نقد سیاست خصوصی سازی آموزش عالی در ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFREH02_001
تاریخ نمایه سازی: 3 اسفند 1404
چکیده مقاله:
پرسش اصلی مقاله این است که در چهل سال گذشته چه نوع سیاست ها و ساختارهایی برای مشارکت مردم در آموزش عالی پیش بینی و اجرا شده است؟ این سیاست ها و ساختارها چه مشکلات و چالش هایی داشته است؟ یافته ها نشان داد قبل از انقلاب اسلامی تعداد ۲۵ موسسه آموزش عالی خصوصی در کشور فعالیت داشتند که از نظر کیفیت سطح مطلوبی نداشتند. از سویی مورد استقبال خانواده ها واقع نشدند. پس از سال ۱۳۵۷ نیز تاسیس دانشگاه آزاد اسلامی، تاسیس موسسات آموزش عالی غیر دولتی-غیرانتفاعی و مجوز پردیس های بین المللی در برنامه پنجم توسعه پیگیری شده است. قبل از آن جذب دانشجوی شبانه و نوبت دوم دستاوردی نداشت. پردیس ها نیز نتوانستند ماموریت اصلی خود را که جذب دانشجوی بین المللی بود ایفا کنند. هم اکنون در ایران آموزش عالی خصوصی به عنوان مکمل دیده می شود در حالی که در کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و کره جنوبی به عنوان شکل غالب و در اروپا به شکل رقیب ظاهر شده است. برابر آمارهای سال ۱۴۰۲ سهم موسسات غیر دولتی ۷/۸ درصد از کل دانشجویان است. در عین حال که سهم دانشجویان شهریه پرداز از کل دانشجویان ۷۱ درصد است. یافته های این مقاله نشان داد که سیاست گسترش آموزش عالی خصوصی در ایران شکست خورده است. آنچه جریان دارد غالبا خصوصی سازی بخش دولتی است. نقد و تحلیل سیاست های موجود پنج مشکل و عارضه را بازنمایی می کند: ابهام و تعارض اهداف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، وجود شکاف سیاستی در مرحله پیاده سازی سیاست مدون، عدم پویایی سیاست (شکست بازخورد-تغییر)، تکمیل نشدن چرخه سیاست خصوصا در مرحله ارزیابی، رنجوری و عدم تکامل ابزارهای سیاستی (رگولاتوری-تحریک تقاضا-تحریک عرضه و...).
کلیدواژه ها:
نویسندگان
غلامرضا ذاکر صالحی
موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی تهران ایران