فهم فرایند شکل گیری تفکر نقادانه در دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران: یک مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_ORMR-15-4_004
تاریخ نمایه سازی: 13 خرداد 1405
چکیده مقاله:
در نظامهای آموزشی سراسر دنیا، انگاره آموزش تفکر در سطوح عالیتر از یک سو و استفاده از مطالب درسی به عنوان ابزاری برای تفکر از سوی دیگر سبب شده است تا تفکر نقادانه به عنوان یک مفهوم بنیادین و یک آرمان آموزشی مطرح شود. از این رو، انجام پژوهش به منظور فهم فرایند شکلگیری تفکر نقادانه از اهمیت به سزایی برخوردار است. به این منظور، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگو تبیینکننده تفکر نقادانه در دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران با استفاده از نظریه دادهبنیاد انجام شده است. روش پژوهش بهصورت کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد بود و برای بررسی روایی و پایایی پژوهش، از سه معیار کرسول و میلر استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبههای نیمه ساختار یافته استفاده شد و تحلیل اطلاعات با روش استراوس و کوربین انجام گرفت. در این راستا، در مرحله اول تعداد ۲۵ مصاحبه عمیق با دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران انجام شد. حاصل این مصاحبهها، مجموعهای از مضامین اولیه بود که در فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از درون آنها مقولههایی استخراج شد. سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقولهها ذیل عنوان های شرایط علی، پدیده محوری، راهبردها، عوامل زمینهای، شرایط مداخلهگر و پیامدهای تفکر نقادانه دانشجویان در قالب پارادایم کدگذاری محوری تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، سیر داستان ترسیم شد. در این پژوهش، مقوله محوری با عنوان پویاییهای ذهنی بروز کرده و شرایط علی اثرگذار بر تفکر نقادانه نیز به دو دسته کلی عوامل فردی و عوامل غیر فردی تقسیم شد. عوامل مداخلهگر شناسایی شده، به دو دسته کلی فضای پذیرش افراد نقاد در مراکز علمی و فضای پذیرش افراد نقاد در جامعه تقسیم می شوند. براساس نتایج، عوامل زمینهای شامل «رتبه دانشگاه، جو مدیریتی محل تحصیل و فرهنگ خانوادگی» و همچنین، پیامدها عبارت از «پیامدهای مترتب بر فرد و پیامدهای مترتب بر دیگران» بوده است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکرم دستیاری
استادیار، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده بازار و کسب و کار، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم آباد، خرم آباد، ایران.
حسن زارعی متین
استاد، گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت و حسابداری ،دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران.
حمیدرضا یزدانی
دانشیار، گروه رهبری و سرمایه انسانی، دانشکده مدیریت دولتی و علوم سازمانی، دانشکده مدیریت، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
جبار باباشاهی
دانشیار، گروه مدیریت بازرگانی و کسب وکار، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشکدگان فارابی، دانشگاه تهران، قم، ایران.