پیوند نهادی دولت، بخش خصوصی و جامعه در خط مشی گذاری صنعتی ایران بر اساس نظریه حک شدگی پیتراوانز

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 56

فایل این مقاله در 32 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ISAPA01_064

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405

چکیده مقاله:

حکمرانی صنعتی تنها به ابزارهای مالی و حمایتی محدود نمی شود، بلکه در بستر روابط اجتماعی، هنجارهای فرهنگی، شبکه های نهادی و ظرفیت های دولت شکل می گیرد. این مقاله به دنبال توصیف پیوند نهادی میان دولت، بخش خصوصی و جامعه در خط مشی گذاری صنعتی بر اساس نظریه حک شدگی پیتراوانز با دلالت هایی برای بستر بومی ایران می باشد. بر اساس این نظریه، دولت توسعه گرا باید هم از خودمختاری بوروکراتیک برخوردار باشد و هم در جامعه و شبکه های مولد ریشه داشته باشد. روش پژوهش، مرور نظام مند با تحلیل مضمون کیفی است. برای این منظور، ۴۷ منبع معتبر در بازه زمانی ۱۹۹۵ تا ۲۰۲۵ گردآوری و تحلیل شده اند. مرور شواهد نشان می دهد که این پیوند نهادی در خط مشی گذاری صنعتی ممکن می گردد که پیش شرط های نهادی شدن گفتمان کار و تولید در اذهان، شبکه های اجتماعی مبتنی بر اعتماد تعمیم یافته، تنیدگی نهادهای واسط موثر مانند انجمن های حرفه ای و اتاق های بازرگانی و کارآفرینان در توسعه صنعتی و دولتی با خودمختاری نسبی در بوروکراسی و حک شدگی نهادی در جامعه محقق گردیده باشد. وجود جزایر کارآمدی در ایران اگرچه امیدوارکننده است، اما به دلیل نبود خودمختاری بوروکراتیک پایدار و فقدان نهادهای واسط قوی، موقتی، وابسته به افراد باقی می مانند. یافته های پژوهش پنج مانع ساختاری کلیدی را شناسایی کرد: غلبه شبکه های غیررسمی و مناسبات شخصی، ضعف نهادهای واسط، عدم اعتماد تعمیم یافته در شبکه های صنعتی، و فرهنگ کار غیریادگیرنده و غیرمسئول. مقاله در پایان با الهام از ساختارگرایی جدید و تجربه چین که تلاشی جهت حک شدگی صنعتی موفق است توصیه های سیاستی اولویت دار از جمله؛ ایجاد گفتمان توسعه صنعتی و تولید، انطباق بوروکراسی با الگوی توسعه صنعتی، تقویت نهادهای واسط، مبارزه با شبکه های فاسد، توسعه آموزش فنی و مهارت، ایجاد شوراهای صنعتی و مهارت، حک شدگی دولت در شبکه های مولد در عوض حک شدگی در مناسبات گروهی و منافع شخصی ارائه می کند.

کلیدواژه ها: