرعی صورت گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی عوامل بازدارنده توسعه صنعتی در بستر نفرین بر پایه شرایط علی که شامل خام فروشی و صادرات منابع، ضعف بخش خصوصی واقعی، فقدان زنجیره ارزش و فرار سرمایه مالی، شرایط زمینه ای شامل بن بست جغرافیایی، ساختار سنتی و طایفه گری و فقدان پیشینه (فرهنگ) صنعتی، مقوله محوری شامل توسعه نیافتگی صنعتی در تله نفرین منابع، شرایط مداخله گر شامل سیاست زدگی محلی و بروکراسی بازدارنده، راهبردهایی چون گذار از اقتصاد رانتی به زنجیره ارزش و اصلاح ساختار مدیریت و سرمایه در نهایت پیامدهایی نظیر خروج از تله نفرین منابع و پایداری اقتصادی و تحول اجتماعی و توسعه انسانی شکل می گیرد. نتایج نشان می دهد که عقب ماندگی کهگیلویه و بویراحمد بیش از آنکه ناشی از کمبود سرمایه مادی باشد، ریشه در یک «تله نهادی» دارد. بر اساس مدل طراحی شده، خروج از این بن بست مستلزم چرخش راهبردی از حکمرانی توزیع محور به سمت تکمیل زنجیره ارزش و اصلاح ساختار مدیریت سرمایه است. پیاده سازی این راهبردها می تواند پیامدهایی چون پایداری اقتصادی، ارتقای شاخص های توسعه انسانی و عبور از پیله محرومیت را به همراه داشته باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان