تحلیلی بر اثرات فرهنگ کارآفرینی بر عملکرد رقابتی پایدار شرکت های کوچک و متوسط از طریق نقش میانجی مدیریت دانش و نقش تعدیلگر هوش تجاری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 126
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CIPTR01_137
تاریخ نمایه سازی: 10 دی 1404
چکیده مقاله:
هدف اصلی این پژوهش تعیین تاثیر فرهنگ کارآفرینی بر عملکرد رقابتی پایدار شرکت های شهرک صنعتی امامزاده عبداله آمل با توجه به نقش میانجی مدیریت دانش و نقش تعدیل گر هوش تجاری بود. این تحقیق از لحاظ روش از نوع توصیفی- پیمایشی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری موردبررسی شامل کلیه مدیران و سرپرستان شرکت های شهرک صنعتی امامزاده عبداله آمل بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، حجم نمونه براساس جدول کرجسی مورگان برابر با ۲۶۹ نفر تعیین شد. ابزار اندازه گیری شامل مقیاس فرهنگ کارآفرینی از لئال-رودریگز و همکاران (۲۰۱۷)؛ مقیاس مدیریت دانش از زاک و همکاران (۲۰۰۹)؛ مقیاس هوش تجاری از هوانگ و همکاران (۲۰۲۲) و مقیاس عملکرد رقابتی پایدار از یینگ و همکاران (۲۰۱۹) بود که ضرایب آلفای کرونباخ آن ها بالاتر از ۷/۰به دست آمد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS۲۵ در سطح توصیفی و در سطح استنباطی از معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS نسخه ۳ بهره گرفته شد. نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ کارآفرینی تاثیر مثبت و معنی داری بر عملکرد رقابتی پایدار و مدیریت دانش دارد و همچنین تاثیر مثبت و معنی داری مدیریت دانش بر عملکرد رقابتی پایدار تایید شد. علاوه براین، مشخص شد مدیریت دانش در رابطه بین فرهنگ کارآفرینی و عملکرد رقابتی پایدار شرکت ها نقش میانجی جزئی ایفا می کند. در نهایت نتیجه نشان داد هوش تجاری نقش تعدیل گر معنادار در رابطه بین بین فرهنگ کارآفرینی و عملکرد رقابتی پایدار شرکت های شهرک صنعتی امامزاده عبداله آمل دارد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که بهره گیری هم زمان از فرهنگ کارآفرینی، مدیریت دانش و هوش تجاری می تواند به عنوان یک رویکرد تلفیقی، زمینه ساز ارتقاء عملکرد رقابتی پایدار در شرکت های صنعتی باشد. این نتایج بر اهمیت توسعه قابلیت های دانشی و اطلاعاتی در محیط های پویا و رقابتی تاکید دارند. همچنین، تقویت هوش تجاری به عنوان یک ظرفیت تحلیلی، می تواند اثربخشی مولفه های فرهنگی و دانشی را در بهبود عملکرد سازمانی افزایش دهد. بر این اساس، مدیران شرکت ها باید با اتخاذ راهبردهای مبتنی بر نوآوری و یادگیری، از تعامل بین این عوامل در جهت ایجاد مزیت رقابتی پایدار بهره برداری کنند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
اکبر بهمنی چوب بستی
گروه مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
زینب محمدی
کارشناسی ارشد مدیریت، موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی نیما، محمودآباد، ایران