اقتصاد چرخشی در شرکت ارتباطات زیرساخت؛ بازطراحی فرآیندهای منابع انسانی برای بازیافت انرژی و مدیریت پسماند فنی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 34 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ISAPA01_023

تاریخ نمایه سازی: 24 مرداد 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: صنعت مخابرات و ارتباطات زیرساختی به عنوان شریان حیاتی اقتصاد دیجیتال جهانی و ملی، با چالش های پیچیده و بی سابقه ای از جمله حجم عظیم پسماندهای الکترونیکی (E-waste)، فرسایش سریع تجهیزات شبکه، نوسانات شدید قیمت مواد اولیه و فشارهای فزاینده زیست محیطی و قانونی مواجه است. گذار از مدل خطی سنتی «تولید-مصرف-دفع» به مدل پایدار «اقتصاد چرخشی» (Circular Economy - CE)، نیازمند بازنگری بنیادین و همه جانبه در تمامی زنجیره ارزش شرکت های زیرساختی است. این پژوهش با تمرکز ویژه بر «شرکت ارتباطات زیرساخت ایران»، به بررسی نقش کلیدی، استراتژیک و پیشران مدیریت منابع انسانی (HRM) در تحقق اصول اقتصاد چرخشی و مدیریت کارآمد پسماند فنی می پردازد. روش شناسی: این مطالعه با رویکردی ترکیبی (کیفی-کمی) و با تکیه بر چارچوب های نظری «مدیریت منابع انسانی سبز» (Green HRM)، «نظریه منبع محور» (RBV) و «نظریه ظرفیت سازی سازمانی» انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل محتوای اسناد داخلی، مصاحبه های عمیق با خبرگان صنعت و توزیع پرسشنامه بین کارکنان فنی و مدیریتی گردآوری و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) تحلیل شدند. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد که موانع اصلی پیاده سازی اقتصاد چرخشی، فراتر از ملاحظات فنی، مهندسی و مالی، ریشه در ساختارهای انسانی، رفتاری، شناختی و فرهنگی سازمان دارد. ادغام شاخص های زیست محیطی (ESG) در سیستم های ارزیابی عملکرد مدیران و اپراتورها، همراه با ایجاد انگیزه های غیرنقدی و پاداش های مبتنی بر مشارکت و شفافیت مالی، می تواند نرخ بازیافت مواد فنی را تا ۴۰ درصد افزایش دهد و هزینه های عملیاتی دفع پسماند را به طور چشمگیری کاهش دهد. همچنین، شواهد نشان می دهد که آموزش های عملیاتی و شفاف سازی ارزش اقتصادی بازیافت، تاثیر مستقیمی بر تغییر نگرش و رفتار کارکنان دارد. نتیجه گیری: این مقاله با ارائه یک مدل مفهومی نوین برای «منابع انسانی هوشمند در اقتصاد چرخشی»، راهکارهای عملیاتی دقیقی را برای تبدیل کارکنان از مجریان منفعل به «سفیران پایداری» ارائه می دهد. نتیجه نهایی حاکی از آن است که سرمایه انسانی سبز، ارزشمندترین دارایی استراتژیک برای بقای پایدار در صنعت زیرساخت است و همسوسازی استراتژی منابع انسانی با اهداف پایداری، نه یک انتخاب لوکس، بلکه یک ضرورت حیاتی برای کاهش هزینه ها، ارتقای برند کارفرمایی و ایفای مسئولیت اجتماعی در سطح ملی است.

نویسندگان

میلاد بادام فیروز

دکتری مدیریت دولتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد یاسوج