چالش های حکمرانی جزیره ای در مدیریت انفال و حفظ حقوق عامه؛ با رویکرد بر رودخانه و جاده هراز

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 42

فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

UPRISR01_119

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

منطقه هراز، به واسطه پیوند تنگاتنگ دو شریان حیاتی طبیعی و انسانی رودخانه و جاده در محور ارتباطی شمال–مرکز کشور، واجد تمرکز قابل توجهی از عناصر انفال نظیر بستر و حریم رودخانه، جنگل ها، معادن و عرصه های دارای ارزش های زیست محیطی، گردشگری و آثار تاریخی بوده، که نمونه ای برجسته از هم تنیدگی بین حقوق عامه با تکالیف حاکمیتی محسوب می شود. این پیوند طبیعی–انسانی سبب گردیده، که هرگونه اقدام عمرانی، معدنی یا بهره برداری در این محدوده، پیامدهای مستقیمی بر حقوق عامه، مصالح و عدالت زیستی بین نسلی برجای می گذارد. با این حال، بررسی وضعیت مدیریتی منطقه نشان می دهد؛ که کثرت نهادهای تصمیم گیر، تعارض صلاحیت ها، نبود سازوکارهای جامع و کارآمد، موجب غلبه رویکرد بخشی در تصمیم سازی، و در نتیجه عملا منتهی به شکل گیری حکمرانی جزیره ای و فقدان یک نظام یکپارچه حفاظت و بهره برداری از انفال در این محور شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی با تکیه بر مبانی حقوق عمومی، حقوق محیط زیست و نظریه حکمرانی مطلوب، به واکاوی چالش های ناشی از این چندپارگی نهادی پرداخته و تاثیر آن بر تضعیف حقوق عامه، تخریب محیط زیست و بهره برداری نامتوازن از منابع طبیعی را تبیین می نماید. نتایج حاکی از آن است؛ که رفع وضعیت موجود، مستلزم استقرار سازوکارهای حکمرانی مطلوب با شاخص های یکپارچه نگری، بازآرایی صلاحیت نهادهای تصمیم گیر، تقویت شفافیت و پاسخ گویی، و بازتعریف نقش دولت به عنوان امین انفال و نماینده منافع عمومی است. بر این اساس، منطقه هراز با تمرکز بر رودخانه و جاده می تواند؛ مصداق برجسته نقض حقوق عامه، به الگویی برای حاکمیت کارآمد در مدیریت انفال و تامین منافع پایدار جامعه بدل گردد.

کلیدواژه ها:

رودخانه و جاده هراز ، انفال ، حقوق عامه ، حکمرانی مطلوب