نقش قاضی در تعیین مجازاتهای جایگزین حبس از الزام تا اختیار

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 343

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RIGHTSCONF06_139

تاریخ نمایه سازی: 11 اردیبهشت 1405

چکیده مقاله:

در سپیده دم تحولات نوین حقوق کیفری اندیشه ای جوانه زده است که کوشد سیمای عدالت را از چهره ای خشن و مجازات محور به چهره ای انسانی، اصلاح گر و جامعه محور بدل سازد. این اندیشه در قالب مجازاتهای جایگزین حبس به مثابه پلی میان عدالت و انسانیت، در پی آن است که دیوارهای بلند زندان را با راه هایی نو برای بازپروری و بازگشت مجرم به جامعه جایگزین کند. مقاله حاضر، با نگاهی ژرف به سیر تاریخی و تحولات مفهومی مجازات حبس از دوران صدر اسلام تا ایران معاصر، نشان می دهد که زندان همواره بیش از آنکه ابزار اصلاح باشد، ابزاری برای طرد و انزوا بوده است. در عصر پیامبر اسلام زندان به عنوان نهادی رسمی وجود نداشت و شیوه هایی چون نگهداری در مسجد یا دالان خانه جایگزین آن بودند. در ایران نیز زندان ها پیش از اسلام و تا دوران قاجار بیشتر محلی برای فراموشی و حذف افراد به شمار می رفتند تا اصلاح آنان حتی. با ورود اندیشه های نوین جرم شناسی در قرن نوزدهم عدالت کیفری از مجازات صرف به سوی اصلاح و درمان گام برداشت اما ابزار آن همچنان زندان باقی ماند؛ ابزاری که به زودی ناکارآمدی اش در تربیت انسان های اجتماعی آشکار شد، زندان به جای اصلاح، فرهنگ ضد اجتماعی می پروراند و مجرم را از جامعه می راند، نه آنکه او را به آغوش آن بازگرداند. در این میان، قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ با گنجاندن نهادهایی چون تعویق صدور حکم، تعلیق اجرای مجازات و مجازات های جایگزین گامی ارزشمند در مسیر عدالت ترمیمی برداشته است. این نهادها، با تکیه بر شخصیت، پیشینه و قابلیت اصلاح پذیری مجرم می کوشند فرصت دوباره ای برای بازسازی اعتماد میان فرد و جامعه فراهم آورند. نویسندگان مقاله با استناد به دیدگاه های اندیشمندانی چون برایت، ویت و پتی، بر این نکته تاکید دارند که موفقیت این سیاست ها در گرو گذار از «اختیار» به «الزام» است؛ یعنی قانون باید در جرایم سبک قاضی را ملزم به استفاده از جایگزین های حبس سازد تا عدالت کیفری از سطح انتخاب فردی فراتر رفته و به وظیفه قانونی بدل گردد. در نهایت، مقاله بر آن است که تحقق عدالت کیفری کارآمد و انسانی نیازمند دگرگونی نگرش قضات، حمایت نهادی، فرهنگ سازی اجتماعی و تقویت سازوکارهای اجرایی است. تنها در این صورت است که می توان از دل دیوارهای سرد زندان پنجره ای به سوی اصلاح، بازپروری و بازگشت گشود و عدالت را نه در انتقام که در ترمیم و بازسازی جست.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

تورج دالکی

قاضی دادگستری و استادیار دانشگاه

علی امیری

کارشناسی حقوق دانشگاه آزاد اسلامی واحد خوراسگان