چکیده مبسوط
مقدمه: حفاظت، بهره برداری و مدیریت پایدار منابع طبیعی حوزه های آبخیز برای تامین نیازهای جمعیت روبه رشد از اولویت خاصی برخوردار هستند. آسیب به منابع طبیعی عوارض جبران ناپذیری از جمله سیلاب های شدید، فرسایش خاک و در نتیجه خسارات جانی و مالی را به دنبال دارد. بنا بر این، از یک سو اجرای برنامه های حفاظت و احیای منابع طبیعی ضروری است و از سوی دیگر کمبود اعتبارات و محدودیت های اقتصادی، فنی و زمانی در حوزه های آبخیز مختلف باعث می شوند تا اقدامات مدیریتی در قسمت هایی از حوزه های آبخیز که شرایط حساس تری نسبت به سایر مناطق دارند، انجام شوند. بر همین اساس، اولویت بندی مناطق مختلف یک حوزه آبخیز براساس شدت مشکل ابزار مفیدی برای دولت در تهیه راهبردهای توسعه منطقه ای است. با این حال، استفاده از یک رویکرد مناسب برای اتخاذ یک تصمیم مدیریتی با لحاظ نظر تمامی گروداران و کم کردن نظرات کارشناسی ضروری است، حال آنکه این موضوع در مقیاس حوزه آبخیز کم تر موردتوجه قرار گرفته است. در همین راستا، در پژوهش حاضر برای اولویت بندی مقایسه ای حوزه های آبخیز درجه دوم کشور از نظریه بازی به دلیل کاهش اثر نظر کارشناسی استفاده شده است. امید است که نتایج این پژوهش سیاست گذاران، مدیران و تصمیم گیران در مدیریت جامع آبخیزهای کشور و حفظ منابع آب وخاک را یاری کنند. اگرچه دستیابی به رویکردهای تفصیلی و اجرایی در مقیاسهای عملیاتی نیازمند انجام پژوهشهای گسترده تر با مقیاس بزرگتر و در بخشها و یا آبخیزهای با اولویت مدیریتی بالا است.
مواد و روش ها: برای اولویت بندی مقایسه ای حوزه های آبخیز درجه دو کشور در ابتدا ۴۴ معیار ملی و قابل دسترس اقلیمی، انسانی، هیدرولوژیکی و طبیعی انتخاب شدند. در ادامه، مقادیر معیارهای مورد مطالعه برای هر یک از حوزه های آبخیز درجه دوم استخراج شدند و با توجه به ماهیت معیارها و نوع تاثیر آن ها بر عملکرد آبخیز ها، مقیاس بندی لازم انجام شد. برای حذف همبستگی درونی معیارهای مطالعه، از معیار آماری عامل تورم واریانس استفاده شد. در همین راستا، ۲۶ معیار برای اولویت بندی مقایسه ای نهایی شدند. در مرحله بعد، رویکرد Condorcet برای اولویت بندی جامع مقایسه ای با درنظرگرفتن ۲۶ معیار استفاده شد. در همین راستا، مقادیر معیارهای نهایی شده در آبخیزهای ۳۰گانه رتبه بندی شدند. آبخیزی که بهترین وضعیت را از لحاظ معیار مطالعاتی داشت در رتبه اول و آبخیز با بدترین وضعیت در رتبه آخر قرار گرفتند و این روال برای تمامی معیارهای مطالعاتی مدنظر قرار گرفت. پس از رتبه بندی آبخیزها با در نظر گرفتن معیارها، اولویت بندی مقایسه ای بین آبخیزهای رده دوم کشور انجام و آبخیزهای با بیش ترین و کم ترین برد در مقایسات جفتی، به ترتیب به عنوان آبخیزهای با اولویت کم و بالا شناسایی شدند. در نهایت، نقاط ضعف و قوت آبخیزهای مطالعاتی با توجه به معیارهای مورد بررسی مشخص شدند.
