حکمرانی هوشمند ترافیک در کلان شهرها: تحلیل تطبیقی چارچوب های عملیاتی در کشورهای پیشرو و ارائه الگوی پیشنهادی برای ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 91

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

TTC20_086

تاریخ نمایه سازی: 17 خرداد 1405

چکیده مقاله:

با پیچیده تر شدن سیستم های حمل ونقل شهری و ناکارآمدی الگوهای سنتی مدیریت سلسله مراتبی، ضرورت گذار به «حکمرانی هوشمند» بیش از پیش احساس می شود. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های بنیادین مدیریت ترافیک در کلان شهرهای ایران و ارائه الگویی بومی سازی شده، به بررسی تطبیقی تجارب موفق جهانی پرداخته است. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و تطبیقی طراحی شده و نمونه های مطالعاتی شامل سنگاپور، لندن و بارسلونا بر اساس شاخص معتبر IESE Cities in Motion انتخاب گردیده اند. یافته ها نشان می دهد که مدیریت ترافیک در ایران با چهار گلوگاه اصلی مواجه است: چندپارگی نهادی و تضاد منافع، جزایر داده و فقدان تعامل پذیری، عقب ماندگی نظام حقوقی از فناوری های نوین، و اقتصاد سیاسی ناپایدار در تامین مالی حمل ونقل عمومی. در مقابل، تجارب جهانی نشان می دهد که گذار از «مدیریت واکنشی» به «حکمرانی پیش دستانه» نیازمند سه تحول اساسی است: یکپارچگی نهادی و عبور از تشتت تصمیم گیری، دموکراتیزه کردن داده ها از طریق سیاست های داده باز و تعامل پذیر، استقرار مدل های تامین مالی پویا و پایدار مبتنی بر ارزش زمین و ابزارهای نوین اقتصادی. بر اساس این تحلیل، پژوهش حاضر مدل مفهومی «معماری حکمرانی هوشمند ایران (ISGA)» را پیشنهاد می کند که شامل پنج لایه اصلی (ادراک و اتصال، مدیریت و همجوشی داده ها، هسته هوشمندی و پردازش، خدمات و رابط کاربری، حکمرانی و نهادسازی) و دو ستون پشتیبان (امنیت سایبری و حریم خصوصی) است. این معماری با تاسیس «مرکز ملی تبادل داده های جابجایی» و اصلاح قوانین بالادستی، زمینه تفویض اختیارات ترافیکی به مدیریت واحد شهری را فراهم می سازد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تنها با ترکیب فناوری های نوین (اینترنت اشیاء، دوقلوی دیجیتال، تحلیل پیش بینانه) با اصلاحات نهادی و حقوقی، می توان به حکمرانی هوشمند ترافیک در ایران دست یافت. این الگو نه تنها کاهش ازدحام و افزایش کارایی شبکه حمل ونقل را هدف قرار می دهد، بلکه بر خلق ارزش عمومی شامل عدالت دسترسی، کاهش آلایندگی و ارتقای کیفیت زندگی شهری تاکید دارد.

نویسندگان

عرفان تقی زاده خرمالو

دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت شهری، گروه جغرافیا و برنامه ریزی، دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی، دانشگاه تبریز، ایران