خوانشی از بیگانگی بصری در فضاهای معماری معاصر: مواجهه با نمادها، نشانه ها، هنرهای تجسمی، میدان ها و منظر شهری پردیس

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CAUCONG05_212

تاریخ نمایه سازی: 18 مرداد 1405

چکیده مقاله:

در دهه های اخیر، فضاهای معماری معاصر ایران به ویژه در شهر جدید پردیس با پدیده فزاینده ای به نام «بیگانگی بصری» روبه رو شده اند؛ حالتی که در آن نشانه ها، نمادها، عناصر تجسمی و حتی میدان ها و فضاهای عمومی، از کارکرد ارتباطی و فرهنگی خود فاصله گرفته و تجربه زیسته شهروندان را به مشاهده ای گسسته، سرد و فاقد معنا تقلیل می دهند. این پژوهش با اتخاذ رویکرد تحلیلی–تفسیری و به کارگیری خوانش نشانه شناسانه بر پایه چارچوب های بارت، پیره و لوفور و همچنین بررسی میدانی نمونه های بصری در پردیس، به واکاوی سازوکارهای شکل گیری بیگانگی بصری در معماری معاصر می پردازد. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل نظام مند تصاویر، الگوهای فرمی، نسبت میان مقیاس انسانی و عناصر حجمی، و تفسیر فرهنگی نشانه های شهری است تا رابطه پیچیده میان فرم، معنا و هویت فضایی بازسازی شود. نوآوری پژوهش در این است که به جای مطالعه صرفا زیبایی شناختی یا صرفا کالبدی، بیگانگی بصری را به منزله یک پدیده چندلایه فرهنگی–ادراکی تحلیل می کند و نشان می دهد که معضل اصلی نه در فرم های مدرن، بلکه در «گسست میان زبان بصری و حافظه فرهنگی» نهفته است. همچنین این مطالعه بر خلاف بسیاری از پژوهش های پیشین، میدان ها، نماها، نشانه های تجسمی، منظر شهری و حتی چیدمان رنگی–حجمی فضاهای عمومی را به عنوان «متن دیداری» بررسی می کند و از طریق تحلیل نشانه ای، ناهماهنگی های معنایی و ادراکی آنها را آشکار می سازد. یافته ها نشان می دهد که معماری معاصر پردیس با وجود بهره گیری از فرم های به ظاهر مدرن و عناصر تجسمی بزرگ مقیاس، نتوانسته انسجام معنایی لازم را برای ایجاد حس تعلق فضایی فراهم کند؛ زیرا نشانه ها اغلب تقلیدی، فاقد زمینه فرهنگی مشترک، و گسسته از روایت شهری هستند. ناهماهنگی رنگ ها، مقیاس ها و ریتم های بصری نیز موجب شده تجربه شهروندی به سطحی از «تماشای بی معنا» تنزل یابد. بر اساس نتایج، بازگشت به خوانش فرهنگی و بازتولید نشانه های بومی نه به معنای بازگشت به گذشته، بلکه به عنوان روشی برای احیای معنا، تقویت روایت شهری و کاهش بیگانگی بصری در فضاهای معاصر ضرورت دارد. این پژوهش نشان می دهد که تنها از رهگذر بازپیوند میان نشانه، معنا و تجربه انسانی است که می توان معماری شهرهای نوین ایران را از وضعیت بی روح فعلی رها کرد و به سوی هویت بصری پایدار سوق داد.

نویسندگان

سعید کفراشی

دانشجوی رشته مهندسی معماری، دانشگاه آزاد اسلامی دماوند

افشین قربانی پارام

استادیار، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد واحد دماوند