چالش های اجرایی منشور حقوق بیمار در فرآیند تصمیم گیری درمانی و راهکارهای اصلاح فرهنگی و نظارتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

LSPCONF12_061

تاریخ نمایه سازی: 31 تیر 1405

چکیده مقاله:

رعایت حقوق بیماران را باید نه صرفا یک الزام اخلاقی بلکه شاخصی بنیادی برای سنجش کارآمدی عدالت و انسانی بودن نظام سلامت دانست. این بیان کننده مظاهر احترام عملی به کرامت انسان و استقلال اراده فردی است که به صورت ویژه در مرحله انتخاب روش درمانی اهمیت مضاعفی پیدا می کند. در این فرآیند بیمار باید به عنوان صاحب اراده آزاد و آگاه نه تابع پزشک بلکه به عنوان شریک تصمیم گیری قلمداد شود. حق انتخاب آزادانه و آگاهانه در درمان از دو منظر حقوقی و اخلاقی، یکی از ارکان زیربنایی نظام سلامت معاصر را شکل می دهد. از دید حقوقی این حق معادل با تجلی اصل خودمختاری و آزادی اراده در حوزه سلامت است و نادیده گرفتن آن می تواند مصداق نقض حق بر تمامیت جسمانی و تعدی به آزادی شخصی قلمداد گردد. از منظر اخلاقی این حق بر اصل احترام به انسان و لزوم جلب رضایت مبتنی است؛ رضایتی که نه صورت گرایی اداری بلکه محتوایی آگاهانه و داوطلبانه دارد. با وجود این جایگاه رفیع، بررسی های علمی و میدانی نشان می دهد که در بسیاری از مراکز بهداشتی و درمانی کشور سطح آگاهی بیماران از حقوق مصوب خود از جمله حق اطلاع، حق انتخاب و حق اعتراض پایین تر از حد مطلوب است. منشور حقوق بیمار و قوانین مرتبط گرچه چارچوب های نظری قابل توجهی ترسیم کرده اند، لیکن تحقق عملی آن ها با دشواری های ساختاری و فرهنگی مواجه است. دلیل اصلی این فاصله استمرار فرهنگ پزشک سالاری و کمرنگ بودن مفهوم تصمیم گیری مشارکتی در نظام درمان است؛ جایی که هنوز تصمیم نهایی اغلب توسط پزشک گرفته می شود و رضایت بیمار بیشتر جنبه رسمی دارد تا ماهیتی محتوایی. این شکاف میان نظر و عمل نشان می دهد که وجود قانون و دستورالعمل تنها شرط لازم است نه کافی. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی و رویکردی بین رشته ای، به بررسی عمیق بنیان های فقهی و حقوقی اصل رضایت آگاهانه، حق بیمار در انتخاب روش درمان و سازوکارهای ضمانت اجرا در نظام حقوق سلامت ایران پرداخته است. از منظر فقه امامیه قواعدی نظیر قاعده لا ضرر، نفی سبیل و حفظ نفس محترمه پشتوانه نظری تحقق این حق را تشکیل می دهند و بر ممنوعیت هرگونه اجبار یا اکراه در امور درمانی دلالت دارند. در سطح اجرایی یافته های تحقیق آشکار می سازد که تحقق کامل این حق مستلزم بازنگری در چند بند کلیدی است؛ نخست اصلاح ساختار اطلاع رسانی پزشکی و تربیت پزشکانی است که توانایی انتقال دانش تخصصی خود به زبان قابل فهم برای بیماران را داشته باشند. دوم ایجاد و تقویت آموزش های مداوم برای کادر درمان در زمینه اخلاق حرفه ای و مهارت های ارتباطی است تا احترام به تصمیم بیمار از سطح شعار به سطح رفتار نهادینه شود. سوم طراحی سازوکارهای نظارتی موثر درون سازمانی و برون سازمانی برای سنجش اجرای حقوق بیمار در مراکز درمانی است، چرا که صرف تدوین قانون بدون نظارت هرگز به تضمین اجرا منجر نمی شود. و چهارم، ارتقای فرهنگ عمومی از طریق رسانه ها و آموزش های عمومی سلامت که موجب افزایش سواد سلامت و توان تصمیم گیری آگاهانه در جامعه گردد. مقاله حاضر با بهره گیری از مقایسه نظام های حقوق سلامت داخلی و بین المللی نشان می دهد که تحقق رضایت آگاهانه وابسته به هم افزایی عوامل حقوقی، فرهنگی، آموزشی و نهادی است؛ هیچ یک به تنهایی قادر نیست وضعیت موجود را اصلاح کند. تنها از رهگذر طراحی یک نظام جامع و چندسطحی است که بتوان اطمینان یافت بیمار در جایگاه «سوژه حقوقی» مستقل قرار گرفته و درمان بر پایه اراده آگاهانه او صورت می پذیرد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

سارا شیریان

دانشگاه علم و فرهنگ تهران، دانشکده علوم انسانی گروه علوم انسانی رشته حقوق گرایش حقوق پزشکی