تحلیل چالشهای مفهومی و هنجاری در پیوند میان حقوق و جهانی شدن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 122
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
GHADIRCONF14_022
تاریخ نمایه سازی: 30 شهریور 1404
چکیده مقاله:
حقوق و جهانی شدن به شکلی جدایی ناپذیر به یکدیگر پیوند خورده اند. شیوه های نوین تعاملات بین المللی در حوزه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که مشخصه عصر جهانی شدن هستند تحت تاثیر هنجارهای حقوقی شکل گرفته و تفسیر شده اند. یکی از ویژگیهای کلیدی جهانی شدن ظهور هنجارهای فراملی یا فراتر از دولت است که در راستای گذار از حکومت به حکمرانی، از ساختار هرمی به شبکه ای و از دولت ملی به حکمرانی جهانی قرار دارد. بحث هایی که به تضعیف نقش دولت اشاره دارند، عمدتا بر این تصور استوارند که دولتهای ملی دیگر توانایی کافی برای تنظیم پدیده هایی که ماهیتا جهانی اند، مانند تغییرات اقلیمی، مهاجرت حقوق بشر امنیت غذایی و بهداشت را ندارند در این حوزه هماهنگی میان دولتها و سایر بازیگران امری اجتناب ناپذیر به نظر میرسد چرا که حقوق داخلی در این زمینه با محدودیتهای جدی مواجه است. البته، این محدودیتها به معنای بی اعتباری حقوق داخلی نیست بلکه برعکس جهانی شدن اگرچه چشم انداز جدیدی برای حقوق داخلی ایجاد کرده، اما همچنان به آن وابسته است در حوزه حقوق همانند سایر عرصه ها جهانی شدن تنشی خاص را میان محلی و جهانی، میان داخلی و خارجی، و میان رویه های فرهنگی خاص و هنجارهای (ظاهرا) جهانی ایجاد کرده است. این مقاله استدلال می کند که این دیالکتیک میان امر محلی و امر جهانی که جهانی شدن به حرکت درآورده در سه دهه اخیر موجب شده است که پژوهشگران حقوقی بر پیامدهای این پدیده در نظام حقوقی تمرکز کنند در این دوره آثار بسیاری به بررسی تعامل میان حقوق و جهانی شدن پرداخته اند برای نمونه. در چارچوب این مباحث اصطلاحاتی مانند حقوق فراملی که توسط جساپ در سال ۱۹۵۶ مطرح شد، حقوق جهانی و مفاهیمی همچون بین المللی شدن حقوق یا جهانی شدن حقوق به طور گسترده رواج یافته اند. با این حال، علی رغم غنای ادبیات موجود هنوز تعریف مشترک و مورد توافقی از حقوق فراملی یا حقوق جهانی ارائه نشده است. گاه این مفاهیم به عنوان یک نظام حقوقی یکپارچه و منسجم تلقی میشوند که به طور واقعی در سطح جهانی اعمال میشود، در حالی که در موارد دیگر این اصطلاحات مفاهیمی انعطاف پذیر و چندوجهی را در بر میگیرند که از چارچوبهای سنتی فراتر میروند. این اصطلاحات اغلب به مجموعه ای از ایده های مرتبط با تکثرگرایی حقوقی اشاره دارند. در بسیاری از موارد این مفاهیم با یک موضوع یا نظام حقوقی خاص که ماهیتی فراملی دارد، مرتبط میشوند. هدف ما در اینجا بررسی کامل و جامع این حجم گسترده از متون حقوقی نیست نبود اجماع درباره تعاریف و دامنه موضوعی این مفاهیم نشان دهنده این واقعیت است که جهانی شدن یک فرایند مداوم، متغیر و چندوجهی است. درک این تعاملات میان حقوق و دیگر انواع هنجارمندی و تحلیل پویایی های سریع آن، تلاشی مستمر را میطلبد. همین امر ما را بر آن میدارد که به سهم خود به بدنه مطالعاتی گسترده ای که تاکنون در این حوزه شکل گرفته است، افزوده و دیدگاه خود را ارائه کنیم. این مقاله استدلال میکند که برای درک پیوند میان حقوق و جهانی شدن باید میان دو مفهوم حقوق جهانی شدن و حقوق در جهانی شدن تمایز قائل شد جهان در حال گسترش مداوم نظامهای هنجاری است که برخی به نظامهای حقوقی تعلق دارند و برخی دیگر را نمی توان به معنای دقیق کلمه، حقوقی دانست و در نتیجه بخشی از هیچ نظام حقوقی مشخصی محسوب نمی شوند. تمایز میان این دو مفهوم، درک تعاملات میان نظامهای هنجاری و فرایند جهانی شدن را امکان پذیر میسازد. مفهوم نخست، یعنی حقوق جهانی شدن، به مجموعه ای از قواعد و هنجارهایی اشاره دارد که دامنه اثر گذاری آنها معاملات و تعاملات جهانی است. هدف از این دسته از قواعد، ایجاد زیرساختهای هنجاری لازم برای تسهیل جریان آزاد کالا سرمایه گذاری و افراد است که خود عامل شکل گیری جهانی شدن محسوب میشود. در مقابل، مفهوم حقوق در جهانی شدن به تنوع هنجارها و قواعدی اشاره دارد که به نظامهای حقوقی مختلف و دیگر مجموعه های هنجاری تعلق دارند و در تعامل با یکدیگر قرار میگیرند تا روابط و مبادلاتی را که از مرزهای ملی فراتر رفته اما همچنان بر دولت های ملی و اتباع آنها تاثیر میگذارد تنظیم کنند این مقاله بر این دیدگاه است که این دو بعد از یک رابطه دیالکتیکی برخوردارند به این معنا که هیچ یک نمیتواند دیگری را نادیده بگیرد یا بدون آن عمل کند، در عین حال که هر کدام دارای منطق ساختاری متفاوتی هستند اگرچه زبان هنجاری آنها دارای شباهتهایی است، اما ساختار آنها اساسا متمایز است حقوق جهانی شدن و حقوق در جهانی شدن را میتوان بازتاب نیروهای متضادی دانست که جهانی شدن را شکل میدهند هدف این مقاله تحلیل رابطه میان این دو مفهوم است. ساختار مقاله به چهار بخش تقسیم شده است. بخش نخست به بررسی مفاهیم مختلف جهانی شدن و پیامدهای آن میپردازد و تعریفی را که در این پژوهش از جهانی شدن اتخاذ شده، ارائه میدهد. بخش دوم، حقوق جهانی شدن را به عنوان یک نظام حقوقی معرفی کرده و ویژگیهای اصلی آن را توضیح میدهد. در بخش سوم حقوق در جهانی شدن بررسی شده و به ویژگیهای اساسی مجموعه گسترده ای از تعاملات هنجاری و نهادی پرداخته می شود که تحت تاثیر جهانی شدن رخ میدهند و تاکنون کمتر مورد مطالعه قرار گرفته اند. در نهایت بخش چهارم با خلاصه کردن استدلالهای مقاله و اشاره به پیامدهای روش شناختی ناشی از این تمایز مفهومی، نتیجه گیری می کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان