تبیین نقش یادگیری تیمی در بلوغ دیجیتال منابع انسانی: مدل سازی ساختاری تاثیر AI literacy بر اثربخشی آموزش های سازمانی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 73

فایل این مقاله در 25 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ISAPA01_080

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در عصر تحول دیجیتال، سازمان ها با چالشی دوگانه مواجه هستند: از یک سو، نیاز به ارتقای مستمر مهارت های دیجیتال کارکنان (به ویژه سواد هوش مصنوعی) به عنوان یک ضرورت رقابتی احساس می شود؛ از سوی دیگر، روش های سنتی آموزش سازمانی – مبتنی بر دوره های انفرادی و محتوای از پیش تعیین شده – با نرخ تکمیل پایین (اغلب کمتر از ۲۵٪) و بازگشت سرمایه محدود مواجه هستند. شکاف بین «سرمایه گذاری در آموزش» و «اثربخشی واقعی آموزش» یکی از معماهای حل نشده مدیریت منابع انسانی در عصر دیجیتال است. این مقاله با هدف تبیین نقش یادگیری تیمی به عنوان متغیر میانجی در رابطه بین سواد هوش مصنوعی کارکنان و اثربخشی آموزش های سازمانی تدوین شده است. سوال اصلی پژوهش این است: آیا صرفا افزایش سطح سواد هوش مصنوعی کارکنان به بهبود اثربخشی آموزش می انجامد، یا «بافت یادگیری جمعی» – به ویژه یادگیری تیمی – نقشی اساسی در تبدیل دانش فردی به قابلیت سازمانی ایفا می کند؟ پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری است. داده ها از طریق پیمایش میدانی از ۳۸۴ نفر از کارکنان دانشی در ۱۲ سازمان ایرانی (بیشتر در صنایع فناوری اطلاعات، مخابرات و خدمات مالی) گردآوری شد. ابزار پژوهش شامل چهار پرسشنامه استاندارد شده است: (۱) سنجش AI Literacy مبتنی بر چارچوب چهاربعدی Kong و همکاران (۲۰۲۴-۲۰۲۵) شامل ابعاد شناختی، فراشناختی، عاطفی و اجتماعی؛ (۲) سنجش یادگیری تیمی بر اساس مدل مارسیک و واتکینز (۲۰۲۱) با پنج مولفه (یادگیری مستمر، پرسش گری، اشتراک دانش، بازتاب و روان شناسی ایمنی)؛ (۳) سنجش بلوغ دیجیتال منابع انسانی با اقتباس از مدل Mehrabi و همکاران (۲۰۲۵) شامل شش بعد (راهبرد سازمانی، فرایندهای داخلی، مشتری و بازار، معماری فناوری اطلاعات، فرهنگ سازمانی، محصولات و خدمات)؛ (۴) سنجش اثربخشی آموزش های سازمانی با رویکرد کرک پاتریک سطح سوم (رفتار) و چهارم (نتایج کسب وکار). یافته های مدل سازی معادلات ساختاری (با استفاده از نرم افزار AMOS و رویکرد حداقل مربعات جزئی-PLS) نشان می دهد که: ۱. AI literacy تاثیر مستقیم و معناداری بر اثربخشی آموزش دارد (β = ۰.۳۱, p < ۰.۰۱) اما این تاثیر ضعیف تر از آن چیزی است که معمولا تصور می شود. به عبارت دیگر، صرفا آموزش سواد هوش مصنوعی به افراد، تضمین کننده اثربخشی یادگیری نیست. ۲. یادگیری تیمی نقش میانجی جزئی در این رابطه ایفا می کند (VAF = ۴۴٪). به این معنا که ۴۴ درصد از تاثیر AI literacy بر اثربخشی آموزش از طریق ارتقای یادگیری تیمی منتقل می شود. در سازمان هایی که هنجارهای یادگیری تیمی قوی تری دارند، سرمایه گذاری در AI literacy منجر به نتایج یادگیری بهتری می شود. ۳. بلوغ دیجیتال منابع انسانی به عنوان متغیر تعدیلگر عمل می کند: رابطه بین AI literacy و یادگیری تیمی در سازمان هایی با بلوغ دیجیتال بالاتر (وجود زیرساخت داده، یکپارچگی سیستم ها، فرهنگ داده محور) به طور معناداری قوی تر است. چارچوب نهایی پژوهش با عنوان مدل TALENT ارائه می شود که شامل چهار لایه: (۱) سواد فردی، (۲) تعاملات تیمی، (۳) زیرساخت دیجیتال، و (۴) خروجی های یادگیری در سطح سازمان است. این مدل به مدیران منابع انسانی کمک می کند تا به جای تمرکز صرف بر «دوره های آموزشی انفرادی AI»، بر «ایجاد بسترهای یادگیری تیمی پیرامون AI» سرمایه گذاری کنند.

کلیدواژه ها:

سواد هوش مصنوعی ، یادگیری تیمی ، اثربخشی آموزش ، بلوغ دیجیتال منابع انسانی ، مدل سازی معادلات ساختاری ، تحول دیجیتال

نویسندگان