حجیت امارات و ثمره ی اختلاف علما در نحوه ی حجیت آن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICCA12_034
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
اماره در علم اصول فقه به عنوان دلیل ظنی ای که از سوی شارع حجیت یافته است یکی از مباحث بنیادین در فرآیند اجتهاد و استنباط احکام شرعی محسوب می شود. این پژوهش با رویکرد تحلیلی - تطبیقی به بررسی سه نظریه ی اصلی در باب حجیت امارات یعنی، طریقیت، موضوعیت و علم تعبدی پرداخته و ضمن تحلیل مبانی هر دیدگاه، آثار و پیامدهای آن را در حوزه های اصول، عملی قاعده ی فراغ و مسئله ی کشف خلاف مورد ارزیابی قرار می دهد. در بخش مبانی نظری، مقاله با استناد به منابع کلاسیک اصولی و پژوهش های معاصر، نشان می دهد که اختلاف در نحوه ی حجیت امارات ریشه در تفاوت برداشت ها از ماهیت ظنون معتبره و نسبت آنها با قطع و علم دارد. در بخش تطبیقی، تاثیر این اختلاف بر رویه های حقوقی مدنی و کیفری بررسی شده و کارکردهای عملی امارات در فرآیند دادرسی و قانون گذاری معاصر تبیین گردیده است. روش تحقیق مقاله مبتنی بر مطالعه ی کتابخانه ای و تحلیل تطبیقی است و جامعه ی آماری آن شامل آثار اصولیان برجسته ی شیعه و اهل سنت و نیز مقالات علمی منتشر شده در مجلات معتبر فقه و حقوق می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازخوانی مبانی حجیت امارات می تواند به ارتقای کارآمدی نظام های حقوقی در مواجهه با شواهد و قرائن غیر قطعی کمک کند و زمینه ی بهره گیری از میراث اصولی در حل مسائل حقوقی نوین را فراهم آورد. بدین ترتیب، مقاله حاضر می کوشد پلی میان اندیشه ی اصولی سنتی و نیازهای نظام های حقوقی معاصر ایجاد کند، ظرفیت های اصول فقه را در عرصه ی نظری و عملی بازتعریف نماید. افزون بر این مقاله با بررسی دقیق دیدگاه های اصولیان متاخر، نشان می دهد که نظریه ی طریقیت با تاکید بر کاشفیت ظنون بیشترین انطباق را با رویه های قضایی مبتنی بر قرائن دارد؛ در حالی که نظریه ی موضوعیت اماره را به عنوان دلیل مستقل تلقی کرده و آثار متفاوتی در باب حجیت و اعتبار قضایی به جا می گذارد. همچنین نظریه ی علم تعبدی با طرح مفهوم «علم» (اعتباری) زمینه ی جدیدی برای پیوند میان معرفت دینی و قواعد اثباتی فراهم می آورد. این تحلیل ها نشان می دهد که اختلاف مبنایی اصولیان نه تنها در سطح نظری باقی نمی ماند، بلکه در تعیین حدود و ثغور حجیت ادله در نظام های حقوقی معاصر تاثیر مستقیم دارد. در نهایت پژوهش حاضر با ارائه ی چارچوبی تطبیقی تلاش دارد جایگاه امارات را به عنوان حلقه ی اتصال میان معرفت اصولی و کارکردهای حقوقی بازتعریف کند و الگویی برای مطالعات میان رشته ای در حوزه ی فقه و حقوق ارائه دهد.
نویسندگان
محمد حسن زرین اقبال
دانشجوی کارشناسی فقه و حقوق اسلامی