بررسی رابطه بین روش تدریس دانش آموز محور با رشد تفکر انتقادی در دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 109

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVCONF06_244

تاریخ نمایه سازی: 2 مهر 1404

چکیده مقاله:

در دنیای پیچیده و پویای امروز یکی از مهمترین نیازهای نظامهای آموزشی پرورش افرادی است که بتوانند با نگاهی ژرف، تحلیلی و انتقادی به مسائل و پدیده ها بنگرند. در این راستا آموزش و پرورش تنها زمانی میتواند موثر و کارآمد واقع شود که به جای تاکید صرف بر انتقال اطلاعات بر رشد مهارتهای تفکر به ویژه تفکر انتقادی تمرکز کند. تفکر انتقادی به عنوان یکی از مولفه های بنیادین یادگیری موثر، فرآیندی فعال متفکرانه و آگاهانه است که در آن فرد با بهره گیری از استدلال، تجزیه و تحلیل، ارزیابی و قضاوت منطقی به بررسی اطلاعات و مسائل پیرامون خود می پردازد. این نوع تفکر زمینه ساز تصمیم گیریهای آگاهانه تر، حل مسئله های پیچیده تر و پرورش روحیه پرسشگری در دانش آموزان است، از این رو نظامهای آموزشی موفق بیش از هر چیز به دنبال طراحی و اجرای روشهای تدریسی هستند که زمینه ساز رشد چنین قابلیتهایی در فراگیران باشند. یکی از رویکردهای موثر در این زمینه، روش تدریس دانش آموز محور است که برخلاف شیوه های سنتی و معلم، محور نقش فعالانه تری برای دانش آموز در فرآیند یادگیری قائل می شود. در این روش معلم تسهیلگر فرآیند یادگیری است و دانش آموزان با مشارکت، تعامل بحث، پرسشگری، کشف، تجربه نقش اصلی را در شکل گیری مفاهیم ایفا می کنند. روشهای دانش آموز محور همچون یادگیری مبتنی بر مسئله، یادگیری مشارکتی، کلاس معکوس، بحث گروهی و پروژه محور فرصتهایی را فراهم می کنند تا دانش آموزان بتوانند ایده های خود را بیان کرده، دیدگاههای دیگران را شنیده و تحلیل کنند و در نهایت با تعمق و تامل، مسیر شناختی خود را ارتقاء دهند. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ها و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی رابطه بین سبک تدریس دانش آموز محور با رشد تفکر انتقادی در دانش آموزان پرداخته شود نتایج به دست آمده حاکی از آن است که هرچه دانش آموزان درگیرتر و فعال تر در فرآیند یاددهی و یادگیری باشند، قدرت تحلیل، قضاوت و تفکر مستقل آنها بیشتر رشد می کند. در این شرایط دانش آموز نه یک گیرنده منفعل اطلاعات بلکه یک کنشگر فعال و خلاق در مسیر یادگیری است. به همین دلیل طراحی محیطهای یادگیری پویا، غنی و چالش برانگیز که در آن دانش آموز فرصت گفتگو، پرسش، آزمون و ارزیابی داشته باشد می تواند نقش بسزایی در پرورش تواناییهای شناختی و انتقادی او ایفا کند.

نویسندگان

ملیکا امیدوار

دانشجوی مقطع ابتدایی؛ اداره آموزش و پرورش شهرستان شیروان