خوف و رجا یعنی بیم از کیفر و امید به لطف و رحمت خدا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 59
فایل این مقاله در 30 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICCA12_015
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
کسی که به خدا اعتقاد دارد و او را بر هر چیز قادر می شمرد به رحمانیت و رحیمیت و جود و کرمش نیز ایمان دارد. امکان ندارد امیدش به خدا امید کاذبی باشد و یا این که او را شایسته امید نداند اگر درست در این گونه افکار بیندیشیم، انحراف از اصل توحید و خداشناسی را در آن به وضوح درمی یابیم. در حقیقت عصاره کلام مولا این است که ما افرادی را می بینیم که به امید عطای کوچکی در خانه کسی می روند همه گونه خضوع و احترام مراسم ثنا و تکریم به جا می آورند و خود را مطیع فرمانش می دانند حال آن که هنگامی که برای بزرگ ترین حاجات خود در خانه خدا می آیند آن اظهارات و احترامات و فرمان برداری ها از آنها مشاهده نمی شود و این نیست جز بر اثر ضعف و ناتوانی در معرفه الله و شناخت صفات جلال و جمال او سپس امام (ع) از رجا به خوف منتقل می شود و همین مقایسه را در مورد خوف بیان می دارد می فرماید: «همچنین اگر او از یکی از بندگان خدا بترسد به سبب این خوف، برای او اهمیتی قائل می شود که برای خدا قائل نیست در واقع خوف از بندگان را نقد می شمرد و خوف از پروردگار خویش را (نسیه و) وعده ای دور از انتظار» (و کذلک ان هو خاف عبدا من عبیده، اعطاه من خوفه ما لا یعطی ربه، فجعل خوفه من العباد نقدا، و خوفه من خالقه ضمار و وعدا) به طور مسلم این برخورد دوگانه ناشی از ضعف ایمان است چرا که بندگان ضعیف، قدرتی ناچیز دارند که قابل مقایسه با قدرت خدا نیست اگر تمام قدرت آنها را به اندازه جرقه ای فرض کنیم، قدرت عظیم پروردگار از دریاها آتش سوزان برتر است چگونه ممکن است انسانی به چگونگی این دو مبدا خوف آشنا باشد، ولی از جرقه بترسد و از دریای آتش نهراسد؟! البته ممکن است منشا این تفاوت امید بیش از حد به گرم و لطف خدا باشد که آن نیز ناشی از غفلت است؛ زیرا او ارحم الراحمین است در موضع عفو و رحمت و اشد المعاقبین است در موضع عذاب و نقمت. خوف و رجا یعنی بیم از کیفر و امید به لطف و رحمت خدا قوی ترین انگیزه حرکت به سوی تقوا و پاکیزگی هاست. هیچ کس بدون این دو نمی تواند در آسمان قرب حق پرواز کند و به اوج قاف قرب او راه یابد. همان گونه که امید به نتایج لذت بخش پیروزی در امتحان و بیم از آثار سقوط و رفوزه شدن تمام نیروهای یک محصل و دانشجو را برای پیمودن مسیر علوم و دانش ها بسیج می کند در پیمودن راه معنویت نیز بهره گیری از این بیم و امید ضروری است. در حدیثی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم: «اعلی الناس منزله عند الله اخوفهم منه»؛ برترین مردم از نظر مقام در پیشگاه خدا خائف ترین آن هاست امام صادق علیه السلام می فرماید: لا یکون المومن مومنا حتی یکون خائفا راجیا، ولا یکون خائفا راجیا حتی یکون عاملا لما یخاف و یرجو؛ مومن مومن نخواهد بود تا دارای خوف و رجا باشد و خوف و رجا نخواهد داشت مگر این که با آن چه می ترسد یا امید دارد هماهنگ عمل کند ولی بهره گیری از این دو در صورتی امکان دارد که خوف و رجا کاذب نباشد و نشانه کاذب، نبودنش عمل هماهنگ با آن است. ولی متاسفانه بسیاری از مردم نسبت به امور دنیا و خوف و رجای صادقی دارند؛ در حالی که نسبت به آخرت گرفتار خوف و رجای کاذبی اند. در همین زمان که این سطور را می نویسیم نوعی بیماری شدید ذات الریه به نام «سارس» پیدا شده که به نوعی کشنده است (حداکثر از یک صد نفر مبتلا به این بیماری شش نفر قربانی می شوند ولی برای پرهیز از ابتلا به آن چنان اقدامات احتیاطی شروع شده که فراتر از آن امکان ندارد در مناطق آلوده همه جا را سمپاشی می کنند؛ همه با ماسک حرکت می کنند؛ هر شخص مظنونی را معاینه می کنند؛ مراکز تجمع را تعطیل کرده اند؛ جشن شادی و مجلس عزا نمی گیرند؛ در فرودگاه ها همه مسافران به دقت از این نظر کنترل می شوند). این همان خوف صادق است. آیا مومنان در مورد خوف از کیفرهای الهی در قیامت که به مراتب از این سنگین تر است چنین عکس العملی نشان می دهند؟ امام امیرالمومنین علیه السلام در خطبه مذکور تعجب می کنند که چگونه بعضی از مردم در مقابل خوف اندکی از انسان ها عکس العمل سریع و قوی نشان می دهند ولی در برابر خوف خدا چنین نیستند! درباره رجا هم همین گونه است؛ ولی اولیاء الله چنان بودند که از خوف خدا در محراب عبادت مانند بید میلرزیدند و گاه صیحه می زدند و مدهوش می شدند. سخن در این زمینه بسیار است. هدف در این جا اشاره کوتاهی برای تکمیل بحث ها بود با حدیث نابی این گفتار را پایان می دهیم. امام صادق علیه السلام می فرماید: کان ابی یقول: انه لیس من عبد مومن الا و فی قلبه نوران، نور خیفه و نور رجاء لو وزن هذا لم یزد علی هذا ولو وزن هذا لم یزد علی هذا؛ پدرم می فرمود هر بنده مومنی در قلبش دو نور است نور خوف و نور رجا هر یک وزن شود اضافه بر دیگری نخواهد بود. انسان به اندازه ای می تواند برای خود امیدسازی کند که به مرز خیال پردازی نرسد. از آن جا که جوان سرشار از انرژی است توان رسیدن به آرمان ها و همواره خطر افتادن در دام اوهام وجود دارد، امیدسازی همیشه با در نظر گرفتن واقعیات امکانات و توان و طاقت فردی صورت می گیرد در حالی که خیال پردازی فاقد این ویژگی هاست. پس باید در امیدهایمان تجدید نظر کنیم باید مرز بین امیدواری و خوش خیالی را به خوبی دانست تا یکی در جای دیگری قرار نگیرد. امیدواری مقوله ای است که با فعالیت و تلاش همراه است و به بیان بهتر می توان گفت امیدواری از سه جزء شناختی عاطفی و حرکتی تشکیل می شود. باغبانی در ذهن خود ثمرات و نتایج کارش را که باغستان سرسبز و آباد است تصور می کند و آن را مطلوب می بیند از این رو در او نوعی دلدادگی پدید می آید و آرزوی داشتن چنین باغی را می کند سپس به منظور تحقق آن به فعالیت می پردازد. دانش آموزی که بدون تلاش و مجاهدت در انتظار کسب مدارج علمی و پذیرش در دانشگاه به سر برد و در حقیقت به خیال پردازی افراطی روی آورده و از امید واقعی فاصله گرفته است. این مسئله در جهات معنوی نیز صادق است. رسول اکرم (ص) می فرماید نادان کسی است که از هوای نفسانی خود پیروی کند و در عین حال از خداوند انتظار بهشت را داشته باشد. هر چند در ناامیدی بسی امید است ولی با این بهانه نمی توان دست از کار و تلاش کشید و به امید یاری دیگران چشم دوخت میوه شیرین و گوارای درخت امید آن گاه به بار می نشیند که با تلاش و فعالیت آبیاری شده باشد. امیدواری حالتی نفسانی است که در آن انسان به اموری که انتظارش را دارد دل بستگی پیدا کرده است. امید در انتظار چیزی بودن است در حالی که بیشتر وسایل و اسباب آن فراهم شده است. معمولا امید و آرزو، در فرهنگ فارسی در کنار یکدیگر به کار می روند اما در زبان عربی به صورت جداگانه با عنوان های (رجا) و (آمل) استعمال می شوند. با یک تحلیل می توان گفت در هر امیدواری آرزو هست ولی هر آرزویی امیدواری نیست. شاید بتوان امید در زندگی را به سکان کشتی تشبیه کرد همان طوری که کشتی بدون سکان دار در دریای خروشان و پرتلاطم سرگردان خواهد بود انسان ناامید نیز در این دنیای پرهیاهو حیران خواهد ماند. بعضی افراد به دلیل شکست های گذشته امیدشان را از دست داده اند به طوری که زندگی منهای امید را قابل تحمل ندانسته و در نهایت بدترین گزینه یعنی مرگ را مشکل گشای خود یافته اند. آن عده هم که زنده اند در واقع مرده متحرکی بیش نیستند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد اسماعیل مجلسی
مدرس ارشد درس دفاع مقدس و دانشجوی دکتری شیعه شناسی استان سیستان و بلوچستان