یافته ها: براساس نتایج، آبخیزهای ۳۰گانه کشور در بین ۲۶ معیار مطالعاتی حداقل یک بار در رتبه های اول تا چهارم قرار گرفته اند. آبخیز های جراحی و زهره با ۳ و کویر درانجیر با ۵۴ امتیاز به ترتیب دارای کم ترین و بیش ترین امتیاز و بدترین و بهترین شرایط را با توجه به ۲۶ معیار نهایی شده دارند. بررسی وضعیت آبخیز جراحی و زهره نشان می دهد که این آبخیز از لحاظ تراکم زهکشی، فرسایش ویژه و تراکم آبراهه های با رتبه چهار وضعیت خوبی ندارد. از سوی دیگر، وضعیت کویر درانجیر در شاخص طبیعت گرایی، تغذیه آب های زیرزمینی، غلظت کربن مونواکسید، تراکم آبراهه های با رتبه ۴، مهاجرت، فرسایش ویژه، جمعیت و جریان خروجی انسانی در مقایسه با غالب آبخیزها بهتر است. با توجه به معیارهای مطالعاتی، وضعیت و شرایط عملکردی آبخیز جراحی و زهره در جنوب غربی، آبخیز هامون جازموریان در جنوب شرقی، آبخیز بندرعباس-سدیج در جنوب، آبخیزهای کویر مرکزی و ابرقو سیرجان در مرکز و آبخیزهای دریاچه ارومیه، سفیدرود و ارس در شمال غربی در مقایسه با سایر آبخیزها ضعیف هستند و باید بیش تر مورد توجه قرار گیرند. بر اساس نتایج به دست آمده، متغیرهای مختلفی در اولویت بندی حوزه های آبخیز کشور موثر هستند که نیاز به ارزیابی دقیق و علمی تاثیرات هر یک بر عملکرد حوزه های آبخیز دارد. هم چنین، نتایج این تحقیق میتوانند سهم ارزنده ای در نحوه تخصیص اعتبارات در ارائه راهکارهای مدیریتی و انجام مطالعات دقیق اجرایی در مقیاس بزرگ تر و حوزه های آبخیز کوچک تر داشته باشند.
نتیجه گیری: در پژوهش حاضر، از مجموعه متغیرهای تاثیرگذار و در دسترس در آبخیزها برای اولویت بندی مقایسه ای آن ها استفاده شده است. لازم به ذکر است که با توجه به این که مبنای مقایسه در رویکرد Condorcet مقایسههای جفتی است، بنا بر این زیرآبخیزهای جراحی و زهره و کویر درانجیر زیرآبخیزهایی هستند که در مقایسههای جفتی بین سایر زیرآبخیزها در معیارهای مذکور، به ترتیب بیش ترین و کم ترین باخت را تجربه کرده اند. بر این اساس، نتایج اولویت بندی زمانی قابل اعتماد خواهند بود که مدیر مربوطه با فرآیند اولویت بندی، نوع معیارها و هم چنین هدف مطالعه حاضر آگاهی کامل داشته باشد. طبیعتا، نتایج حاصل از مقیاس مورد استفاده در پژوهش فعلی، امکان تهیه و تدوین طرح های اجرایی مدیریت آبخیزهای کشور را مهیا نمی کنند ولی زیربنای خوبی برای تمرکز توجهات بخش ها و سازمان های متولی حفاظت منابع آب و خاک کشور در خصوص سیاست گذاری و برنامه ریزی در
مقیاس ملی و سپس انجام مطالعات تفصیلی و هدفمندانه در مقیاس های بزرگ در آبخیزهای با اولویت بالا را فراهم نموده اند. اگرچه انجام پژوهش های گسترده تر با سایر شیوه های اولویت بندی مبتنی بر تئوری بازی و با سایر رویکردهای مشابه و بر اساس معیارهای فنی گسترده تر پیشنهاد می شود.